استعمال نمايند مثل افسنتين و حب البان و اسارون و سنبل هندى و رومى و زعفران و مصطكى و حب الفقد و بيخ فوه و بيخ فاوانيا و عصارهء غافث و روغن سنبل و روغن مصطكى و بيخ قنطوريون دقيق و بيخ بارتنگ و برگ او و تخم او و پوست بيخ غار و مطبوخ ترمس تلخ و جعده و ريوند چينى و لك و كماذريوس و غاريقون و بابونه بعضى از اين ادويه از خارج و بعض آن از داخل استعمال كنند .
و از ادويهء مركبه دواء اللك و دواء الكركم و اثاناسيا است .
و اما ادويهء كه براى تليين صلابت از خارج نهند مقل و اشق و مخ و شحوماند چون به اين ادويه مدر بول مثل دوقو و تخم كرفس و باديان و فطراساليون و كرفس رومى و انيسون و سيساليوس بياميزند و از ادويهء مقوى مثل شكوفهء انگور و گل سرخ و سنبل و روغن مصطكى و روغن سفرجل داخل كنند .
[ ابن عباس ]
ابن عباس گويد كه اگر ورم حادث در كبد ورم سوداوى اعنى صلب باشد بايد كه اين مطبوخ زوفا دهند حلبه ده درم تخم كتان هفت درم پرسياوشان اصل السوس هر واحد پنج درم تخم خطمى و خبازى هر واحد چهار درم انجير سفيد ده عدد و زوفاى خشك سه درم مويز منقى بيست درم همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد صاف نموده چهل درم از آن با يك و نيم درم روغن بيدانجير و مثل آن روغن بادام تلخ نيم گرم بنوشند كه عجيب النفع است .
و اگر در آنجا حرارت به غير تب باشد صاحب اين علت را ماء الجبن به سكنجبين ساخته به قدر حاجت به اندكى دواء اللك يا دبيد الورد و مانند آن بدهند .
و اگر تب نباشد شير شتر كه علف او از باديان و كرفس و قيصوم در اول روز نمايند و در آخر آن آرد جو در تخم كرفس و باديان آميخته بخورانند و تا ده روز به عمل آرند بعد از آن يك رطل شير از آن بگيرند و با دو مثقال كلكلانج و يا هليلهء كابلى و سياه هر واحد چهار درم تخم كرفس انيسون باديان هر واحد يك درم باريك سائيده سه درم از آن با شير مذكور بدهند و تضميد كبد به اين ضماد نمايند حلبه تخم كتان هر كدام ده درم ميعه سائله پنج درم موم سفيد شش درم پيه بط و ماكيان هر واحد هفت درم روغن ناردين بيست درم پيه و موم و ميعه را با روغن بگدازند و ادويهء ديگر به آن آميخته بر جگر ضماد نمايند .
و اگر با ورم صلب حرارت باشد تضميد به ضمادى نمايند كه در آن بابونه و اكليل الملك هر واحد يك جزو بنفشه خشك دو جزو حلبه تخم كتان هر واحد نيم جزو مصطكى ربع جزو همه را باريك سائيده در روغن بنفشه و موم حل كرده ضماد نمايند .
و اين ضماد نيز صلابت كبد را نافع است صبر و مر و ميعه و زعفران و سيساليوس و بيخ سوسن و لادن و قردمانا و حماما هر واحد پنج درم حب بلسان و عود بلسان و افسنتين و قسط هر واحد دو درم و نيم الكيل الملك و بابونه و سليخه هر واحد سه درم كندر ذكر هفت درم موم نيم رطل به روغن بنفشه يك رطل و روغن ناردين ربع رطل شحم اوز و گوساله هر واحد نيم رطل گداخته ادويهء ديگر كوفتنى را كوفته آميزند و بر كبد ضماد نمايند .
[ سيد اسماعيل و يوسف ]
سيد اسماعيل و يوسف گويند كه آماس صلب كه در جگر افتد علاج كمتر پذيرد و خاصه كه كهنه گردد .
و اگر زود دريابند اميدوارتر از كهنه باشد ليكن به دشوارى علاج پذيرد و قانون علاج او آن است كه اگر در بدن خلطى ردى باشد آن را به حقنه لين معتدل و اشربهء مزلقه كم كنند چون لعاب تخم كتان و طبيخ حلبه كه مزلق و منضج و ملين است بگيرند ده درم حلبه و در ده استار آب بپزند تا ثلث بماند صاف كرده سه درم روغن بيدانجير داخل كرده بدهند .
و يوحنا بن سرافيون مىگويد كه اين طبيخ سخت نافع است مويز منقى سى درم انجير خشك بيست عدد عناب بيست عدد بيخ كرفس سه درم باديان انيسون هر يك دو درم حلبه خشك هر يك ده درم همه را على الرسم بپزند و صاف نموده سه درم روغن بيدانجير و دو درم روغن بادام انداخته بنوشند و بعد از آن حبى سازند از ايارج فيقرا و غاريقون و عصارهء غافث و نمك هندى و انيسون و با آب عنب الثعلب و آب كاسنى بخورند و علك البطم طبع را نرم كند و طبيخ تخم كتان و لعاب آن منضج است و ملين و چلغوزه در اين علت سودمند است و پيه بط و پيه ماكيان و مغز ساق گاو خوردن و در ضمادات به كار داشتن ملين و منضج است و برگ بارتنگ خشك كرده و بيخ او به آب كرفس و آب كاسنى و آب باديان سود دارد و حلتيت نافع است و نخودآب از نخود سياه نافع و از ادويه مركب معجون گل و معجون و نافع است و نسخه معجون گل در قرابادين است به قدر نيم مثقال از آن با طبيخ زوفا بدهند و نسخه طبيخ زوفا در قول ابن عباس مسطور شد و كذا طريق شير شتر ليكن شكر هفت درم با شير افزودهاند .
[ مصنف حاوى صغير ]
مصنف حاوى صغير مىگويد كه در ورم سوداوى يابس هر صباح جلاب از باديان و تخم كاسنى و تخم كرفس هر واحد سه درم و شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشند و غذا مزوره از زيرباج بعده تليين طبيعت به مطبوخ افتيمون يا حب او يا بگيرند سنا هفت درم بادرنجبويه اصل السوس تخم كاسنى باديان هر واحد سه درم همه را با شكر سرخ پانزده درم بجوشانند و صاف كرده معجون نجاح هفت مثقال در آن انداخته سحرگاه بنوشند اگر زمانهء حار باشد و بعد طلوع آفتاب اگر بارد باشد