صلب بگيرند آرد حلبه و آرد باقلا هر يك ده درم زيرهء كرمانى و آرد نخود و گشنيز خشك هر يك سه درم مقل پنج درم همه را در مى پخته يا به ماء العسل عصيده كنند و يا بگيرند برگ كرنب پخته و به آرد جو و آرد حلبه سرشته ضماد كنند .
و اگر آرد باقلا و بابونه و پيه بط به آن يار كنند قوى گردد .
[ محمد بن الياس ]
محمد بن الياس گويد كه در ورم بلغمى هر صبح جلاب از اصل السوس و باديان هر واحد سه درم با گلقند شكرى ده درم بنوشند و غذا مزورهء نخود و مغز قرطم سازند و تليين طبيعت به مطبوخى كه در آن تربد و انيسون و باديان و بادرنجبويه باشد بايد كرد و يا از تخم شبت و تخم شلجم و تخم خرپزه و اصل السوس و روغن كنجد و عسل و نمك قى كنند و باقلا و حلبه و غيره كه در قول مصنف جامع گذشت مساوى كوفته بيخته به روغن بابونه يا روغن شبت سرشته طلا كنند و يا بگيرند مقل و كندر و موم و روغن بابونه و قيروطى ساخته به طلا كنند و در ورم سوداوى صلب هر صباح جلابى از بادرنجبويه و گاو زبان و اصل السوس هر واحد سه درم با گلقند شكرى ده درم بياشامند و غذا به دستور بلغمى دهند و تليين طبيعت به مطبوخ افتيمون يا حب او كنند و به اضمدهء ملينه مثل پيه بط و ماكيان و مغز شكرى ده درم بياشامند و غذا به دستور بلغمى دهند و تليين طبيعت به مطبوخ افتيمون يا حب او كنند و به اضمدهء ملينه مثل پيه بط و ماكيان و مغز ساق گاو و روغن بنفشه و مقل ضماد كنند و يا بگيرند آرد باقلا و آرد نخود و اكليل و بابونه و شبت اجزا مساوى و كوفته بيخته به آب كرنب سرشته ضماد نمايند .
[ خجندى ]
خجندى گويد كه قى به اصل السوس جوشانيده يا به تخم ترب نمايند و تليين طبيعت به اين حقنه كنند بابونه سناى مكى اكليل الملك هر يك پنج درم بسفايج سه درم تربد ورم به ورق ورم شكر سرخ ده درم حب قرطم كوفته پنج درم شبت قبضه به دستور مقرر مرتب ساخته حقنه بدان كنند و به مطبوخ تربد و غاريقون و سنا و خيارشنبر و گلقند و مانند آن اسهال آورند و به رب عنب و خطمى طلا كنند و در سوداوى تليين به حقنهء مذكور كنند و اضمدهء كه در قول ابن الياس گذشت به كار برند .
[ ابن هبة الله ]
ابن هبة الله گويد كه اگر ورم بلغمى باشد ادويهء مستفرغ بلغم نوشانند و جلنجبين دهند و آب نيمگرم بر آن آشامند و روغن ياسمين يا روغن به آن بمالند و به آب رياحين بشويند و غذا نخودآب سازند .
و اگر تحليل نشود كندر آرد باقلا زيره سوده در پيه گردهء بز و موم گداخته آميزند و ضماد كنند .
و اگر ورم صلب باشد تنقيه از خلط سوداوى نمايند و به آرد نخود و باقلا و تخم كتان و خاكستر كرنب و بابونه و اكليل الملك و بنفشهء خشك با پيه بط و بز در روغن سوسن آميخته ضماد كنند .
و اگر ورم تحليل نشود به مقل و اشق و ميعهء سائله در ميفنتج حل كرده بدان اندك آرد باقلا و روغن سوسن آميخته ضماد كنند و به آب نيمگرم بشويند و غذا مزورهء زيرباج دهند .
[ قريشى ]
قريشى گويد كه در بلغمى منضجات مثل آرد حلبه و باقلا به شراب ضماد كنند و همچنين آرد باقلا و جو و زيره و بابونه و اكليل الملك و در ورم صلب تنقيهء سودا و تضميد به زوفاى رطب و پيه بقر و مغز ساق گوزن و روغن گل يا روغن سوسن نمايند .
[ صاحب كتاب عين الحيات ]
صاحب كتاب عين الحيات و غيره نوشتهاند كه براى اورام خصيه كشادن رگى كه بر پشت ابهام است از دست مخالف ورم و همچنين سوراخ فراخ كردن در گوش از جانب مخالف ورم .
و اگر ورم در هر دو جانپ باشد همين هر دو عمل از هر دو جانب نمودن مجرب است .
و ايضا داغ كردن قريب به بند دست از طرف ابهام از جانب موافق ورم نيز از مجربات است .
و ايضا به قول رازى اگر ورم ك هنه گردد و به هيچ تدبير نرود .
و اگر در خصيهء راست بود بر اسيلم دست دست چپ به پارچهء بافته داغ نهادن .
و اگر در چپ بود بر اسيلم راست دادن و بعد از داغ سرطان نهرى كوفته ضماد كردن اثرى عظيم دارد .
و ايضا داغ بر سر ابهام يا مخالف ورم و ضماد خاكستر چوب انگور يك جزو و خطمى دو جزو با سركه دافع ورم مايوس است
وجع خصيتين
سبب ورد خايه حرارت يا برودت يا ريح يا ورم يا ضربه و سقطه يا ترك جماع تا مدتى باشد .
تشخيص اين اسباب
چنين كنند كه اولًا حال ورم يا وقوع صدمه بر خصيه يا ترك جماع از مريض بپرسند اگر اقرار يكى از اين هر سه كند سبب درد همان باشد و الا حال شدت و خفت درد و حرارت و برودت ملمس خصيه دريافت نمايند .
و اگر درد شديد و ملمس حار بگويد و با التهاب و حرقت بود سببش حرارت باشد .
و اگر درد اندك و ملمس بارد بيان كند و با حذر بود سببش برودت باشد .
و اگر درد با تمدد و انتقال بلا ثقل بود سببش ريح باشد .
علاج
اگر ورم باشد علاج آن مذكور شد .
و اگر از حرارت بود تبريد دهند و عصارات بارده مثل آب كدوى تر و گشنيز سبز و عنب الثعلب تازه و كاسنى سبز و ديگر مبردات ضماد كنند و نزد شدت درد اندك شوكران يا افيون اضافه كنند و در سوزش بسيار قدرى كافور نيز داخل نمايند و اغذيهء بارده دهند .
و خجندى گويد كه اگر حرارت مادى بود و احتياج به اخراج خون باشد فصد صافن و حجامت قطن يا ساقين نمايند و پارچهء مبلول به گلاب و سركه