كه در قول مسيحى در علاج اسهال معدى رطوبى گذشت و در آن شب يمانى است ليكن درين نسخه افيون و بزر البنج هر يك چهار درم عوض بيخ لفاح آورده و طباشير هشت درم هم افزودهاند و گفته كه بر شكم طلا كنند و بگذارند تا خشك شود و از خود فرو ريزد اگر تب باشد يا نباشد سودمند است .
و از پس آن اين ضماد افسنتين به كار برند و نسخهء آن همان طبيخ افسنتين است كه در قول مذكور همانجا شد .
و اين ضماد سك و زعفران هر يك درم اشنه ده درم مصطكى هفت درم سعد پنج درم قصب الزريره ده درم رامك شش درم كرفس پنج درم حب الآس ده درم مازو ده درم كوفته به شراب قابض سرشته بر شكم نهند .
و اگر قبل از ضماد هر بامداد و شبانگاه ده درم به آميخته بخورند سودمند بود و طعام گنجشك بريان كرده و كبك و تدرو و تيهو مطنجن كرده و ميان او به زيره و كرويا و دارچينى و گشنيز و سماق و اناردانه و كرفس و پودينه و سداب پر كرده سازند و پوست غبيرا و پوست كنار و پوست اناردانه سودمند بود و شربت فواكه اگر از امرود و سيب و زعرور و حب الآس و كنار و سماق و اناردانه بپزند سود دارد .
[ محمود ]
محمود گويد كه تنقيهء بدن از رطوبات فاسد به قى نمايند و هر صبح جلاب از تخم شبت و تخم خربزه و عسل در آب جوشانيده بنوشند و قى كنند و بعده به اغذيهء مخشنهء معده و امعا مثل مزورهء سماق و اناردانه تغذيه نمايند و سفوفات قابضه دهند و صرف عنايت به تخشين معده و به تجفيف رطوبات آن نمايند .
و اين سفوف نافع معده و امعا است و آن را در درشت كردن معده و تجفيف آن نفع بليغ است و نسخه اين آن است كه در قول مصنف كامل اول مسطور شده و سفوف مقلياثا و حب كه در آن خبث الحديد است نيز در قول مذكور گذشت .
[ مير عوض ]
مير عوض نوشته كه اگر سبب زلق الامعا آلودن سطح امعا به رطوبات فاسد باشد علاجش نخستين قى آوردن است به طبيخ شبت و تخم ترب با بورهء ارمنى و عسل بعد از آن انگبين سى درم عناب تمر هندى هر كدام پانزده درم سداب انيسون تخم شبت هر كدام هفت درم همه را در چهارصد درم آب بجوشانند تا به پنجاه درم رسد صاف نموده بنوشند تا سه روز كه از مجربات است آنگاه مرباى زنجبيل و مرباى جوز و جوارش عود و جوارش عنبر و جوارش مصطكى بدهند .
و اين سفوف را سديدى مىستايد كزمازج يك مثقال گشنيز خشك زر ورد هر كدام يك درم مصطكى انيسون كندر سنبل الطيب هر كدام نيم مثقال طباشير لك هر كدام ربع مثقال كوفته بيخته ده درم از آن به انگبين استعمال كنند و مادام كه باعث ضعف جگر نگردد هضم را به جوارشات حاره تقويت دهند .
و چون مرض به طول انجامد و ضعف و نقاهت پديد آيد به برشعثا و مثروديطوس و ترياق بزرگ و قرص زرشك و شربت حب الآس و شربت انجبار علاج كنند .
و اين سفوف را بختيشوع تركيب داده براى تقويت هضم و انعاش قوى و اصلاح غذا و تحليل رياح غليظ مجرب است پوست ترنج يك جزو و نيم كرويا يك هفته در سركه تر كرده در سايه خشك نموده يك جزو انيسون و جوز هندى هر كدام نيم جزو مصطكى ربع جزو شكر به وزن مجموع و اگر خواسته باشند زنجبيل سعد هر كدام ربع جزو سنبل الطيب صندل هركدام ثمن جزو اضافه كنند .
و اين تصرف از انطاكى است و در بعض نسخ انيسون حذف كرده و در بعضى مشك افزودهاند و در اسهال گل مختوم و در كثرت خون كهربا صمغ عربى بريان و كهربا مثل مصطكى بيفزايند شربتى يك مثقال .
و اين سفوف نيز زلق معده و امعا را مجرب است و نسخه آن همان است كه در قول مصنف كامل اول مرقوم شده غذا قلاياى مبزره و كباب به سماق و گشنيز در آنجا كه پيچش نباشد و الا چون قوت قوى بود از گوشت و روغن اجتناب كنند و در صورت ضعف قوت گنجشك مطنجن با روغن بادام دهند و جلوس بر صرهء نمك جاورس و سبوس گندم و خشت گرم و تضميد به دهن المبارك كه در فصل لقوه گذشت سود دارد .
[ سرهندى ]
سرهندى گويد كه سفوف تنتريك در اين باب به صحت تجربه رسيده و خلق كثير بعد از ياس به اين دوا شفا يافته بگيرند پوست برنج سرخ كه در داخل آن بود سه استار گل دهاوه دو درم تخم ريحان دو ماشه افيون نيم ماشه كوفته بيخته به آبى كه در آن برنج سرخ تر كرده باشند بخورند و اين را ياد دارند كه مؤلف آن ضامن نفع آن شده و من در آن تاثير عجيب ديدم و برنج سرخ را در هندى كامود گويند .
[ طبرى ]
طبرى گفته كه زلق الامعا كه از رطوبات لزجه بود گاهى از اجتماع رطوبت نمسه در امعا و معده يا در يكى از اين هر دو افتد و اين غير از اين رطوبت حادث نشود بلكه از رطوبات زجاجيه چون در معده و امعا كثرت پذيرد نوع ردى از قولنج حادث شود .
و اگر رطوبات حار مالح بود از آن قولنج كه با الم شديد باشد تولد كند و مراد از رطوبت نمس آن است كه حلو مثل آب شيرين مخالط به ارضيت و مانند آن باشد و علاجش تقويت معده و امعاست و قبض طبيعت در اين مرض در اول امر خيلى ردى است بلكه واجب است كه استفراغ اين رطوبت به لطف حسب امكان كنند به اشيائى كه رطوبت نيفزايند و از سحج امن باشد و مختار