تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

[ صفت آن ]

گل بنفشه گل سرخ تخم خرفه مقشر هر يك پنج درم مغز تخم كدو مغز تخم خيارين مغز بهدانه گل نيلوفر نشاسته هر يك سه درم گشنيز خشك مصطكى طباشير كتيرا هر يك دو درم مغز جمال‌گوته مدبر ده درم كوفته بيخته به لعاب اسپغول صلايه كرده حب به قدر نخود سازند خوراك از يك ماشه تا دو ماشه حسب مزاج به شربت شكر و گلاب .

نوع ديگر از بياض استادى غفر الله له

[ صفت آن ]

حب النيل تربد سفيد مجوف خراشيده ريوند خطائى هر يك يك توله بهدانه شش ماشه حب السلاطين مدبر بيست دانه ادويه را به لعاب بهدانه كهرل كرده به قدر دانهء باجره حب بندند خوراك نه حب .

حب اسرائيل كه جهت قولنج نافع است

[ صفت آن ]

سقمونيا ثلث جزو انزروت شحم حنظل هر يك نيم جزو شبرم سكبينج هر واحد يك جزو كوفته به عسل مصفى سرشته به قدر نخود حب‌ها بندند شربت پنج حب

حب شحم حنظل در اخراج مواد از عمق بدن به غايت قوى العمل است خصوص در حل قولنج و تسكين درد آن نظير ندارد

[ صفت آن ]

قرنفل دانه الايچى سفيد دارچينى زعفران مر سياه صبر سقوطرى پوست هليلهء زرد زنجبيل شنگرف هر واحد يك درم شحم حنظل تربد موصوف هر يك سه درم همه باريك سائيده به عرق باديان يا گلاب حب سازند به قدر گاؤرس خوراك شصت حب تا هشتاد و صد به قدر قوت مزاج و شدت و ضعف مرض به آب يا به عرق مذكور .

سفرجلى مسهل معده را قوت دهد و اشتهاى طعام آورد و قولنج بگشايد

[ صفت آن ]

بهى شيرين نيم من را از پوست و دانه پاك كنند و در دو من سركه خمر بجوشانند تا مهره بعد از آن ساييده از غربال بيرون كنند و يك من عسل صاف آميخته بجوشانند تا به قوام آيد پس اين ادويه كوفته بيخته بسرشند زنجبيل دارفلفل دارچينى هر يك دو درم قلقلهء صغار و كبار زعفران هر يك سه درم تربد سفيد سى درم مصطكى پنج درم سقمونيا ده درم شربتى پنج تا هفت درم مثقال به آب گرم .

شربت بسفائج مسمى به شربت مبارك در اقسام قولنج و امراض بارده به غايت نافع و مجرب است و مقوى احشا

[ صفت آن ]

بگيرند بسفايج سبز خراشيده باريك كوفته پنجاه درم تربد موصوف كوفته ده درم عود زياده كوفته دو درم ابريشم خام زرد مقرض هفت درم همه را خوب بجوشانند و صاف كرده گلاب عرق گاؤزبان عرق بادرنجبويه هر يك يك سكرجه قند سفيد سه صد درم اضافه كرده به قوام آرند و مشك خالص و زعفران هر يك ربع درم بيفزايند خوراك سى درم با شصت درم به آب گرم ضماد نافع قولنج مغز خيارشنبر دو توله مصطكى يك توله شكر سرخ سه توله با هم سوده گرم كرده بر شكم ضماد نمايند .

معجون تربلاشه مسهل قوى و قولنج صعب را در يك ساعت بگشايد و مجرب است

[ صفت آن ]

خيربوا قرفه ساذج هندى فلفل دارفلفل زنجبيل برنگ كابلى قرنفل آمله مقشر هر واحد يك مثقال تخم كرفس سنبل الطيب زعفران مصطكى هر يك نيم مثقال تربد سفيد سقمونيا هر يك ده مثقال كوفته بيخته با سه چندان آن عسل بسرشند شربتى دو درم .

معجون تمرى كه قولنج بگشايد

[ صفت آن ]

زنجبيل فلفل سفيد هر يك بيست درم سقمونيا ده درم خرماى دانه بيرون كرده مغز بادام برگ سداب هر يك شصت درم خرما را يك شبانه روز در سركه تر كرده بسايند و ادويه را كوفته بيخته با نيم من عسل صاف معجون سازند شربتى سه درم تا چهار درم .

معجون مسهل تأليف حكيم مؤمن قولنج را به غايت نافع است و اخراج مواد سوداوى نمايد بعد از تفتيح و مزيل امراض حاره است

[ صفت آن ]

رب السوس سقمونياى مقشوى نشاسته بسفايج گل سرخ هر يك پنج مثقال هليلهء سياه پوست كابلى روغن بادام مغز تخم قرطم هر يك بيست مثقال سناى مكى گل بنفشه هر يك سى مثقال عسل دو چند عسل را نخست به آبى كه در آن سنا و گل سرخ و بنفشه و هليلهء سياه هر يك دو مثقال هليلهء كابلى بيست مثقال جوشانيده باشند به قوام آرند و ادويه كوفته بيخته در آن بسرشند شربتى پنج مثقال .

معجون سنا تأليف حكيم على اسهال به رفق نمايد و دفع مواد و حميات و امراض دماغى و معوى و مفاصل مىكند و از هر قسم ماده كه غالب باشد دفع مىنمايد و به غايت نافع است

[ صفت آن ]

سناى مكى يك نيم رطل افتيمون يك رطل بسفايج فستقى تربد سفيد خراشيده گل بنفشه هر يك نيم رطل زنجبيل هفت مثقال ادويه را سائيده با پنج رطل خميرهء بنفشه و يك رطل گلقند و نيم رطل عسل خمير كنند شربتى از دو مثقال تا ده مثقال در آب حل كرده بر آتش ملائم گرم نمايند تا به جوش آهسته درآيد پس از پارچه باريك صاف كرده بنوشند مجرب است

معجون تربد تأليف حكيم موصوف دفع مواد بلغمى كند

[ صفت آن ]

بگيرند تربد سفيد مجوف خراشيده يك رطل زنجبيل يك اويه فلفل سه درم درم مصطكى رومى يك اوقيه تربد را به روغن بادام چرب كنند و با سائر ادويهء كوفته بيخته با دو وزن عسل خام معجون سازند شربتى از دو درم تا پنج درم به آب گرم حل كرده بنوشند .

معجون بنفشه مسهل اخلاط ثلثه و معمول است

[ صفت آن ]

زنجبيل مصطكى قرنفل گل سرخ قاقله هر يك سه درم بسفايج سناى مكى سقمونيا هر يك پنج درم تربد موصوف گل بنفشه هر يك ده درم شربت گاؤزبان شربت نيلوفر هر يك بيست درم شيرخشت سى درم ترنجبين آلو بخارا تمر هندى هر يك پنجاه درم شيرخشت و ترنجبين در گلاب حل كرده صاف نموده با شربت‌ها آميخته با سه چند قند به قوام آرند .

معجون سنا كه قولنج بگشايد و معده و دل را قوت دهد

[ صفت آن ]

برگ سنا