تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
و يا برگ سداب خشك يك مثقال استفاف نمايند . و يا بگيرند حلبه و شسته خشك كنند و سرمهسا نموده به عسل بسرشند و هر شب دو درم از آن بخورند كه مجرب است . و يا هر شب مثقالى كندر و نصف دارچينى خورند و يا بگيرند كندر و ابهل و سعد و نانخواه و رب السوس هر واحد يك جزو وج تركى دو جزو و در فانيذ بسرشند و مثل بندقه وقت خواب بخورند كه سخت سودمند است و عوض آب آب آهنگران بنوشند و روغن سداب يا ناردين بر مثانه بمالند و غذا قليه‌ها و مطنجنات صباغات حاره سازند و از حموضات بپرهيزند و طعام به ثوم و حلتيت بسازند و شراب كهنه بنوشند . و ايضا تقطير البول به سبب دفع طبيعت فضول مائيه را و اتساع مجارى بدان عارض مىشود و علاجش گذشت . و ادويهء مسخنهء گرده و مثانه نافع تقطير البول خسك و حلبه و بزر كتان و تخم حندقوقا و حب الملحب و جوز و بندق و نارجيل و بادام و چلغوزه و انجير و حب الغار و تخم سداب و كسيلا و سعد و مر و وج و اشق و مقل و خولنجان و دارچينى و ميعهء خشك و جندبيدستر و سيساليوس و كندر و مصطكى و سليخه و قرنفل و سنبل و جوزبوا و حبة الخضرا و پودينه و قسط و افتيمون و حاشا و مثانهء كبش سوخته و دماغ خرگوش است .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اگر تقطير از حدت بول باشد هر صبح شيرهء تخم خيارين و شيرهء تخم خرفه به شكر سفيد بدهند و غذا ماء الشعير به روغن بادام خورانند و اين قرص نفع بليغ دارد نسخه او همان است كه در قول ابن الياس گذشت و به جلاب و لعاب بهدانه بخورند . و اگر سببش ضعف ماسكه يا دافعهء مثانه يا استرخاى عضلهء محيط فم آن باشد سنجرينيا يا مثروديطوس از درم تا مثقال بخورند يا از اين معاجين بر محل مثانه طلا كنند . و اين معجون اين علت را و ايضا بول فى الفراش را نافع و سهل المأخذ است تخم كرفس يك درم كندر يك درم سوده مويز مع تخم بيست درم كوفته آميزند و مقدار جوز صبح و وقت خواب بخورند و اگر سه درم بلوط در اين زياده كنند بهتر باشد . و اين دوا نافع اين مرض است هليلهء سياه هليلهء كابلى و حب الآس و جفت بلوط هر يك پنج درم سعد كندر مر بسبابه قرنفل بهمن مغز جوز هر يك دو درم شونيز تخم سداب تخم كرفس دوقو گشنيز بريان با بادام مقشر هر يك درم ادويه را سائيده از مثقال تا دو درم به رب حب الآس يا شربت آن بخورند . و بقراط گفته كه چون در طرف دبر يا در رحم ورم پيدا شود تابع تقطير البول گردد و چون گرده ريم كند تابع او تقطير البول بود . و گفته كسى را كه تقطير البول باشد و تابع او قولنج شديد صعب گردد در هفت روز هلاك شود اگر آن را تب عارض نشود كه بول منحل گردد و تقطير كه از اسباب عسر البول پيدا شود علاجش علاج عسر البول است كه مذكور شد .

[ خضر ]

خضر گويد كه سببش يا حدت بول بود كه مجرى را بسوزد پس ماء الشعير به شربت حسك بدهند يا شيرهء مغز تخم هندوانه و شير با شكر استعمال كنند . و ايضا تقطير شير بز و روغن بنفشه و شياف ابيض محلول به شير در احليل و جلوس در طبيخ نيلوفر و بنفشه و خطمى و نهادن شاخ زعفران در احليل و كذا سپش نافع است . و يا ضعف جرم مثانه باشد و در اين شرب ماء العسل بدل آب نافع بود و در آن سعد و سليخه و سنبل و قرنفل و بسباسه بپزند و به طبيخ اين ادويه تكميد كنند . و مريض بر جاى نشيند كه مردم در آنجا براى بول نشينند و عانه را به دست بمالد اگر بول برنيايد قاثاطير استعمال كند و دو درم سرطان نهرى سوخته به عسل و شكر بدهند . و يا مثانه غنم سوخته سوده به شربت به بخورانند و خبث الحديد صاحب تقطير البول را نافع است خصوصاً چون با نبيذ كهنه بجوشانند . و تقطير جندبيدستر و مشك سوده به روغن سداب در احليل و تقطير زهره هر حيوان و تقطير به آب نمك تلخ و ادمان حمام و تنقل به مغز چلغوزه و اكل ثوم و پياز و گندنا نافع بود . و گاهى از ضعطهء ورم يا ثفل يا قروح يا چرب بود يا به سبب فقدان حس چنانچه مبرسمين را عارض شود و علاجش ازالهء ضاغط و معالجه ورم و قروح و جرب و برسام است . و گاهى اين علت به سبب مادهء غليظ بود و علاجش آشاميدن ماء الاصول به روغن بيدانجير و ضماد محلل است و ادهان محلله در احليل چكانند و در ماء الاصول وج و فوه و نانخواه بپزند و آن به سنجرينيا بنوشند .

[ محشى شرح اسباب ]

محشى شرح اسباب مىنويسد كه در تقطير از حدت بول اگر ماده نباشد به زور بارد دهند و الا تنقيه مقدم دارند . و اين ماسك البول بارد به نسخهء ديگر است اقاقيا گلنار هر يك سه درم صندلين عدس مقشر قصب الزريره تخم حماض صمغ عربى طباشير هر يك دو درم حب الآس دو مثقال كندر يك درم باريك سائيده به گلاب يا جلاب سرشته پنج درم بخورند . و در تقطير البول بارد زرق روغن زنبق كه در آن موميائى گداخته باشند در احليل و طلاى آن از خارج مجرب صحيح است .

[ بعضى متاخرين ]

بعضى متاخرين مىنويسند كه گاهى سبب تقطير البول ريح البواسير و يا ريح غليظ باشد و علامات آن ظاهر بود و علاجش به نهجى نمايند كه در ريح البواسير مذكور شد مع زيادتى بعضى مدرات حاره . و اين حب حلتيت نافع است باديان نانخواه پودينه سنبل الطيب خولنجان بسفائج اسطوخودوس