و اضطراب عارض گرديد و از خروج ريح به اسفل اندك راحت مىيافت و اشتها ساقط و بول و براز تا يك هفته محتبس شد و از مسهل قوى چند سدهء سخت برمىآمد و باز حال به دستور مىشد آخر به حكيم علوى خان رجوع كرد اوشان مطبوخ اسقولوقندريون به اضافهء ريوند خطائى نه ماشه و روغن بيدانجير مركب سه مثقال و شربت دينار دو توله نيمگرم نوشانيدند و غذا بعد يك پاس شورباى مرغ و فاخته مرغن صبح و شام بدون نان دادند روز چهارم دو سه مرتبه اجابت طبع شد و سدهها برآمد و به جاى آب عرق جوانسه و مكوه و خارخسك مقرر فرمودند به روز هفتم يك نوبت اسهال رقيق متعفن مختلف الالوان قريب سه پاؤ و بول بسيار آمد و همه عوارض به قدر نصف تخفيف يافتند و روز هشتم ادرار بسيار و اشتها شديد گرديد دهم روز مطبوخ موقوف كرده صعتر دو ماشه سوده به دواء الكركم كبير سرشته خورانيده شيرهء قرطم يك و نيم توله مويز منقى دو توله گلوى سبز يك توله در عرق جوانسه و بادرنجبويه و مكوه هر يك و نيم پاؤ شربت دينار چهار توله دادند غذا ارزن با شورباى مرغ از اين ادرار موقوف شده اجابت دو مرتبه مىشد و در پانزده روز صحت يافت و سبب مضرت ضماد استعمال آن قبل از تنقيه بود .
ايضا سكنجبين افتيمونى نافع طحال افتيمون در صره بسته بسفايج هر يك ده درم گاؤزبان برگ فرنجمشك تخم كاسنى شاهتره بادرنجبويه اسطوخودوس گل سُرخ هر يك پنج درم تخم كشوث سه درم درونج عقربى چهار درم در آب مروق كاسنى و عنب الثعلب هر يك يك و نيم آثار شب خيسانيده صبح جوش دهند كه چهارم بماند ماليده صاف نموده گلقند سه پاؤ اضافه نموده بجوشانند كه به نيمه آيد ماليده صاف نموده سركه مقطر يك و نيم پاؤ قند سفيد نيم آثار داخل كرده قوام سازند .
نوع ديگر براى صلابت طحال كه با حرارت بود نافع است افتيمون چهار توله انجير زرد هفت عدد پوست بيخ كبر بيخ كاسنى هر واحد دو توله تخم فنجنكشت تخم خيارين پرسياوشان تخم كاسنى كزمازج تخم كشوث اصل السوس گل سرخ اسارون هر واحد يك توله گلقند سه چند سركه به قدر حاجت به دستور مرتب سازند .
ايضا قرص فنجنكشت نافع طحال است كه با حرارت بود تخم فنجنكشت تخم كاسنى پوست بيخ كبر مغز تخم خيارين تخم كشوث گل سرخ كزمازج هر واحد دو درم اسارون نيم درم به آب عنب الثعلب قرص سازند خوراك دو مثقال و نوشيدن عرق برگ گز يا آب آهنتاب به جاى آب تازه سودمند است .
ديگر انجير كهنه در سركهء كهنه سائيده صبر چهار ماشه اشخار چهار ماشه تنكار چهار ماشه سوده آميخته نيمگرم ضماد كردن صلابت و عظم طحال را نافع است .
ديگر تخم فنجنكشت پوست بيخ كبر مساوى در سركهء تيز بخيسانند و هر روز تجديد سركه كنند تا يك هفته بعده در سايه خشك كرده دو درم به سكنجبين عسلى خورند كه مفيد بود .
ديگر ضماد شيطرج به سركه سائيده نيز محلل ورم سپرز است و تخم ترب سائيده با سركه و يا سكنجبين خوردن دافع طحال است و نوشيدن آب برگ گز يك اوقيه با ده درم سكنجبين نافع و شير شتر و بول آن آميخته نوشيدن مفيد .
و كذا بسفايج و ماهودانه و مغز بادام تلخ و عروق الصفر و قردمانا هر كدام دو درم به سكنجبين يك اوقيه نافع و آب ترب افشرده دو اوقيه منقى طحال است .
ديگر پوست بيخ كبر دوازده درم تخم شبت ايرسا هر يك شش درم خردل دو درم مر مكى هفت درم همه را كوفته به عسل سرشته دو درم بخورند و از اين اجزا ضماد نيز سازند .
ديگر برگ كرنب و اشق و قنطوريون و غافث و ابهل و صعتر مساوى در آب و سركه نيك جوشانيده هر روز يك اوقيه بخورند .
و به قول ثابت اگر ثمر طرفا در دهان گيرند تا يك ساعت و آب او فرو نبرند و بعد از آن آن را و آب دهن را بيرون اندازند و عقب او نمك يك درم بخورند در چند روز طحال را لاغر كند و مجرب نوشته و سبوس گندم شبت در سركه پخته ضماد كنند .
ديگر ضماد حب البان و آرد شيلم سائيده در سركه سرشته و كذا ضماد بيخ كرمهء بيضا و انجير مساوى و كذا اشق محلول به سركه و اسقولوقندريون و به ورق و پوست بيخ كبر ضماد كردن و كذا خولان هندى شرباً و ضماداً و كذا شرب لك دو درم با سكنجبين تا پنج روز متواتر و كذا ضماد مر هر واحد در تحليل صلابت طحال مجرب سويدى است .
و بدان كه شرب و ضماد جوزبوا و كذا گل لبلاب سفيد و كذا بيخ فاشرا و كذا بيخ ماذريون و كذا ايرسا به سركه يا در آب پخته و كذا تخم فنجنكشت و كذا عرطنيثا كه آن بخور مريم و كذا سكبينج و كذا غافث و كذا طراثيث و كذا صمغ امرود برى به سركه و كذا اقحوان و كذا گل مختوم و كذا بول شتر اعرابى و كذا قسط و كذا كمافيطوس صنوبرى .
و شرب حب البان به سركه ممزوج و كذا بيخ شجر او يك درم به سركه ممزوج و كذا برگ طرفا سائيده با سركه و كذا مطبوخ او به سركه و كذا زراوند مدحرج به سكنجبين و كذا كعب ميش محرق به سكنجبين و كذا اشق يك مثقال به سكنجبين و كذا موميايى يك قيراط به جلاب و كذا وسمهء برى يعنى برگ نيل دشتى و كذا طبيخ چقندر به سركه و خردل و كذا شاخ گوزن سوختهء سفيد يك مثقال و كذا عصارهء بردى سبز يك اوقيه و كذا خاكستر بردى دو درم و كذا اكل جزر برى به سركه و كذا دارفلفل و كذا آب برگ نو رستهء صفصاف و كذا پوست بيخ او در آب جوش نيك داده سه روز متواتر نوشيدن و كذا مغز كلنگ به عسل .
و كذا پوست شجر خونوب شامى به سركهء عنصل و كذا مرجان سرخ يك درم به سكنجبين و تعليق آن تا به طحال برسد بيست روز متواتر و كذا گل طرفا به سركه يا شراب و كذا جگر دلدل در تنور بريان كرده قدرى از آن خوردن و اندكى باقى گذاشتن كذا كعب بقر محرق بسكنجبن .
و ضماد برگ شجر بان سوده به عسل
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١٥٥