تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
و بيخ لوف و مغز چلغوزه و خروس خصى و انگور شيرين و انجير پخته‌ى شيرين و عسل و موز و بهطه و حب قلقل و گوشت حملان و ماهى تازه بريان گرم و نان گندم كم نمك و حلبه و نارجيل و هرائس و بيضه‌ى گنجشك و دماغ آن و لوبيا و ماهى طريخ و نعناع و بادروج و دارچينى و سقنقور خصوصاً سره‌ى او و نمك او در اسن و روغن بادام شيرين و روغن كنجد و سمسم مقشر و سمين و باديان و فلفل و مصطكى و بان و قرنفل و قرفه و روغن گاو و حبة الخضرا و باقلا و شكر و نبات و سكر العشر و فانيذ و قرطم و ريگ ماهى و شراب شيرين ريحانى . و اگر از استرخاى آلت بود علاجش به علاج فالج كنند و هر صبح جلاب از گلقند عسلى ده درم و باديان سه درم جوشانيده صاف كرده بنوشانند و غذا مزوره‌ى نخوداب به شيرهء قرطم دهند . و چون نضج در قاروره ظاهر گردد استفراغ بدن به حب صبريا ايارج يا حب لوغاذيا كنند و به روغن‌هاى گرم مثل روغن قسط و زنبق و خيرى و نرگس امثال آن مالش نمايند و از تناول فواكه و لبنيات و حموضات مريض حذر كنند

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اگر سببش استرخاى آلت يا سردى اعصاب قضيب باشد علاجش به علاج استرخا و فالج از مروخات مسخن اعصاب و مسوجات و حمولات و حقنجات و مسهلات مذكوره در فالج و استرخا نمايند . و اگر در استرخاى آلت قضيب لاغر گردد و مزمن باشد آن را تدبير نيست و إلا تدبير مذكور به كار برند . و اگر سببش ترك جماع و نسيان نفس آن را تا مدت طويل باشد توسع در اغذيه‌ى باهيه مثل مسكه با شكر و قلىها به هليون و گزر به زردى بيضه و امثال آن و شنيدن حكايات مهيج باه و استعمال مروخات به روغن‌هاى يابسه مثل روغن بان و قسط و زنبق كنند . و ايضا دلك دايم و تمريخ بادهان مقويه و شستن به شير ميش و به آب گرم و نشستن در آن و طلا به زفت و به خراطين كه در تعظيم قضيب خواهد آمد بايد كرد

[ خضر و قرشى ]

خضر و قرشى گويند كه اگر به سبب قلت نفخ باشد يا از افراط برودت بود پس دلك لطيف و مرخات به روغن‌هايى كه مذكور گردد بايد كرد بعده حبوب و ادويه منفخ مثل نخود و پياز به زنجبيل و دارچينى دهند و يا از فرط حرارت بود پس تعديل به آبزنات و نافخات بارده مثل شفتالو و باقلا و شير كنند . و اگر سبب كثرت ترك جماع باشد به تدريج مجامعت نمايند و آنچه به سبب رخاوت قضيب باشد پس اگر در آب متقلص گردد به روغن‌هاى گرم مثل روغن بان و زنبق و ياسمين و قسط و غاليه علاج كنند . و اگر متقلص نشود علاج نپذيرد . و اگر سه درم بيخ نرگس در شير تازه يك شبانه روز تر كرده برآرند و ساييده بر قضيب سواى حشفه طلا كنند فعل عجيب كند .

[ ابن هبة الله ]

ابن هبة الله گويد كه استرخاى قضيب نوعى از انواع فالج است و در اين مر طبيب را بايد كه به اين طور امتحان نمايد كه مريض را در آب سرد نشاند پس اگر ذكر او متقلص شود قابل علاج بود و إلا علاج نپذيرد و علاجش به استعمال ادويه مسخن رياح ملطف اخلاط غليظه مثل گلقند عسلى يا دواء المسك يا سنجرينيا كنند و مالش عضو به روغن‌هاى حاره مثل روغن بان و خيرى نمايند و اغذيه‌ى مسخنه مثل گنجشك و كبوتر بچه و گوشت معمول به دارچينى و خردل دهند و به خوردن مويز و آشاميدن شراب كهنه امر كنند پس اگر زمانه‌ى اين علت طول كند و در عضو آثار لاغرى ظاهر شود در علاج او طمع نبايد داشت .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد كه آنچه به سبب احتباس اخلاط در نفس قضيب باشد علامتش عدم تقلص قضيب در آب سرد است و اكثر حقنه‌ها و مسوجات اين باب براى اين نوع مقرر است و آنچه به سبب طول عهد جماع باشد اين با وجود استعمال ادويه‌ى باهيه محتاج به حكاياتى بود كه مشتمل بر نكاح و وصف محاسن و غنج نسوان باشد و نظر به سفاد حيوان و ملاعبت زنان و اكثار ميش و سرور بعده تقويت بادمان اغذيه‌اى كه جامع حرارت و رطوبت و نفخ باشد مثل شلجم و نخود و گوشت و پياز و زردى تخم مرغ و انواع جوز و لوز و پسته و هرائس و البان و شكر و عسل مجموع و مفرد و همچنين ادويه بايد كرد .

[ صاحب خلاصه ]

صاحب خلاصه گويد كه اين روغن انعاظ آورد و شهوت برانگيزد و نسخه‌ى او همان است كه در قسم اول در قول انطاكى مذكور شد و اين ضماد به غايت سودمند است فرفيون جندبيدستر بيربهويى خراطين خشك مويزج همه مساوى در شراب انگورى دو پاس سحق كنند و حب‌ها ساخته نگاه دارند عند الحاجت يكى از آن ساييده حشفه گذاشته بر قضيب طلا كنند و بعد از دو ساعت مشغول جماع شوند و اين ضماد در قوت نعوظ و شهوت اثرى عجيب دارد كافور سهاگه هركدام دانگى قرنفل دوازده عدد فلفل سياه شازده دانه همه را باريك ساييده به آب حب‌ها ساخته نگاه دارند و وقت حاجت ساييده طلا كنند . و چون خشك شود مباشرت نمايند و اين دوا مجلوق را فايده‌ى تمام دهد خراطين نيم دانگ زرينج سرخ و ورقى در روغن كنجد در ظرف آهنى به دسته‌ى آهنى نيكو بسايند تا چون مرهم شود حشفه گذاشته باقى را ماليده به پارچه