تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
طباشير ساذج هندى پوست زرد ترنج هر يك يك نيم مثقال مصطكى عنبر اشهب قرنفل زعفران قرفه هر يك يك مثقال جوزبوا دو نيم مثقال مشك خالص نيم مثقال مرواريد ناسفتهء اعلى يك مثقال و يك نيم دانگ كوفته بيخته به عسل مصفى يك صد و بيست مثقال بسرشند و در قاب چينى نگاه دارند .

جوارش زنجبيل كه قابض و هاضم است

[ صفت آن ]

زنجبيل بريان دو درم صمغ عربى مغز بيل دانهء الايچى كلان هر يك پنج درم سليخه دو نيم درم زرنباد يك درم نشاسته بريان بيست درم شكر چهل و پنج مثقال به دستور مرتب سازند خوراك دو مثقال .

حب آملهء قابض نافع اسهال معدى و مقوى معده

[ صفت آن ]

آمله چهار دام در گلاب تر نمايند چون نرم شود بسايند و چهار ماشه نمك سياه و سه ماشه مصطكى سائيده آميزند و به قدر كنار صحرائى حب بندند يك حب صبح و يك شام بخورند .

حب جدوار نافع ذرب و زلق الامعاء رطوبى

[ صفت آن ]

جدوار پوست بيرون پسته طباشير هليلهء سياه در روغن زرد بريان صندل به گلاب سوده كهربا زيرهء مدبر بيلگرى زعفران بزر البنج هر واحد دو مثقال كوفته بيخته به قدر فلفل سياه حبها سازند و به حسب مزاج خورند .

حب اذراقى نافع از براى ذرب

[ صفت آن ]

اذراقى را پاره كرده در آب كه دو انگشت بالاى آن باشد تر كنند پس بجوشانند كه تمام آب بسوزد و اذراقى سياه گردد بعده بكوبند و با افيون و فلفل سياه و گل ارمنى هر يك شش ماشه سحق بليغ نموده حب به قدر خردل بندند شربتى يك حب تا سه حب و براى درد گوش به آب برگ تنبول حل كرده بچكانند و براى تب بلغمى با شيرهء زيره سفيد بخورند و براى درد دندان زير دندان دردناك گذارند .

دوائى كه ذرب را نافع

[ صفت آن ]

طباشير مصطكى هر يك يك ماشه سوده به نوشداروى ساده شش ماشه سرشته بخورانند .

ايضا

[ صفت آن ]

شيرهء باديان بريان چهار ماشه شيرهء نانخواه بريان دو ماشه نبات يك نيم توله تخم ريحان چهار ماشه پاشيده دهند و اگر درد معده هم باشد شيرهء زيره سياه مدبر بريان چهار ماشه افزايند .

ايضا

[ صفت آن ]

گلنار سه ماشه پوست بيرون پسته نانخواه كندر هر يك شش ماشه كوفته با مويز با دانه سوده بسرشند و نيم توله با عرق باديان بخورند .

ايضا اگر با تب باشد

[ صفت آن ]

باديان الايچى خورد هر يك چهار ماشه زيره سياه سه ماشه گل سرخ چهار ماشه جوشانيده صاف كرده گلقند دو توله داخل نموده بنوشند باز پرسياوشان اصل السوس گل سرخ هر يك چهار ماشه به عرق عنب الثعلب ده توله جوشانيده صاف كرده گلقند .

ايضا اگر با سقوط اشتها باشد

[ صفت آن ]

پوست ترنج باديان الايچى سفيد نانخواه بريان هر يك چهار ماشه جوشانيده نبات يك نيم توله داخل كرده دانهء الايچى خرد كندر مصطكى پودينهء خشك پوست ترنج هر يك يك ماشه نبات پنج ماشه خورده بنوشند باز بارتنگ چهار ماشه افزايند باز چهار تخم دهند باز نوشدارو ساده هفت ماشه خورده شيرهء باديان بريان چهار ماشه شيرهء دانهء الايچى كلان سه ماشه شربت بهى دو توله بنوشد باز چهار تخم مسلم شش ماشه نانخواه بريان سوده يك ماشه آميخته سه روز دهند .

ايضا اگر با قصور هضم و نفخ شكم باشد

[ صفت آن ]

مصطكى يك ماشه سوده به جوارش آمله هفت ماشه يا آمله مربى يك عدد سرشته به ورق نقره يك عدد پيچيده تناول نمايند بالايش ريشه خطمى شش ماشه جوشانيده تودرى سفيد چهار ماشه پاشيده بنوشند دوم روز عود سوده سوم روز درونج عقربى سوده يك ماشه عوض تودرى كنند .

ايضا اگر اسهال با عدم انهضام طعام و فواق به شدت بود و خلل جگر نيز باشد

[ صفت آن ]

زهرمهره مصطكى دانه هيل هر يك نيم ماشه سائيده در شربت انار آميخته اول بخورند بعده شيرهء باديان بريان شيرهء دانهء هيل شيرهء زيرهء سياه هر يك سه ماشه در عرق مكوه و كيوره و گلاب هر يك سه توله برآورده رب به تخم ريحان بريان داخل كرده بخورند و سنبل الطيب مصطكى پوست ترنج هر يك ماشه در گلاب سائيده نيم گرم بر فم معده ضماد نمايند و سفوف لولوى علوى خان دهند .

ايضا اگر با ضعف بسيار باشد

[ صفت آن ]

سفوف ارسطاطاليس همراه عرق الايچى دهند باز مرواريد طباشير سوده هر يك يك ماشه در نوشدارو پنج ماشه آميخته همراه عرق الايچى نيم پاؤ و گلاب دو توله بخورند .

ايضا اگر در اسهال غذا غير منهضم و رنگارنگ آيد

[ صفت آن ]

جوارش جالينوس خورده شيرهء زيرهء سياه شيرهء دانه هيل شيرهء حب الآس هر يك سه ماشه در عرق عنب الثعب برآورده رب به شيرين بارتنگ سه ماشه پاشيده بنوشند .

ايضا اگر با مرض بارد دو سه اسهال هم آيد

[ صفت آن ]

دارچينى قرنفل بسباسه هر يك دو ماشه باديان سه ماشه زيره سياه سه ماشه در عرق گاؤزبان جوش داده صاف كرده نبات داخل نموده بنوشند .

دوائى كه به جهت ضعف معده و اسهال و سحج و زحير مجرب است

[ صفت آن ]

مصطكى باديان بريان هر يك نيم توله بنگ مدبر دو توله كوفته بيخته سه ماشه به آب سرد بدهند .

ديگر نافع‌تر از آن

[ صفت آن ]

بنگ مدبر چهار تانك مصطكى اناردانه كوكنار نيم برشت هر واحد يك نيم تانك زنجبيل نيم رشته هيل گشنيز خشك بريان به هر يك يك تانك صمغ عربى ربع تانك كوفته بيخته به آب سرد شبينه به قدر مزاج مريض استعمال نمايد . و طريق مدبر كردن بنگ اين است كه بگيرند برگ قنب چيدهء قسم اول و به روغن بنفشه يا روغن بادام يا روغن گاو چرب نمايند پس شيرهء كاه دوب سبز و قدرى شيرهء نانخواه با هم آميخته هر دو شيرهء در بنگ انداخته به دست بمالند و در سفال نو آب نارسيده بر آتش نرم برشته نمايند و فرود آرند
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 191 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )