تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
مستعد منى ضعف بدن و قلت خون به سبب قوت ادعيه‌ى منى و جذب آن ماده‌ى منى به سوى خويش چهارم قوت اعضاى منى مع ضعف اعضاى رئيس مثل كسى كه دماغ و عصب او ضعيف باشند و اعضاى منى او قوى پس اگر ترك جماع كند منى بسيار جمع شود و دماغ به تبخير او به سبب كثرت او و قبول دماغ ابخره‌ى رديه را به باعث ضعف خود فاسد گرد و مؤدى به عروض امراض شود . و اگر جماع استعمال كند عصب و دماغ او ضرر يابد و بر هر دو تقدير از تضرر اعصاب و دماغ خالى نباشد پنجم بثور و قروح و حكه‌ى آلات تناسل چنانچه زنان را به سبب حكه‌ى فم رحم عارض شود و شهوت جماع در ايشان تسكين نيابد ششم كثرت تولد نفخ در بدن و لهذا گاهى از قراقرى كه مولم نباشد انعاظ شديد افتد و انعاظ ارباب سودا اشتداد نمايد و بدانگه شهوت مردان در بلاد و اهويه و فصول بارده شدت كند بهر آن كه اين‌ها قوت ايشان جمع كنند و حال زنان ضد اين باشد بهر آن كه اين‌ها ثوران قوت سل كند مجرب است تختز گردد و يخامده و منى بارد ايشان نمايند و خواب بر پشت از نمعظات است

طريق تشخيص اين اسباب :

بايد كه نظر كنند اگر بدن قوى و رنگ سرخ و قلت ضعف با وجود كثرت خروج منى و كثرت احتلام و عظم نبض باشد سببش امتلا و كثرت خون و منى بود . و اگر منى تيز و زرد رنگ باشد به سرعت با سوزش خارج شود و صداع و لهيب بود در بول حرقت به هم رسد و تابع او ضعف بود سببش حدت منى باشد . و اگر در بدن آثار قوت و كثرت خون معتديه اظهر نشود بلكه گاهى ضعف بود مگر منى بسيار و رقيق و سفيد برآيد و احتلام تواتر كند و بدن ضعيف شود و با كثرت نفخ بود سببش كثرت رطوبت منى باشد . و اگر ضعف در عضوى از اعضاى رئيسه يافته شود مثل كدورت حواس در ضعف دماغى سببش قوت اعضاى منى باشد . و اگر از جماع شهوت زياده گردد و انزال به سرعت شود و گاهى شهوت زياده بود و منى برنيايد و بعد جماع درد ظاهر شود و آثار قروح و بثور يا جرب كليه و مثانه مثل خروج قشور و ريم در بول به حكه‌ى رحم يافته شود سببش همان مرض باشد . و اگر شدت نعوذ و تقدم تناول اشياى نفاخ يا مزاج منفخ مثل سوداوى مراقى دريافت گردد سببش كثرت نفخ باشد

علاج :

آنچه از امتلا و كثرت خون باشد تدارك آن بىضررت ضرر دارد و ليكن اگر به آفتى انجامد و از كثرت جماع ضعف در اعصاب پيدا كند به فصد و مسهل و تقليل غذا و تناول ترشىها تقليل آن نمايند و نوشيدن آب عناب و عدس و غوره و انار ترش و سركه و استعمال ادويه‌ى بارد مقلل منى مثل تخم كاهو و بزر البنج و شهدانج و گشنيز و بلوط و نيلوفر و تخم خرفه و صندل و سماق و گلنار و طباشير و عدس مقشر و گل سرخ و كافور و تبريد پشت و گرده به اضمده‌ى بارده مثل اقاقيا و گل ارمنى و طراشيث و گلنار به آب آس و خواب بر بستر كتان و فرش برگ بيد و گل سرخ و نيلوفر بر بستر و برهنه پشت براى خوابيدن نافع و آنچه از حدت منى باشد اشياى مبرده‌ى مرطبه مثل كدو و خرفه و كاهو و شير برنج و ادويه‌ى بارد مقلل منى كه در آن اندك تحذير باشد مثل كوكنار و بنگ استعمال نمايند و دوغ ترش نوشيدن و در آب سرد درآمدن و اضمده‌ى بارد بر گرده نهادن نافع بود و هر چه در علاج سيلان منى از حدت منى مذكور گردد به كار برند و به قول بعضى در اين‌جا نيز فصد باسليق كردن و به فاصله‌ى سه چهار روز مسهل صفرا دادن و سفوف تخم كاهو و خرفه گشنيز گل نيلوفر صندل سفيد طباشير گل سرخ گل فنجنكشت تخم خشخاش گلنار هر يك نه ماشه كافور يك ماشه به قدر هفت ماشه خورانيدن و از گل ارمنى و اقاقيا و عدس مقشر و آرد جو و طراثيث و صندل سفيد هر يك دو درم در سركه آميخته بر كمرگاه و عانه ضماد كردن بسيار مفيد است و آب مقطر دوغ ترش عظيم الأثر است و غذا قليه‌ى بزغاله يا گشنيز سبز و كاهو به نان سازند و آنچه از كثرت رطوبات ماده‌ى منى بود ادويه‌ى حار مقلل منى مثل شونيز و تخم سداب و تخم فنجنكشت و پودينه و برگ نعناع و مرزنجوش و اغذيه و ادويه‌ى كاسر رياح مثل صعتر و سداب و پودينه و جوارش كمونى و مثل دراج و تيهو و كبك خورانند و هر چه در علاج سيلان منى از استرخاى ادعيه‌ى منى ببايد استعمال كنند و آنچه از قوت اعضاى منى باشد تخدير اعضاى منى و تقويت عضو ضعيف و تضميد نيلوفر به آب كاهو و تنظيل به آب نيلوفر و استعمال ادويه‌ى بارد مجفف منى و هر چه در علاج سرعت انزال به سبب حرارت و در علاج سيلان منى از حدت منى از حدت منى بيايد بايد كرد و آنچه از بثور و قروح و جرب و حكه باشد علاجش از قروح و چرب كليه و مثانه و حكه‌ى رحم جويند و فصد و اسهال صفرا كنند و شيرهء تخم خرفه و كاهو و خشخاش و لعاب اسپغول با شربت بنفشه دهند . و آنچه از كثرت نفخ باشد پس اگر
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 587 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )