تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
يا به آب‌هاى مذكوره يا آب كاكنج ممزوج به گلاب بنهند و هر صبح شربت تمر هندى يا آلو بخارا يا سكنجبين يا شربت نيلوفر يا شربت دينار بنوشند و تليين طبيعت به حقنهء لين خفيف يا به شرب ملينات مثل شيرخشت و ترنجبين و شربت آلو مسهل يا شربت ورد مكرر به آب انارين كنند . و اگر حرارت غير مادى باشد تنها تبديل كفايت كند . و اگر از برودت باشد اصل السوس مقشر نيم‌كوفته پر سياوشان هاديان و مانند آن در آب جوشانيده گلقند داخل كرده بنوشند و گلقند و زنجبيل و دارچينى تناول كنند و مروخات حاره مثل پيه بط و پيه مرغ و روغن بيدانجير و روغن بابونه كه در آن قدرى فرفيون حل كرده باشند بمالند و غذا نخودآب بهتر است . و خجندى گويد كه تمريخ به روغن خروع كه در آن جندبيدستر حل كرده باشند و تنطيل به آب مطبوخ اكليل الملك و بابونه و مرزنجوش و قيصوم و شبت و مانند آن و تليين طبيعت به حقنهاى بابونجى و بسفايجى و ترهدى به حسب اقتضا نمايند . و اگر برودت مادى باشد و حاجت به شرب مسهلات افتد نضج ماده به منضجات مناسبهء موافقهء خلط موجب نموده مسهلات مقوى به غاريقون و تربد بنوشند . و اگر برودت ساذج باشد بر مبدلات مقابل آن اقتصار كنند . و اگر از رياح باشد جوارش كمونى خورانند و به سبوس گندم و نمك تكميد نمايند و اطليهء حارهء محلل ريح مثل بابونه و اكليل الملك و پودينه و سداب ضماد كنند و در آب جوشانيده نطول سازند و جندبيدستر و روغن ياسمين و سداب آميخته بمالند و نطولى كه در وجع گردهء ريحى مذكور شد اينجا نيز مفيد بود و برگ فنجنكشت و نيب و ابنه گل بابونه عنب الثعلب باديان هر يك سه توله جوشانيده بخور دهند و بعد از آن مقل يك توله و سركه و آب برگ مكوه حل كرده بابونه سنبل الطيب هر يك نه ماشه سوده آميخته نيم‌گرم ضماد كنند و در رياح سوداوى و تنقيهء سودا و ماء الجبن مفيد بود و آنچه به سبب رياح بواسير باشد اطريفل و تراكيب مقل دهند و به قول حكيم ممدوح هر صبح انيسون و باديان و يا كرويا و تخم فنجنكشت هر يك درم و گلقند عسلى پانزده درم خورند و مزورهء نخود به گوشت كبك يا دراج دهند و روغن زنبق يا نرگس جند آميخته بمالند . و اگر از ضربه و سقطه باشد فصد باسليق يا صافن يا حجامت ساقين و قطن نمايند . و اگر حاجت تليين افتد حقنهء لين به عمل آرند و روادع غير قابض تا الم نيارند مانند بنفشه و نيلوفر و كدو و برگ خطمى و عنب الثعلب و كرنب ضماد نمايند و بعد از آن به قول شيخ لعاب خطمى و بابونه و مانند آن استعمال كنند . و ايضا راتينج و مر مكى به آب سرد و بزر كتان به آب سرد سوده و روغن گاو و علك البطم مساوى ضماد سازند و ضماد زردچوب سوده و زردى بيضهء مرغ آميخته نيم‌گرم نيز نافع ضربهء خصيه است . و ايضا اگر فوطه بى جا شده باشد و درد و تپ هم بود شيرهء تخم قرطم شيرهء خار خسك شيرهء تخم خرپزه گلقند بنوشند و تخم كشف و روغن گل حل كرده ضماد كنند . و اگر از ترك جماع بود امر به مباشرت كنند . و اگر اندكى باقى ماند ادويهء باردهء مخدرهء مدره مثل حب كاكنج و تخم خشخاش و كاهو و گشنيز شربا و ضماداً استعمال كنند

عظم خصيتين

گاه باشد كه خصيه بزرگ شود نه به واسطهء ورم و نفخ بلكه بر سبيل فربهى چنانچه پستان بزرگ شود

علاج

در ابتدا ادويهء سرد و مخدر مانند بيخ لقاح و پوست خشخاش و بزر البنج و حكاكهء سنگ مسن و حكاكهء اسرب و حكاكهء سنگ آسيا به آب گشنيز سبز طلا كنند و بعضى در اين گل ارمنى و سركه مىافزايند و خاكستر پشك بز و بزر البنج هر دو برابر سائيده ضماد كردن نيز خصيهء بزرگ را كوچك كند و ضماد مرداسنگ به آب گشنيز سبز سوده نيز مزيل سمن خصيه است و يا گل قيموليا سفيداب خطمى هر يك دو درم شب يمانى مازو سبز هر يك نيم درم كوفته بيخته به عسل و روغن گل سرشته چند مرتبه ضماد نمايند و ادويه مانع بزرگ شدن پستان كه در امراض ثدى مذكور شد در اين جا نيز مفيد بود و تقليل غذا ضرور است . و هرگاه اين مرض مستحكم شود علاج نپذيرد . و شيخ مىفرمايد كه به ادويهء بارده كه بدان علاج پستان بزرگ مىكنند مثل طلا به شوكران و بزر البنج علاج كنند و هرچه قوت غاذيه را ضعيف كند به كار برند و حكاكهء اسرب محكوك بعض او بر بعض به آب گشنيز سبز طلا نمايند و مداومت چكانيدن روغن زنبق در احليل نفع بدان و تعديل آن مىكند . و جرجانى مىنويسد كه اين ضماد تحليل كند مويز منقى پيه مرغ پيه گرده موم زرد هر يك دو درم زردهء تخم مرغ يك عدد مصطگى سوده پنج درم پيه را با موم و روغن كنجد بگدازند و با زردهء بيضه بياميزند و در هاون حل كنند پس مصطگى آميخته بسايند بعده مويز باريك سائيده و جرجير را بپزند تا نرم شود و جمله را بسرشند و به كار برند و به قول صاحب شفاء الاسقام بگيرند طبيخ بزر البنج و گل قيموليا و سفيدآب اسرب و همه را سائيده طلا كنند و يا بگيرند سنگ آسيا و سنگ فسان كه بدان كارد را تيز مىكنند و يكى را بر ديگرى به آب گشنيز با گلاب بسايند و طلا كنند . و انطاكى گويد كه اگر از خلط ميان اغشيه باشد پس اگر با درد بود حار باشد و علاجش باطيان و العبه