تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
همچون گل در آب گداخته بيرون آيد . و اگر در مجارى و قضيب باشد خارش در بيخ قضيب و كنج ران بود و به وقت مرور بول دغدغه كند و در خصيه نيز به مشاركت خارش پديد آيد و هر گاه جرب محكم شود در بول رسوب قشارى و نخالى ظاهر شود . و گويند كه سوزش بول و سردى اطراف در جرب گرده نيز بود و آنجا كه بثور بر ظاهر گرده بود وجع شديد دايم باشد و قلت و كثرت درد به حسب كم و بيشى بثور و اتساع قروح است . و چون اين مرض كهنه شود چيزى غليظ چون پيه گداخته در بول برآيد و بعد لمحه چون نهاده شود مانند جغرات بسته گردد .

علاج

قى كنانند و كسى را كه به آسانى آيد در هر سه روز يك بار قى فرمايند و فصد باسليق از جانب مرض كنند و حجامت با شرط بر كمرگاه و چسبانيدن زلو بر آن نيز مفيد بود و بعد از نضج به مسهل صفرا تنقيه نمايند . و بعد از آن به تبريد و ترطيب اصلاح مزاج كنند و بنادق البزور ساييده با گل ارمنى آميخته همراه مدرات خورانند . و ايضا اسهال به طبيخ شاهتره و هليله و آلو بخارا و سپستان با ترنجبين و مغز خيارشنبر يا شربت ورد مكرر سنايى و يا به حقنهء لين و تبريد و ترطيب به اشربه و بقول رطبه مثل شربت بنفشه و نيلوفر و خشخاش به لعاب اسپغول و مثل بقلهء يمانى و اسفاناخ و خطمى و كشنيز تر مفيد بود . و از مجربات سرهندى است كه اگر شاهتره و عناب و برگ حنا و سرپهوكا هر واحد يك توله نيم كوفته در گلاب خيسانيده بجوشانند تا مهرا شود و صاف نموده بنوشند حدت خلط و بورقيت آن نميگذارد . بوعلى سينا مينويسد كه فصد باسليق اگر همهء بدن ممتلى بود آن را نفع كند و نافعتر از آن در هر حال فصد صافن بود و حجامت زير موضع كليه است و دايم استعمال تنقيهء بدن و خصوصاً به قى و بنادق البزور به گل ارمنى و رب السوس مساوى الاجزا و غذا آنچه جيد الهضم و كيموس باشد مثل زردهء بيضه و آنچه مبرد و مرطب بود مثل چوزهء مرغ به قطف و بقلهء يمانى و كدو و اسفاناخ و فواكه رطب و خصوصاً انار شيرين و بقول رطبه دهند و علاج جرب مجارى ميان دو علاج جرب كليه و جرب مثانه باشد پس در هر دو نگاه كنند . ايلاقى و جرجانى گويند كه علاج اين مرض به فصد و حجامت كمرگاه و حقه بايد كرد و دواى مسهل نبايد داد بهر آنكه مسهل ماده را از بالا فرود آرد و رنج زياده كند و ترتيب علاج بدين گونه بايد كه اولا اگر مانعى نباشد و قوت بر جا بود رگ باسليق گشايند . پس بر كمرگاه حجامت كنند پس حقنه به عمل آرند به اين نوع كه بگيرند حسك و بابونه و اكليل الملك هر يك مشت اطراف كرنب و اطراف چقندر هر يك دسته تخم معصفر نيم‌كوفته تخم كتان تخم حلبه سبوس گندم خطمى سپستان عناب هر يك مشت جو نيم كوفته دو مشت چنان كه رسم است بپزند و مقدار هفتاد درم بستانند و پانزده درم روغن بنفشه و ده درم شكر سفيد و نيم درم نمك سوده بياميزند و هر روز به كار برند بر ناشتا و در هر سه روز قى كنند . و از پس قى هيچ طعام و شراب نخورند سواى گلاب ( جلاب ) نيم‌گرم پانزده درم پس هرگاه اشتها صادق شود طعام شورباى چرب و اسفاناخ و ماش و مانند آن دهند . و چون مدت طول كند طعام از غوره و سماق و اناردانه و مانند آن سازند ليكن بسيار ترش نبايد . و اين سفوف بعد استفراغها به كار برند مغز تخم خيار و خيار بادرنگ و تخم خربزه هر يك پنج درم نشاسته و صمغ و كتيرا هر يك دو درم خشخاش و بزر البنج هر يك دو درم رب السوس چهار دانگ تخم خرفه ده درم همه را بكوبند و ده درم اسپغول با وى بياميزند شربتى هر بامداد سه درم با هفت درم شربت انجير و سه درم آب شاهتره مطبوخ و پانزده درم شراب حلو . و در سوراخ قضيب شياف ابيض با شير زنان و روغن گل سوده بچكانند و بهترين چيزها در آب گوگرد شستن است و آن آب خوردن . ابو الحسن زنجى گويد مردى را اين مرض عارض شد و تكليف سخت كشيد او را به جلوس در آب كبريت و شرب آن امر كردم و بعد ده روز همهء رنج از او زايل شد و آنجا كه آب گوگرد نباشد گوگرد را بسايند و در شراب بجوشانند و از آن اندك اندك بخورند . و هم او گويد كه طبيبى در اين علت خوردن آب آهنگران ميفرمود و كنيزك هنديه را اين علت پديد آمد ابو ماهر فرمود كه پنبه به آب آهنگران تر كرده به رحم بردارد كنيزك همين علاج كرد و زود اين مرض زايل شد . و اين سفوف سودمند طباشير صمغ فارسى نشاسته كتيرا هر يك دو درم تخم خرفه سه درم ريوند چينى ماميران چينى هر واحد يك درم زرشك منقى هفت درم كنجد سفيد بريان كرده پانزده درم گوگرد خوردنى مغز تخم خيار و بادرنگ هر يك ده درم نبات سفيد بيست درم شربتى سه درم با پنج درم لعاب اسپغول و شب وقت خواب دو درم به آب سرد و بر گرده و قضيب و زهار و حوالى آن روغن گل گرم كرده بمالند و در هر سه روز يك بار به حمام درآيند و در آبزن نشينند . و اين حريره سودمند است بگيرند كنجد بريان كرده ده درم نبات سفيد پانزده درم نشاسته چهار درم آرد كرسنه سه درم و كنجد را كوفته چنان كه رسم است آشامه سازند و روغن بادام داخل كرده بخورند و شير خر در اين مرض سخت نافع است . خجندى گويد كه در بثور كليه و جرب آن بعد فصد صافن يا باسليق يا حجامت موضع گرده مغز تخم خيارين يا تخم خربزه به شربت عناب