تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
كه اين تسكين وجع در ساعت كند . اركيغانس گويد كه اگر بزر البنج يا بيخ آن بر صاحب قولنج تعليق نمايند تسكين الم او نمايد . و جالينوس گفته كه اگر سگ را ببندند و سه روز به جز استخوان چيزى آن را خوردن ندهند و بعد از آن سرگين او بگيرند و در جوف تعويذ نقره نهاده بر مكر صاحب قولنج بندند درد او ساكن كند و در خواص آمده كه چون پارهء از ناف كودك نرينه بگيرند و زير نگين انگشترى زر يا سيم در طالع مريخ داشته با خود دارد حامل آن از قولنج ايمن شود . سرهندى مىنويسد كه از مجربى به من رسيده كه برگ طرفاى كبير كه اهل هند آن را فرش نامند چون بسايند به آب گرم بخورند فى الحال تسكين درد او كند و ايارج فيقرا را در تسكين درد او قوت عجيب است . و گويند كه خوردن تخم حنا نيم مثقال به عرق باديان يا به شيرهء آن نيز بالخاصية نافع قولنج است و كذا سرگين خرد سرگين مگس به آب خوردن مجرب است . و بعض مجربين گويند استخوانى كه از سرگين گرگ برآيد تعليق او به قدر باقلا بر كمرگاه همان وقت از قولنج نجات دهد و اين مجرب است چنانچه شخصى معتاد به قولنج بود چون تعليق او در رشتهء صوف بر آن نمودم صحت يافت و اصلًا عود نكرد و چند مرتبه اين را آزمودم و هر مرتبه صحيح يافتم و به ارباب قولنج براى تعليق به دفعات دادم و شفا يافتند و بعد از آن از من شكايت نكردند . و رازى گفته كه نشستن بر پوست گرگ و خفتن بر آن و گذاشتن آن بر زين اسب سوارى خود در قولنج تأثير عظيم دارد و همچنين اگر از آن كمربند سازند و بر پشت بندند و در هر سال تجديد او كنند .

ذكر اغذيهء اصحاب قولنج :

اما حكم كلى غذا در اقسام قولنج اين است كه تا وقتى كه ضعف نشود طعام و شراب مطلقاً ترك نمايند و بعد انحلال قولنج نيز قدر اقل شورباى چرب از لحوم قنابر و عصافير و حملان و ماء اللحم با توابل بدهند . و به قول شيخ در جميع اصناف قولنج احتياج به غذاى مزلق ملين مىباشد و اين امرى است كه در آن شك نيست . و اما احتياج به غذاى مقوى امرى است كه هنگام ظهور ضعف به سبب شدت درد و كثرت استفراغ باشد و مقويات مثل آب لحوم خفيفهء مطبوخ به قوت و مصالح نافعه و زردهء بيضهء نيم‌برشت و مغز نان در شوربا و شراب گداخته است . و اما ترك غذا اصلًا نافع قولنج بلغمى و ريحى و غير آن است و اين امرى است قائم مقام قانون و گاهى احتياج افتد كه تربد و سقمونيا در شوربا و در نان ايشان داخل كنند . و بايد كه نان ايشان خشكار خميرى غير فطير و ملائم غير سخت باشد و اكثر صاحبان قولنج را نفع كند يا ضرر نرساند انجير و جميز و مويز و بادام و خرماى تر است چون هر واحد از اينها شيرين باشند و خربزه بسيار شيرين و پخته قبل از طعام در حال صحت به اكثر صاحبان قولنج ضرر ندارد . و اما شورباى خروس پير و قنابر و بچهء كبوتر قولنج ثفلى و اصناف بارد را مشترك النفع است و در گوشت خروس پير رخصت نيست . و اما در لحم قنبره نيز قومى رخصت نداده بهر آنكه توقع قوت او در مطبوخ از لحم او به مريض است و قومى مثل روفس و جالينوس حكم داده‌اند كه لحم او نافع است و اگرچه بريان باشد و همچنين لحم هدهد و تجرع مرى نبطى قبل طعام هفت جرعه نافع است در هر قولنج كه اندر آن حرارت عظيم نباشد و كذلك نيم‌برشت براى ايشان نافع است .

ذكر مضرات ارباب قولنج :

بدان كه برنج و جاورس و سويق و هر چه قابض و مولد رياح بود استعمال نبايد كرد . و خجندى گويد كه عسل خام و آنكه اندك باشد مورث قولنج است و ظاهرا به سبب ريحيت كه در آن است و قلت خود در كسى مولد قولنج خواهد بود كه امعاى او بالطبع در خلقت يا به عارض مثل حامله تنگ باشد و لهذا حامله را از شرب ماء العسل هنگام خواب قولنج ظاهر شود و آن دلالت بر حمل او كند چنانچه بقراط گفته . و بعضى محققين از اطبا گفته‌اند كه جماعتى را در دمشق قولنج از تناول عسل و اگرچه مطبوخ به اشياى ديگر بود عارض شد . و بوعلى سينا مىنويسد كه اشيايى كه صاحبان قولنج را ضرر دارد بعضى از آن اغذيه است و بعضى افعال . اما اغذيه همه آنچه غليظ باشد از لحوم وحشى حتى كه خرگوش و آهو و بقر و جزور خصوصا ماهى كلان تازه باشد يا شور و جمله لحوم بريان و جميع بطون حيوانات بلكه جميع اجرام لحوم سواى آنكه در ذكر اغذيه مذكور شد و نان ميده و فطير و سكباج و مضيره و زيت و كشكيه و بهطه و لوزينج و قطائف كه كمتر ضرر دارد . و كذا خشكنانات همه مضر است و فتيعت و زلابيه و البان و پنير كهنه و تازه و كل اغذيه كه در آن نفخ باشد و جمله بقول سواى چقندر و سداب ضرر دارد و نعناع كه در آن نفخ است نيز مضر بود . و كذلك جرجير و طرخون ايشان را مضرت دارد و مثل زيتون و جميع فواكه الا مشمش و آلو براى صفراوى و حار و ثفلى از حرارت فقط سواى غير اينها و كدو خاصة و خيار و بادرنگ و به و كرنب و شلجم و قنبيط و امرود و سيب خصوصاً ترش و قابض و زعرور و كنار و غبيرا و كندش تازه و توت سياه و زرشك و سماق و حصرم و ريباس و آنچه از آن سازند و مانند آن اعداى قولنجى است به استعمال او براى ايشان سبيل نيست و همچنين جوز تر و بادام تر و باقلاى تر ايشان را مضر است و انار شيرين كمتر مضر از ترش است . و اما افعال كه صاحب قولنج را حذر از آن واجب بود مثل حبس ريح است و حبس براز و خواب بر حاجت براز و خصوصاً براز خشك بلكه واجب است كه هنگام خواب به رفع حاجت روند . و بدان كه حبس ريح بيشتر قولنج حادث كند به سبب اصعاد او ثفل را و حصر او در آنجا حتى كه شيء واحد مكتنز جمع شود و به سبب احداث او ضعف در امعا و گاهى اين مؤدى به استقسا
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 306 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )