تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
انيسون دارچينى هر يك شش جزو مصطكى چهار جزو فلفل و مر و افيون و جندبيدستر هر يك دو درم به آب قرص سازند شربتى يك مثقال . و در نسخه ديگر وزن تخم كرفس و انيسون هر يك هفت نيم جزو است و افسنتين پنج جزو سليخه ده جزو عوض دارچينى و مصطكى است و وزن فلفل و مر و افيون و جند هر يك يك جزو پاو بالا مرقوم دور التوايى راست نشانيده روده را به دست بمالند و شراب ريحانى به آب عنب الثعلب و آب بارتنگ و آب خيارشنبر بنوشانند و حقنه لينه به عمل آرند و به اسفيدباجات نرم و حريره معمول از فانيذ و روغن كنجد غذا سازند و شياف به طول ده انگشت ساخته بر سرش زهرهء گاو طلاكرده يكى بعد ديگرى بردارند . و اگر فائده نشود بنادق رصاص فروبرند به منفاخ در دبر او دميده همان ساعت حقنه كنند . و اگر به هيچ تدبير قى بند نشود بايد كه شيشه حجامت و يا محجمه نارى بر معده نهاده دوايى دهند كه هضم شود و جهت تنقيه ماء الجبن نوشانند . و ايضا جوارش سفرجلى مسهل نه ماشه معجون ملين علوى خان سه ماشه در يك پياله دوغ گاوى ترش و عرق كيوره و گلاب هر يك پنج توله روغن بادام شيرين پنج درم اضافه نموده بعد وضع محاجم نارى بر معده بدهند كه دوا البته هضم خواهد شد و دو سه بار اجابت طبع خواهد شد . و اگر وقت شام باز براز در قى اندازد دواى مذكور به دستور دهند و همچنين صبح و وقت دو پهر غذا شورباى خراطين دهند و شام باز دوا به دستور و هر دو وقت تا يك نيم پاس شيشه حجامت بر معده نهاده شوربا بدهند تا هضم شود و به همين تدبير در عرصه دو سه هفته صحت مىشود . و به قول مسيحى اگر از ورم حار باشد ابتدا به فصد كنند بعده آب عنب الثعلب و آب كاكنج و آب لبلاب با روغن بادام شيرين و فلوس خيارشنبر دهند و به گل سرخ و صندل و فوفل و شياف ماميثا و آرد جو و آس ضماد كنند . و اگر از ورم بارد بود بايد كه روغن بيدانجير به ماء الاصول و خيارشنبر دهند و از خارج به ضماد بابونه و اكليل الملك و برگ كرنب و برگ غار و حلبه و تخم كتان تضميد كنند . و اگر از خلط غليظ بلغمى باشد حب صبر و مصطكى و حب سكبينج دهند بعد از آن روغن بيدانجير به ايارج يا روغن كلكلانج به ماء الاصول بدهند . و اگر از براز صلب باشد اولا حقنه لين به عمل آرند و بعده حقنه حادتر از آن در طبيخ بابونه و اكليل الملك و كرنب و شبت نشانند پس اگر در معده چيزى از غذا به سبب شدت تهوع قرار نگيرد زيره سياه سماق به شراب ريحانى يا شربت انار منعنع دهند .

اقوال حذاق :

[ ابن سينا ]

ابن سينا گويد كه علاج ايلاوس قريب از علاج قولنج است مگر آن كه اين قوىتر است و مشروبات در اين نافع‌تر . و ايضا از حقنه‌ها نيز در اين چاره نباشد بهر آن كه چون دوا از فوق نوشند و منع از خروج گردد پس حقنه از اسفل معين نيك بر مشروب شود و برابر است كه تقديم حقنه بر مشروب كنند يا تاخير آن به حسب حاجت پس هركدام را از اين هر دو كه مقدم كنند واجب است كه موخر را ضعيف تر گردانند . و بسا است كه درد اين را تجرع آب گرم تسكين دهد بهر وصول اين آب به سوى آن به سبب قرب موضع و تحليل چيزى كه در آن موذى است و قومى رأى داده‌اند كه صواب آن است كه اولا تسويه امعا به وضع منفاخ در دبر آن به ملائمت كنند بعده حقنه كنند تا حقنه به موضع بعيد به سهولت رسد و فصد در ايلاوس واجب تر است بهر آن كه اگر ورم باشد از فصد چاره نبود . و اگر درد شديد باشد خوف ورم از آن بود پس استظهار بدان واجب باشد و گاهى از اين تفرق اخلاط ردى در بدن عارض شود به سبب احتباس آن‌ها از دفع تا آن كه بدن بدبو گردد . و چون اخلاط رديه در بدن متفرق شوند و اخراج آن‌ها به اسهال مشكل گردد فصد واجب باشد و ماليدن دست و پا از آن جمله است كه ماده مؤلمه را از نفوذ به غور منع كند و استعمال مزلقات مائل به حرارت و لعابات حار به روغن بيدانجير اكثر انواع ايلاوس را نافع باشد مگر صفراوى و ورمى شديد الحرارة را و كذلك مطبوخ شبت به نمك و زيت پخته و همچنين ماليدن بدن به زيت گرم كرده و معالجه ايلاوس بلغمى به مثل آنكه در قولنج بلغمى از مشروبات مذكور شد و به مثل حب صبر و حب سكبينج و حب ايارج كنند و اين همه به روغن بيدانجير دهند و به حقنه‌هاى معتدله جذب به اسفل نمايند . و معالجه ريحى به مثل آنكه در قولنج ريحى از مشروبات نافع رياح گذشت و به حقنه‌ها كنند تا حقنه معين بر مشروب گردد و محاجم كثير بر اعلاى شكم نهند و گاهى احتياج به شرط زدن به جاى درد افتد و جذب ماده به سوى مراق كند . و معالجه ايلاوس از سوء مزاج ساذج بدانچه مىدانند از تبديل مزاج از مادى به تنقيه خلط به نوعى كه در قولنج مادى گذشت بايد كرد . و معالجه ورمى حار و بارد بدانچه در قولنج گفته شد و موافق تر براى ورمى بارد نوشيدن روغن بيدانجير در ماء الاصول يا به خيارشنبر است و به سائر علاجات معلومه كنند . و ايضا سنبل رومى و سنبل هندى و شبت و حب الغار و بزر كتان و حلبه و تخم خطمى و تخم مرو هر واحد مثقال بيخ باديان بيخ كاسنى بيخ كرفس هر واحد هفت مثقال انجير پنج عدد سپستان ده دانه جوشانيده به روغن بيدانجير و روغن بادام تلخ بنوشند . و معالجه صفراوى به مثل آن كه در قولنج صفراوى بدان علاج كنند و معالجه التوايى و فتقى به مثل آن كه در باب قولنج گفته شد .
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 341 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )