تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
فلفل سياه زيره‌ى كرمانى قرفه روغن بيدانجير هر يك چهار مثقال حب البطم چهل مثقال لف دو مثقال دارچينى مثقال روغن زنبق زيت انفاق هر يك هشت مثقال روغن گاو كهنه چهل يا بيست و پنج مثقال ادويه را باريك ساييده به روغن‌ها لت كنند و در عسل مصفى سه چند ادويه در حالى كه بر آتش باشد بياميزند تا يك ذات گردد و ضعف باه كه به سبب اخراج منى از دست باشد به باعث ضعف اعصاب بود و گاهى در آن قضيب از وسط و گاهى از عقب لاغر شود پس بايد كه اول قسمين او نمايند بعده به علاج تقويت اعصاب پردازند . و بعضى سلاطين در بعض تصانيف خود نوشته‌اند كه اين جوارش مجرب و بى عديل است و در آن خطا در تقويت باه نيست مشك يك نيم دانگ قاقله كندر هر يك مثقال و باقى اجزا همان است كه در جوارش ملكى مذكور شد و حب جالينوس كه آن همه مسطور شد نيز در اين باب مجرب است نسخه‌ى روغن و اين روغن از تراكيب حكيم علوى خان است كجى آلت را ببرد بگيرند روباه نر صحيح و گلوى او خفه كرده به آب كه هم وزن آن باشد بجوشانند تا آن كه به غايت مضمحل گردد و آب به قدر ربع بماند پس در پارچه انداخته به دست بمالند تا اكثر اجزاى او از پارچه برآيند و آنچه برآيد مقدار دو چندان روغن بيدانجير آميخته در ظرف آهن بپزد تا آب بسوزد و روغن بماند در ظرف شيشه يا چينى بدارند بعد از آن بگيرند زردى حقنه شش عدد پيه‌ى آهو چهار درم پيه‌ى شير هشت درم پيه‌ى خوك صحرايى شانزده درم خراطين خشك دوازده درم بيربهويى دوازده درم سانده دو عدد زلو كلان دو عدد زهره‌ى ماهى روهو دو عدد زهره‌ى گاو دو عدد كژدم سياه يك عدد گوه سفيده يك عدد فلفل سياه چهار درم دارفلفل هشت درم عاقرقرحا دوازده درم زعفران گوگود آنوله سار پوست بيخ كنير سفيد موصله مهجنه كه از وسط درخت او برآيد افيون سنبل سنگهيا بزر البنج جند جوزبوا بسباسه مصطكى گهونكچى سفيد گهونكچى سرخ مالكتگنى زرينج زهر بچهناك تيليه زهر هلديه هر يك شش ماشه دارچينى چهار درم ريگ ماهى يك عدد قرنفل چهار ماشه كچله چهار ماش مغز جمال‌گوته دو ماشه بايد كه اول كچله و جمال‌گوته و بچهناك تيليه و هلديه در سرگين گاوميش بپزند بعده در شير ميش دو بار بپزند بعد جمال‌گوته و كچله را مقشر كنند و با همه‌ى ادويه كوفته بيخته با و رغن بيدانجير مذكور بسايند تا آن كه روغن باقى نماند و ادويه خشك گردد بعده در آب ادرك بعده در آب پياز سفيد پس در آب چرچته ؟ پس در شير تهوهر و سيند هر قدر كه ميسر آيد پس در شراب قند سياه كثير الحدت بسايند بعد از آن در شيشه‌ى گل حكمت كرده بچكانند يا ادويه بر پارچه‌ى سفت به قدر ذراع طلا كرده فتيله ساخته در چراغ به روغن كنجد بيفروزند و سر فتيله مايل به زير دارند و زير او ظرف چينى يا آهن بدارند و آنچه بچكد در ظرف چينى نگاه دارند و به قدر ربع طسوج بر ذكر سواى حشفه طلا كرده برگ تنبول به رشته‌ى خام بندند و در خواب روند و صبح بگشايند گفته كه سه روز كفايت كند عنى را صحيح گرداند ليكن بايد كه در اين ايام قضيب را به آب سرد نشويند . و اگر اين روغن بر پستان مسترخى طلا كنند به غايت سخت گرداند گويند كه اين به مرات آزموده است نسخه‌ى معجون هندى و اين معجون هندى در تسخين آلات منى و تهييج شهوت مجرب است ثعلب مصرى نه درم دارچينى پنج درم قرنفل تخم انجره تخم جزر ماز و حلبه مغز بادام مغز چلغوزه هر يك سه درم زرنباد اونگن سنبل الطيب نارمشك بسباسه ساذج هندى مغز پسته هر يك دو درم تخم پياز تخم شبت تخم شلجم و واله هر يك يك درم نخود بريان صندل قاقلين هر يك چهار درم مغز نارجيل خشخاش بابونه خرماى تازه هر يك هشت درم پوست خشخاش شصت و دو نيم درم افيون شش ماشه كافور سه ماشه زعفران دو مثقال شير گاو يك نيم رطل شكر سفيد سه ربع رطل عسل مصفى دو نيم رطل خرما را در شير بجوشانند تا مهرا شود صاف نموده به قوام آرند و بگيرند يك حبه از عطر قنب كه آن را چرس گويند به مقابله‌ى هر توله از ادويه‌ى مسحوقه و ادويه بدان ماليده به قوام مذكور آميزند و حسب تحمل مزاج استعمال نمايند كه اين ازاله‌ى عنيت حادث نمايد و صاحب تذكره گفته كه بگيرند سير مقشر و در شير ميش بجوشانند پس به روغن زرد پس در عسل به قوام آورده بخورند كه آن تهييج باه كند و چيزى مثل او نيست و در كتاب الرحمهء است كه اطبا متفق‌اند بر اين معنى كه چون عسل جوشانيده كف او بردارند و تخم ترب سوده در آن آميخته به سرعت از آتش فرود آرند و هر روز بر ناشتا و هنگام خواب بليسند اگرچه صاحب او باطل الحركهء باشد قوت جماع كذا اعاده كند و اين مجرب است نسخه‌ى روغن عاقرقرحا و از مجربات اين روغن عاقرقرحاست بگيرند عاقرقرحا يك اوقيه و نيم كوفته در يك رطل آب بپزند تا دو اوقيه بماند و مثل او زيت بر آن انداخته بجوشانند تا آب فانى شود بردارند و استعمال نمايند و اين معجون هندى نافع است خولنجان قرنفل اسگند موصلى سياه كبابه خشخاش پهپهلى كوفته بيخته به عسل بسرشند و به قدر جوز صبح قبل طعام و شب بعد طعام بخورند و مداومت او نمايند كه اين از