تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
هر دو به قدر يك مثقال در يك اوقيه روغن زنبق حل كرده بمالند . و ايضا خردل به روغن رازقى و همچنين تخم ابخره به روغن رازقى . و ايضا حلتيت به روغن زنبق به كار برند و اين مسوخ قوى است تخم ماذريون به روغن حار استعمال كنند . و ايضا به ورق به عسل مصفى و زهره‌ى نر گاو به عسل مصفى . و ايضا اين دوا جيد است بگيرند اندك پياز نرگس و به روغن زنبق حل كرده بمالند و يا حب النيل و عاقرقرحا مساوى به روغن يا مويزج به روغن . و ايضا حلتيت به عسل . و ايضا سعد به نفس‌ها بمالند و يا بگيرند قنطوريون و زفت و قيروطى از روغن سرسن ؟ و خيرى و موم و مصطكى و سعد و بدان ذكر و حوالى آن را طلا كنند و جميع روغن‌ها كه در باب حقنه‌هاى مهبى مذكور است عجيب النفع است چون با مروخات استعمال كنند و خصوصاً روغن پنبه دانه و روغن سعد خاصهء و پيه‌ى شير در اين باب شديد القوت است و اين مسوخ روفس بسيار قوى است بگيرند مر و كبريت و حب قرطم هر واحد يك درخم عاقرقرحا حاد و ابولوس فلفل سياه سى عدد كرم دانه بيست عدد همه را با يك درم پياز عنصل باريك بسايند بعده به قيروطى آميخته بسايند تا مثل عسل غليظ گردد و بدان تهيگاه كنج ران بمالند و نهادن انگوزه در قضيب منعظ مهيج است پس اگر خوف شدت حرارت آن باشد به روغن بنفشه بگدازند و حمول از پيه بط و مغز پنبه دانه و عاقرقرحا به روغن نارجيل نافع است . و گويند كه اگر شافه از پيه‌ى خر حمول كنند عجيب است . و ايضا حمول از مروخ زفت كه مذكور شد مفيد بود و حقنه‌ها در نوع سابق مسطور شد

[ جرجانى و ايلاقى ]

جرجانى و ايلاقى نوشته‌اند كه اگر ضعف قضيب از جنس فالج بود آن را علاج نتوان كرد . و اگر قضيب بىعلت سست بود علاج فالج بايد كرد پس ادويه‌ى مسهل كه اعصاب را از خلط لزج پاك كنند چون قنطوريون دقيق و تخم حنظل و قثاء الحمار بخورند و حقنه‌هاى تيز به عمل آرند بعده حقنه‌هاى نرم كنند و روغن‌هاى گرم بمالند . و اگر سبب سستى قضيب سوء مزاج سرد بود جندبيدستر فرفيون شيطرج فلفل در طلاها به كار برند . و اگر سوء مزاج تر بود ادويه‌اى كه در آن قبضى باشد مثل ابهل و سعد و دارفلفل و وج و سرد به كار برند و اين دواى طلا قضيب مفلوج را سخت كند و علامت مفلوجى آن است كه قضيب سست و لاغر شود و علامت مرطوبى آن كه قضيب بر حال بود و لاغر نباشد بگيرند به ورق و سنبل و غير آن كه در قول ابو سهل گذشت و طلا كنند و پيه‌ى شير طلا كردن قضيب را سخت كند . و اگر مغز پنبه دانه را به روغن زنبق يا به روغن قسط يا روغن خيرى بسرشند در قضيب و خصيه و مقعد و كمرگاه و سرين و كف پا طلا كنند نفع بخشد و يا خردل فرفيون جندبيدستر و سعد و به ورق و عاقرقرحا و حلتيت و فلفل و مغز پنبه دانه برابر بسايند و در روغن خيرى يا روغن ياسمين و غير آن بياميزند و طلا كنند . و اگر سبب سستى قضيب از سردى بود ادويه كه در روغن آميزند و طلا كنند از جنس جندبيدستر و فرفيون و عاقرقرحا بايد . و اگر سبب رطوبت بود داروها از جنس وج و ابهل و سعد بايد .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه اگر ضعف باه از ترك جماع مدتى دراز باشد توسع در اغذيه‌ى باهيه و نظر در تسافد حيوانات و مالش به روغن‌هاى باهيه مثل روغن سوسن و ناردين و نرگس و بلسان و روغن حبهء الخضرا و روغن بابونه و قسط و زنبق و خيرى زرد كنند و بر اغذيه و ادويه‌ى باهيه مثل ماهى تازه و شير تازه با شكر و ماست با پياز تر و هليون و بادام شيرين و پسته و فندق و مغز جوز و زردى بيضه‌ى نيم برشت و حرشف و جرجير حريص گردانند و بر قضيب و كنج ران و سرين كمرگاه و خواصر و خصيتين اين روغن بمالند بگيرند روغن بان بيست درم و فلفل و حلتيت و جندبيدستر هر واحد نيم درم و مشك و مغز پنبه دانه دو درم و به ورق نيم مثقال به اندك روغن حل كنند تا يكسان گردد پس باقى روغن بر آن ريزند . و اگر دواى ديگر حاضر نباشد تخم جرجير به مثل او فانيذ سرشته هر روز سه مثقال خوردن و بر آن بيضه‌ى نيم برشت نوشيدن آن را نفع كند . و چون نعوظ ضعيف باشد اين حقنه استعمال نمايند كه در باه و انعاظ افزايد و شهوت جماع را قوت دهد بزر كتان و حلبه هر واحد بيست درم گندم و نخود كوفته هر واحد پانزده درم شبت و چقندر و جرجير هر واحد كف شلجم قطع كرده بيست درم تخم پياز تخم هليون هر واحد سه درم قرطم كوفته بيست درم انجير سفيد ده عدد مويز منقى ده درم همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل و نيم آيد و در آن روغن كنجد و روغن جوز و روغن زرد تازه هر واحد ده درم آميخته در محقنه انداخته حقنه كنند . و اگر به سبب قلت نفخ و ريح باشد اغذيه‌ى نافخه مثل نخود و شلجم مطبوخ و گزر و پياز رطب بخورند و از اشياى حاره‌ى كاسر نفخ مثل سداب و تخم پنجنكشت و از بارده مثل كاهو و گشنيز خشك و تخم خرفه و نيلوفر و كافور احتراز نمايند و بر خوردن اغذيه‌ى باهيه حريص گردانند مثل هليون و بادام شيرين و زرده‌ى بيضه‌ى نيم برشت و خرشف و جرجير و حب البطم و پسته و فندق و جوز و شلجم و پياز و گزر و كمات و نخود و كبوتر بچه مبزر و بط و مرغابى و دراج و تيهو و كبك و گنجشك و كبوتر صحرايى و قنابر بيضه‌ى كبك و شير تازه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 578 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )