تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
سودند به دو فصد و استفراغ ماده كرده باشند در باطن ران قريب از آن موضع حجامت كنند و يا بر آن زلو چسپانند . مصنف ترويح گويد كه از اشياى حريفه و مالحه و شديد الحلاوت اجتناب نمايند و شستن به آب گرم پس ماليدن روغن گل نفع بخشد و كذا شستن به آب كرفس نافع است و كذا غسل به آب سبوس گندم و كذا لطوخ به سفيدى بيضه و كذا گذاشتن قضيب و خصيه در روغن كنجد نيم‌گرم و يا در مسكه . انطاكى گويد كه اگر حكه زائد بود به فصد مبادرت كنند و الاقتصار به تنقيه و اطليه نمايند و ماميثا و آب كرفس را در اين جا خصوصيت است و احكام حكه عن‌قريب بالاستيفا ذكر خواهم كرد . ابو منصور و صاحب خلاصه مىنويسند كه در خارش خصيتين اگر حاجت افتد فصد باسليق و تنقيه به ماء الفواكه نمايند و اين طلا مرتب سازند اقاقيا شياف ماميثا هر كدام يك جزو و صبر نصف جرو نوشادر روبع جزو و نشاسته به وزن مجموع همه را كوفته به سركهء خمر سرشته استعمال كنند . و اگر با وجود خارش پيوسته رطوبات از آن موضع ترشح همىكند اقاقيا و شياف ماميثا هر كدام نيم درم و غير آن كه در قول شيخ مذكور شد به روغن ياسمين بمالند .

اورام قضيب

اسباب و تشخيص اقسام آن مثل اورام خصيتين است و كذا معالجهء آن مگر آنكه چسپانيدن زلو بر نفس قضيب مناسب نبود . و اگر ضرورت باشد بر حوالى آن چسپانيدن مضائقه ندارد . و ايضا در ورم حار قضيب لعاب بهدانه شيرهء عناب عرق شاهتره عرق عنب الثعلب شربت بنفشه بدهند و گل ارمنى سه ماشه رسوت دو ماشه در آب گشنيز سبز سائيده ضماد نمايند و تعليق هفت علق بر عصعص در روز دوم پنج علق كنند و ضماد عدس گلنار برگ گل پوست انار در آب گشنيز تر يا آب عنب الثعلب يا آب خالص جوشانيده سائيده روغن گل آميخته در ورم حار قضيب مخصوص است و كذا آرد جو صندل سفيد مساوى كوفته بيخته به آب كاكنج و روغن گل و سركهء انگورى و زردهء بيضهء مرغ در صلاپه حل كرده اين ضماد نيز محلل اورام حارهء قضيب و انثيين و مسكن درد و سوزش است گل بنفشه گل خطمى سفيد هر يك پنج ماشه خار خسك قيصوم هر يك دو ماشه بابونه اكليل الملك هر يك چهار ماشه برگ نيلوفر يك ماشه كوفته به آب كاسنى تازه سرشته ضماد نمايند و در ورم بارد آرد جو خطمى خستهء خرما در روغن بابونه و سركه آميخته ضماد كنند و در آخر برگ كلم حلبه پخته بكوبند و آرد باقلا مويز منقى زيرهء كرمانى در شراب پخته خاكستر دانهء خرما خطى سفيد درهم آميخته ضماد كنند و اين ضماد در اين باب قوىتر است مقل ازرق اشق پيه بط پيه مرغ خانگى پيه كوهان شتر مغز ساق گاو بابونه اكليل الملك حلبه برگ كلم زردهء تخم مرغ به دستور مرتب ساخته استعمال نمايند و براى ورم صلب ذكر اين ضماد نيز مفيد نوشته‌اند مويز منقى آرد جو صندل سفيد پيه گردهء بز آرد باقلا پيه را در روغن گل گداخته ادويهء ديگر كوفته بيخته بياميزند و ضماد كنند . شيخ مىفرمايد كه معالجات اورام حار و بارد و قضيب قريب از معالجات اورام خصيتين است ليكن ورم حار قضيب در ابتدا متحمل قوابض زياده است و نسخهء خاص او اين است كه پوست انار و گل سرخ خشك و عدس در آب بپزند چون مهرا شود با روغن گل سائيده ضماد كنند . و ايضا قيموليا به آب عنب الثعلب و كذا گل ارمنى و عدس و برگ كاكنج و ورم بارد قضيب در حالت سوء القنيه و استسقا بيشتر افتد و آنچه براى آن تجربه كرده باشد اين است كه آرد تخم خرما دو جزو خطمى يك جزو به سركه سوده طلا كنند و دواى معمول از سبوس و اشق مذكور در علاج ورم صلب خصيتين موافق‌تر براى ورم صلب قضيب است . صاحب حاوى صغير گويد كه در ورم حار قضيب هر صبح جلاب از تمر هندى و شكر سفيد يك ده درم يا آب انار شيرين و ترش هر واحد بست درم با شكر سفيد ده درم بياشامند و غذا مزورهء تمر هندى و شيرهء مغز بادام و شكر سازند و تليين طبيعت به نقوع مشمش يا به مطبوخ فواكه نمايند و اين ضماد كنند گل سرخ عدس مقشر گلنار پوست انار آرد جوهر واحد ده درم در آب پخته با روغن گل بسايند و به كار برند و معالجهء اورام بارد قضيب مثل اورام انيثين كنند و اين ضماد سازند بابونه اكليل تخم تمام خطمى آرد خستهء خرما مساوى كوفته بيخته به روغن زنبق آميخته استعمال نمايند . خجندى مىنويسد كه در ورم حار در ابتدا پارچه در گلاب و سركه و لعابات و عصارات بارده مثل آب كدو و كاسنى و كاهو تر كرده بنهند و هر صبح شربتى از اشربهء حامضه مثل شربت تمر هندى يا شربت آلو يا انار يا غوره بنوشند و تليين طبيعت به نقيع مشمش مقوى به ريوند و هليلجات نمايند و يا به حقنه‌هاى لينه و اين اولى است . و اگر در آن اندكى صلابت باشد بايد كه اعانت در انضاج به مثل آرد باقلا خطمى و بابونه و بزر كتان و مى پخته به آب برگ كرنب و زردهء بيضه و روغن گل كنند . و چون حاجت به تحليل آيد و در زمانهء انتها اين ضماد استعمال نمايند مويز منقى زيرهء برگ كرنب گرفته ضماد مرتب سازند . سعيد گويد كه علاج ورم حادث در كمره به فصد يا تنقيهء بدن به اسهال و طلا به روغن گل و موم و ريختن آب گرم بر عضو و دوشيدن شير بر آن و تحليل غذا و اصلاح آن كنند . و هم او گويد