تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
پس به صبر و مرداسنگ و روغن گل طلا كنند و بگيرند آب مورد تازه و بدان قدرى صبر و روغن گل و موم آميخته طلا نمايند . و اگر ورم حار نباشد به ادويهء قوى التجفيف علاج كنند مثلًا كاغذ سوخته و حنظل سوخته و صبر و اقاقيا مساوى باريك كوفته به آب برگ مورد سرشته بر خصيه طلا نمايند و يا به عدس مطبوخ كه با گلنار نيك سوده باشند به اندك گلاب ضماد كنند . و اگر شرب محرق و صبر و اقاقيا مساوى باريك سوده به آب و دريا آب بارتنگ سرشته بر موضع طلا سازند نفع بخشد . و اگر گل قبرسى و شاونج و صبر سقوطرى هر واحد يك جزو باريك سائيده بر قروح و بثور بپاشند بعد از آنكه موضع را به روغن گل چرب نموده باشند در تجفيف عجيب الاثر است . و اگر با بثور حكه بود مرداسنگ زردچوب اقليمياى فضه مازو هر واحد يك درم بورهء ارمنى وردى شراب شياف ماميثا گوگرد هر يك نيم درم همه را باريك سائيده به آب مورد و روغن گل و سركه سرشته طلا كنند . و اگر بثور صلب باشد به مقراض بريده زاج و زنگار هر دو سوده بر آن پاشند . و اگر ماده ردى بود بدون داغ چاره نيست

سحج خصيتين

اگر پوست خصيه بخراشد اول روغن گل طلا كنند و بر آن گل سرخ و برگ مورد باريك سوده بپاشند . و اگر به مرهم سفيدآب يا مرهم معمول از مازو و روغن گل و موم طلا كنند نافع بود . مصنف اقتباس گويد كه سحج خصيه از دو سبب مىباشد يكى كثرت فربهى و دوم يبوست در اول به تهزيل كوشند و در ثانى به روغن گل يا ياسمين و يا مسكهء ميش به آب بست و يك بار شسته چرب نمايند . و چون كهنه گردد و برگ مورد يا تخم آن و سفيدهء ارزيز هر دو برابر هم ابيض آميخته استعمال كنند .

حكهء قضيب و خصيه

خارش ذكر و خصيه به سبب انصباب مادهء تيز صفراوى با بورقى يا خون سوداوى متعفن به سوى آن و يا ترشح عرق حاد از نواحى آن باشد .

علاج

فصد باسليق كنند و در باطن ران نزديك بيخ آن حجامت نمايند كه در اين باب مجرب است و تنقيهء صفرا به سودا به مسهل آن كنند و در آن شاهتره و هليله داخل نمايند و قدرى ماميثا سائيده به روغن گل و سركه آميخته و آب گشنيز سبز . و اگر از مادهء بورقى باشد آب كرفس افزوده ضماد سازند و قضيب را به آب گرم بشويند پس سفيدى تخم مرغ طلا كنند و طلاى قنبيل و كبريت و توتياى سبز هر واحد به روغن شرشف و غيره مفيد بود و پوست درخت سرس سوده ضماد كردن نيز نافع نوشته و كذا مغز تخم ناگيسر كوبيده بر آن آب نيم‌گرم پاشيده در ضره بسته به جاى حكه ماليدن و بعد چند ساعت به آب گرم شستن و يا به شب ماليدن و صبح شستن در چند دفع زائل مىگرداند و در آب معادن نشستن و بالاى آن گل سرشو در آب حل كرده طلا كردن عظيم النفع است و ضماد صبر پنج درم اشنان دو درم نوشادر يك درم اليهء تازه كوفته پنج درم در ازالهء حكهء انيثين مجرب صحيح سويدى است و برگ حنا شاهتره گل خطمى صبر زرد كوفته بيخته به سركهء انگورى و روغن گل حل كرده مثل مرهم ساخته ماليدن در بياض والد مرحوم مجرب نوشته و اين طلا براى حكهء خصيه و قضيب معمول والد علوىخانى است و به تجربه رسيده انار ترش يك عدد در پاتيلهء مسى قلعى ناكرده با سركهء انگورى بپزند تا مضمحل شد پس در هاون انداخته برگ حنا شاهتره گوگرد و زرد گلنار فارسى مرداسنگ سوخته توتياى كرمانى توتياى هندى در سفال آب ناديده بريان كرده هر يك نيم درم كوفته بيخته داخل نموده روغن گل بست مثقال اضافه كرده چندان به دسته حل كنند كه مثل مرهم شود طلا نمايند و اين ضماد نيز نافع خارش خصيه است نوشادر يك درم مرداسنگ دو درم گلنار نشاسته هر يك سه درم شياف ماميثا اقاقيا هر يك پنج درم به گلاب طلا نمايند . و اين طلا خارش زهار و خصيه را مجرب نوشته‌اند صبر سقوطرى نوشادر هر يك چهار دانگ نشاسته يك درم شياف ماميثا اقاقيا هر يك سه درم كوفته بيخته به گلاب و سركه سرشته طلا نمايند . و اگر خواهند كه خارش قضيب و خصيه و مقعد را نافع‌تر باشد گل سرخ و صندلين هر يك نيم درم زياده كنند و در نسخهء ديگر اشتان عوض صبر و نوشته . و اگر زائل نشود اطليهء كه در بحث جرب بيايد به كار برند و زلو بچسپانند ليكن چسپانيدن زلو بر نفس قضيب نشايد كه گاهى استرخاى قضيب و قطع باه كنند . شيخ الرئيس مىفرمايد كه در حكهء قضيب تنقيهء خلط به فصد و اسهال كنند بعده بگيرند اقاقيا و ماميثا هر واحد نيم درم نوشادر يك دانگ صبر يك دانگ زعفران نيم دانگ اشتان به وزن مجموع و كوفته بيخته به روغن زنبق سرشته ضماد نمايند كه مجرب است و گاهى طلاى سركه و روغن گل كه در آن نطرون و شب باشد در حمام به تسكين آن نمايد . و اگر حكه ردى تر باشد اندكى مويزج در آن داخل كنند . و چون از حمام خارج شوند سفيدهء بيضه به عسل طلا نمايند . و اگر چيزى