تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
و غليظ بود و به آب و مانند آن ضرر يابد و به مخففات انتفاع حاصل شود سبب قلت منى رطوبات آلات منى باشد و اين اكثر به مردم مرطوب و فربه عارض شود . و اگر علامات دو كيفيت از كيفيات مذكوره يافته شود و سبب قلت منى تركيب كيفيات باشد . و اگر اقرار قلت خروج منى نكند بلكه گويد منى بسيار غليظ و منجمد وقت جماع خارج مىشود و بعد حركات سخت در جماع نعوظ تام حاصل مىگردد و انزال به دشوارى مىشود و عادى تناول بعض مخدرات مثل افيون و بنگ و كوكنار بود سببش قلت حدت منى و فقدان لذع آن و سكون منى باشد . و اگر با وجود سلامت اعضا و قوت بدن و شهوت و كثرت منى صرف ضعف در انتشار قضيب يافته شود حال مدت ترك جماع بپرسند اگر از مدتى مديد ترك جماع كرده باشد چنانچه بعضى زاهدان و مردم غريب بى عيال را اتفاق افتد و احتلام كمتر شود و خيال جماع بر دل كمتر وارد گردد سببش ترك جماع باشد و الا حال انتفاع آن به اغذيه نافخه و هنگام تخمه بپرسند اگر اقرار آن كند و منى بسيار برآيد و انتشار بالكل باطل نشود و بلكه اندك و ضعيف گردد سببش قلت تولد نفخ و ريح در اسفل بدن باشد پس اگر بعد از اكل و شرب خاصة كه مأكول ذى رطوبت بود و كثير الحرارت نباشد نعوظ قوت پذيرد عدم تولد نفخ از قوت حرارت و نقصان رطوبت باشد . و اگر هنگام گرسنگى و خلو معده و نزد حركات مسخنه و استعمال اغذيه و ادويهء مسخنه نعوظ و قوت يابد عدم تولد آن از عدم حرارت باشد . و اگر اين هم يافته نشود و منى بسيار رقيق و سهل الخروج به غير نعوظ و سرعت انزال باشد و آلت ضعيف الحس و الحركت بود و روز بروز لاغر و ضعيف و باريك گردد و به رسيدن آب سرد كشيده نگردد و يا كمتر گردد و ايستادن در آب سرد تا زمانى طويل يا نشستن بر برف و يخ و مانند آن يا استعمال جلق پيش از مرض اتفاق افتاده باشد سببش استرخاى اعصاب قضيب باشد . و اگر هيچ يك از علامات مذكوره يافته نشود بلكه اقسام امور وهميه كه در ذيل ذكر اسباب اين مرض مذكور شد مريض بيان كند سببش همان باشد . و گويند كه قلت لذت به سبب ضعف دماغ بود و رعشه و خفقان و قلت نعوظ به سبب ضعف قلب و استحكام نعوظ بعد دخول به سبب برودت اوعيهء منى و ارخا بعد دخول به سبب ضعف جگر و نزول منى بلا شهوت به سبب گرده باشد . و اگر اين اعضا صحيح باشند آفت در قضيب بود پس اگر هنگام خواب و مدافعت بول نعوظ نشود و به آب سرد آلت كوچك نگردد مفلوج بود و لا علاج له و به قول شيخ الرئيس مردم فربه در باه عاجزتر از مردم لاغر باشند .

علاج كلى ضعف باه

بدان كه در تقويت باه فايدهء غذا زياده‌تر از دوا بود و بايد كه غذا بسيار دهند و مع لك غذا متين و قوى الفوت و سريع الهضم جيد الغذا و لذيذ و خوشبو و مولد نفخ و رياح غير مولم در عروق ذى رطوبت فضليه مع حرارت لطيفه و ايضا لزج عسر الانفعال باشد . از اينجا است كه گفته‌اند در استعمال ادويه باهيه شرط است كه غذا نيز مناسب باشد . و بدانند كه استكمال اين فعل موقوف بر صحت اعضاى رئيسه است لهذا گويند كه در نعوظ صحت بدن و قوت اعضاى رئيسه و اعضاى منى و توفر منى لا بد است و اكثر اطبا از اعضاى رئيسه غافل مىباشند پس نفع ادويه ظاهر نمىشود و اشياى خوشبو را در تقويت باه دخل عظيم است و تدهين بدن و كف پا با روغن‌هاى خوشبو حافظ قوتها و منعش حرارت و باه است و از كثرت استفراغات و تبريد كثير احتراز كنند و كذلك بعد از جماع آب سرد و شربت سرد نشايد نوشيد و غسل به آب سرد نبايد كرد و خود را از هواى سرد و سرما نيز بعد جماع محفوظ بايد داشت . و ايضا بدانند كه در هر مزاجى هر دواى مبهى مؤثر نمىباشد چه بسا باشد كه با وجود اتحاد مزاج يك دوا در شخصى موافق آيد و در ديگر نه بلكه همان دوا در حق همان شخص با وجود عدم تغير مزاج آن شخص وقتى نافع آيد در وقتى نه و عقل در ادراك كنه اين خصوصيات اعتراف به عجز دارد و از اينجا است كه در مطلب واحد نسخه‌هاى متعدده مرقوم مىشود و طالب را بايد كه اگر احياناً از دوايى كه حكيم دانا تجويز كرده باشد منتفع نشود به دواى ديگر ملتمس گردد و بد ظن نشود خصوص در امر باه كه دويهء اين كار بعد از مراعات شرائط بسيار مؤثر مىشود . شيخ الرئيس مىفرمايد كسى كه اراده كثرت جماع نمايد بر آن واجب است كه تقليل تعريق و حمام معرق كند و مهما امكن فصد را ترك نمايد و مالش قدمين به روغن‌هاى گرم سازد كه آن تقويت گرده و اوعيهء منى كند و بايد كه از جماع بعد استفراغات و تعب و شكافتن جروح و حركات نفسانى اجتناب ورزد و از جماع متواتر و بسيار احتراز نمايد و از تخمه پرهيز كند . و اگر عارض شود تخفيف غذا و اجادت هضم و تقويت معده نمايد و واجب است كه تقليل شرب آب كند و از جميع محللات رياح و مجففات منى به حرارت مثل سداب و مرزنجوش و سپند و پودينه و مرماحوز و زيره و تخم فنجنكشت و هر چيز مجفف مع برودت مثل عدس و خرنوب