تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
يا هر روغن مسمن و مغلظ ذكر است و كذا كايپهل به شير ميش ساييده و طلا سازند و تمام شب بسته دارند و صبح به آب گرم بشويند و چند روز ادامت بر اين سازند و دلك دايم و عقب آن مالش روغن مورچه نافع بگيرند مورچه‌ى دراز هفت عدد و با روغن زنبق در شيشه انداخته سر او محكم كنند و در سرگين گوسفند يك شب و روز دفن نمايند و بپالايند و مكرر به كار برند و اين روغن نيز سطبرى قضيب آرد و سرگين كبوتر سه پاو بزروى بيضه‌ى مرغ ده عدد سرشته غوك خشكى يك عدد شير و يك عدد زاغ سياه يك عدد زلو پنج عدد بيربهويى خراطين گل دهاده زعفران جوزبوا هر يك يك توله روغن كنجد نيم آثار جمله را با يكديگر صلايه كرده در شيشه نموده روغن بچكانند و بر قضيب طلا نمايند . مؤلف گويد كه در بياض استاد مرحوم مرقوم است كه اگر روغن تلخ در ظرف نو نگاه دارند و مغز سر گنجشك نر و مغز سنگ‌پشت بر آتش جوش دهند و در روغن انداخته طلا نمايند در دراز كردن قضيب بىنظير است . و ايضا در آن بياض مسطور است كه براى درازى قضيب زعفران و قرنفل دارچينى تج عاقرقرحا و غيره كه نسخه‌ى آن در ذيل اضمده و اطليه‌ى مقوى باه مسطور شد به عمل آرند و يا اسگند دارهلد افيون بيخ كنير سفيد در بول خر ساييده طلا كنند تا يك هفته كه مجرب است و يا مغز سر گنجشك نر باقنه و روغن تلخ ساييده ضماد كنند و برگ پان پيچيده از رشته‌ى خام بندند و در مجربات والد مغفور است كه بگيرند ضفدع خشك و كلان چندان كه بعد خشك شدن به قدر پاو آثار بماند و مغز سر خر پاو آثار زلو خشك پاو آثار خراطين خشك پاو آثار همه را نرم كوفته در شيشه‌ى گل حكمت كرده انداخته چوه بكشند و به كار برند . و ايضا سم دراز گوش اسگند گچ پيل هر سه برابر با شهد آميخته طلا كردن براى درازى و سطبرى آلت نافع است و همچنين باركتايى بزرگ سرشف سفيد قسط تلخ اسگند ناگورى مساوى كوفته بيخته به آب سرشته چند مرتبه بر قضيب بمالند و بالاى آن پارچه بندند كه مجرب است . و اگر خراطين خشك يك توله به شيرهء برگ كتايى خرد يا در شير ميش ساييده بر پارچه‌ى آغشته بر قضيب پيچند و هشت پاس دارند بعده به آب گرم بشويند همين نوع سه چهار بار عمل كنند به اندازه‌ى سه چهار جو دراز گردد و مجرب حكيم جعفر است . و ايضا سفيد پيخال كبوتر صحرايى سيماب ايلوه عاقرقرحا اندرجو در شراب بر تابه‌ى آهنى از دسته‌ى آهن كهرل كرده بر ذكر طلا نمايند و برگ پان بندند همين سان چند روز كرده باشند كه ذكر را فربه و دراز و قوى گرداند . و اگر زهره‌ى گرگ دو دانگ مشك تركى نيم درم به روغن نرگس مخلوط كرده بمالند قضيب را سخت و بزرگ گرداند و چند نسخه‌ى طلا و روغن معظم ذكر در بحث ضعف باه مذكور شد بيان ملذذات جماع بدان كه بعضى را لذت جماع مفقود يا ناقص مىشود و سببش استيلاى برودت بر آلات تناسل بود و علاجش استعمال همين ادويه است كه در اين جا مسطور مىگردد و لذت مرد اكثر در تنگى فرج و خشكى و گرمى و عطريت آن مىباشد و مضيقات فرج و مسخنات و معطرات آن در امراض رحم بيايد و در اين جا ملذذات طرفين و زنان به قلم مىآيد چنانچه به قول جرجانى اگر عسل زنجبيل مربى بر قضيب بمالند با هر كه مجامعت كنند موجب دوستى گردد و كبابه يا عاقرقرحا يا حلتيت در دهن گيرند و آب دهن بر قضيب بمالند و بگذارند تا خشك شود لذت زياده گردد و آن زن جز او را نخواهد و يا بگيرد عاقرقرحا زنجبيل دارچينى مساوى و ساييده به اندكى عسل بسرشند و حب ساخته نگاه دارند و پيش از وقت حاجت به سه ساعت يك حب در دهان گيرند و آب او بر قضيب ماليده بگذارند تا خشك شود پس جماع نمايند . و اگر وزن هر سه ادويه يك يك مثقال بگيرند و مشك يك حبه داخل نمايند نيز فايده بخشد . و گويند كه اگر فلفل و زنجبيل و سقمونيا با عسل بر ذكر طلا كنند همين عمل كند و خايه‌ى گربه‌ى سياه و پيه‌ى بز سرخ در روغن بريان كنند چنانچه بسوزد آن روغن بر قضيب طلا كرده نزديكى هر زن كه نمايد ديوانه و شيفته‌ى او گردد . و اگر عروسك كه در هندى بيربهوتي گويند در روغن ماده گاو بريان نمايند چنان كه بگدازد پس بر قضيب بمالند و مجامعت كنند هر دو مشتاق يكديگر شوند . و گويند هر مردى كه زهره‌ى گرگ را در شهد و آب آميخته وقت مجامعت بر حشفه‌ى خود طلا كند و نزديك زن شود آن زن بى او آرام و قرار نگيرد و كذالك اگر پيه‌ى گرگ بر قضيب مالد دوستى زياده شود و در بياض استاد مرحوم مرقوم است كه خون مرغ سياه باشد بر آتش جوش دهند بر قضيب بمالند و مجامعت كنند چندان لذت يابد كه بيهوش شود و گرد اندرون گل كيوره و يا پشك سفيد كرده و يا پشك چزك و يا خاكستر موى سر زن هر واحد در شهد آميخته طلا كردن ملذذ است و كذا مشك تبتى دو سرخ سهاگه تيليا چار سرخ دارچينى عاقرقرحا كبابهء چينى هر واحد يك ماشه در شهد صلايه كرده بر قضيب ضماد كنند و بعد خشك شدن جماع نمايند . و اگر عاقرقرحا وج تركى مساوى