تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آن برداشته نيكو بجنبانند تا روده او بجنبد و به جاى خود بازآيد و درد ساكن شود پس حريره با شورباى چرب بخورانند . و اگر درد به دستور باشد هيچ نخورانند و يا مطبوخ عنب الثعلب پنج درم به شكر سفيد ده درم بنوشانند و غذا نخودآب به روغن بادام بسيار دهند . و اگر روده به جاى خود رجوع نكند از ده درم تا بيست درم سيماب زنده همچنان يا مغسول به حلق فروبرند و چند قدم راه روند و شكم و تهى گاه و پشت را از اعلى به اسفل ايستاده بمالند و بجنبانند تا سيماب به زير فرود آيد و وضع روده مستوى سازد و بعد از آن شورباى چرب دهند و چند روز غذا بر همين منحصر دارند و بر اشياى آشاميدنى چرب اقتصار ورزند و يك دو روز پيشتر از شرب سيماب نيز همين شوربا غذا سازند و يا حريره چرب دهند پس شورباى مرغ مرغن يك پياله نوشند و متصل آن سيماب بدهند . و اگر سيماب بيرون نيايد و در شكم بماند و ثقل و درد زياده شود بيمار را ساعتى سرنگون گردانند تا سيماب از حلق بيرون افتد و يا به هر طرف بخوابانند و اندك حركت دهند و به رفق مشى نمايد تا خارج گردد و طريق غسل سيماب اين است كه همراه آب درخت بيدانجير صلايه نمايند هرگاه آن آب سياه شود دور نمايند و آب درخت عنب الثعلب در سيماب اندازند و باز نيكو بسايند پس آن آب را نيز دوركرده سيماب به كار برند . و اگر در آب هليله بليله آمله كه يك شبانه روز خيسانيده باشند سيماب را بسايند تا آن كه سيماب صاف گردد هم جايز است . و اگر فتقى باشد بيمار بر پشت بخسپد و دست بر موضع فتق نهد و به زور بازگرداند . و اگر باز نشود دو كس دست و پاى او بگيرند و بردارند تا پشت او خم شود و شكم در قعر افتد و او را برين شكل بجنبانند و جاى فتق از دست فشارند تا روده به جاى خود بازرود پس محكم ببندند و بر همان شكل بخوابانند . و بدانند كه هرگاه رودهء صاحب فتق خالى باشد و فرود آيد به آسانى به جاى خود بازرود و اگر پر باشد به مشكل بازرود و در اين صورت صواب آن است كه اول شياف تيز بنهند تا روده تهى گردد و رياح خارج شود پس تدبير مذكور كنند . و اگر اول قى فرمايند پس شياف نهند روده زودتر تهى گردد و به آسانى به جاى خود باز شود . و اگر همه تن ممتلى باشد اول قى كنانيده پس شياف نهند . و اگر با اين همه تدابير باز نرود بيمار را در حمام برند و آب گرم بسيار بر آن ريزند پس دست و پاى گرفته به دستور سابق بردارند و بجنبانند دست بر موضع فتق فشارند تا باز رود پس محكم بندند . و اگر بر بسترى بخوابانند كه بالش او بلند بود و يك بالش زير سرين او نهند تا پشت او همچنان دو تو باشد و بر آن شكل صبر كنند پس بعد رد روده به جايش اگر هنوز درد باقى باشد علاج قولنج و اعراض آن بايد كرد خاصة علاج قولنج ريحى و ثفلى چنان كه مذكور شد و باقى علاج فتق در جايگاهش مذكور گردد و بعد بجا آوردن روده به حيل مذكور به تدبيرش پردازند و تضميد ادويه قابضه بر محل فتق و بستن آن موضع به نهجى كه روده را از جاى او رفتن ندهد ضرورى است .

علاج قولنج صفراوى

شيخ الرئيس مىنويسد واجب است كه در حقيقت اين نوع را از باب مغص شماركرده شود بهر آن كه اكثر صفرا به كيفيت خود به غير احداث سده بنفسه درد حادث مىكند ليكن ما بر عادتى كه در آن جارى شده جزم نموده در قولنج بيان كرديم زيرا كه از جمله اوجاع اين روده است . و گاهى در علاج اين بعض اطبا غلطى عظيم مىكنند و ملطفات و مسخنات استعمال مىنمايند و مريض هلاك مىگردد . و سهل تر در اين باب آن است كه خلط منصب در فضاى روده غير متشرب در آن باشد پس در علاج او تعديل مزاج و اخلاط و استعمال اغذيه بارد رطب كفايت كند مثل آلو بخارا مع مشمش و به مثل آب انارين و به مثل ترنجبين و شيرخشت و به مثل اندك سقمونيا به جلاب و به مثل بنفشه و شربت او و قرص او و رب او . و گاهى در آن تناول شيرهء قرطم مع تناول انجير يا تناول زيت الماء قبل طعام يا تناول چقندر مطبوخ به زيت و مرى نكايت او را كفايت كند . و گاهى حاجت داعى به استعمال حقنه‌ها از آب لبلاب مع به ورق و بنفشه و آبكامه در روغن بنفشه يا به ماء الشعير به روغن بنفشه و به ورق باشد و اما در خلط متشرب احتياج به مثل ايارج فيقرا بود كه آن نافع ترين ادويه براى خلط متشرب است و يا سقمونيا مع حب صبردهند . و از حقنه‌ها اين حقنه است بگيرند خارخسك سى درم برگ چقندر يك قبضه بنفشه هفت درم حلبه قرطم بيخ باديان تخم خربزه كوفته هر واحد پنج درم سپستان سى عدد ترنجبين سى درم خيارشنبر ده درم همه را به دستور حقنه‌ها بپزند و صاف كرده بر آن مرى دوازده درم شكر سرخ دوازده درم صبر يك مثقال به ورق مثقال حل‌كرده استعمال كنند . و گاهى در اين باب خوردن سرگين گرگ يا ادخال آن در حقنه‌ها نيز موافق بود و مخدرات در اينجا موافق تر است بهر آن كه با وجود تسكين وجع گاهى حدت ماده فاعل وجع را ساكن كند و اصلاح آن نمايد . صاحب كامل و جامع گويند كه هرگاه قولنج از خلط حاد لذاع منصب به امعا باشد بايد كه چيزى از ادويه حاره كه مذكور شد استعمال نكنند و آب لبلاب دو ثلث رطل كه در آن بيست درم فلوس خيارشنبر ماليده يك درم تربد و يك درم روغن بادام شيرين داخل كرده باشند بنوشانند . و يا آب عنب الثعلب
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 337 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )