تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اكل آن و تخم آن به شراب يك ساله كذا تخم بقلهء يمانى و كذا افسنتين و كذا عصارهء لبلاب و كذا عصارهء غافث و سكنجبين بزورى به آب كشوث و كذا كبريت به آب حل كرده يا در بيضهء نيم‌برشت و كذا عصارهء كماذريوس يا طبيخ او و كذا عصارهء طرخشقوق يا طبيخ او و كذا ماميران چينى و كذا خيارشنبر تنها و به آب عنب الثعلب و كذا طبيخ نخود سرخ و كذا اسقولوقندريون با سكنجبين و كذا بخور مريم با سكنجبين و كذا طبيخ شجرهء مريم بتمامه سه روز متواتر و كذا پشك بز كوهى به شراب يك ساله و اكل پسته كوفته به سركه سرشته و شرب شاخ گوزن سوخته دو فلنجار و كذلك به سكنجبين و كذا عصارهء كرنب به شراب يك سالهء خوشبو يا تنها چهل و پنج روز متواتر و سعوط به عصارهء فراسيون و شرب عصارهء ترب ده روز متواتر يا تخم آن و كذا فاوانيا تنها يا يك مثقال از آن به چهار اوقيه آب برگ ترب و كذا عصارهء پودينه نهرى و كذا صبر به آب كاسنى و كذا عصارهء برگ و اطراف نرم نعنع و كذا هليلهء كابلى و كذا حب كاكنج و كذا عصارهء نبات او تا هفت روز متواتر و كذا پر زانوى اسب و كذا سرگين بچهء اسب در اول تولد آن به قدر باقلا و كذا سم بز سوخته به عسل سرشته و كذا پشك گوسفند پنج درم سوده در شراب يك ساله حل كرده صاف نموده و كذا مرماحوز و كذا لادن و كذا جوزجندم و كذا خرنوب نبطى و كذا انار ترش و كذا ريوند و تخم كشوث هر واحد يك درم و كذا شكر به آب طبيخ كشوث و كذا جگر حجل و كذا شحم فجل به سركه و كذا حناى قريش به عسل سرشته و كذا طبيخ زردچوب و كذا آشيانهء خطاف در آب تر كرده و كذا شير بز و خوردن اسفاناخ به طور غذا و كذا جرم ريباس و امتصاص آب او و شرب فلنجه و كذا هليلهء زرد و كذا مرسيا اعريا و كذا خرزة البقر و اكل كرنب مطبوخ به ماكيان و كذا جرجير سه برگ و تعليق كمات و تمريخ طلا و عصارهء صعتر سبز و شراب در حمام هر واحد نافع يرقان اصفر است . و گفته كه فرو بردن سه عدد ماهى خرو زنده بر نهار براى دفع يرقان تجربه كرده‌ام و اكتحال گلاب و سركهء تند به ميل زجاج يا ميل آبنوس در ازالهء زردى چشم حادث از يرقان مجرب من است و اكتحال به آب گشنيز سبز و سعوط طبيخ شحم حنظل نيز مزيل زردى چشم است . بعضى از متأخرين مىنويسند كه پستهء مخلل و مويز مخلل و ادامت بر كاكنج يك مثقال و بعد قى تخم سرمق نوشيدن آب هندبا و عنب الثعلب هر واحد مجرب است . و اگر سبوس نخود چهار دام شب در آب تر كرده صباح زلال آن گرفته به قدرى نبات شيرين كرده بنوشند نفع مىكند . و چون گوشت موش صحرائى خشك كرده باريك بكوبند و بخورند نافع بود . و اگر برگ حنا تا دو دام نرم كوفته در آب شب تر كنند و صبح آب صاف آن بنوشند تا يك هفته مجرب است و خوردن ماهى و ديدن آن بالخاصيت فايده مىكند . و اگر آب برگ ترب كوفته به قدر يك پياله برآورده و دو دام شكر ترى آميخته نهار بخورند غذا سه چهار دام تمر هندى در آب ماليده صاف نموده چهار دام شكر آميخته با خشكه تناول نمايند و بر اين منوال چند روز عمل كنند به جهت يرقان از مجربات حكيم جعفر است و نوشيدن شيرهء تخم كاسنى و تخم خربزه با سكنجبين عسلى نافع بود و كذا يك دستهء برگ كاسنى با دو درم نمك هر صباح تا يك هفته خوردن . و اگر هليلهء زرد پانزده درم تمر هندى سى درم آلو بخارا سى عدد عناب سپستان گشنيز خشك گل بنفشه گل سرخ تخم كاسنى تخم كشوث هر واحد يك كف جوشانيده با سكنجبين بنوشند اسهال بسيار آرد و يرقان را در يك روز زائل كند . و شكنبهء گاو به سركه پخته خوردن مفيد است و اكتحال آب تمر هندى و برگ آن و يا زرشك با گلاب به قول ابن هبل و سعوط آب چقندر به روغن زيتون و يا پوست فندق هندى و يا شونيز به شير زنان . و ايضا اكتحال پوست ترنج سوده به ميل نقره و كذا دارفلفل هليلهء زرد هر دو در سركه سائيده و كذا زردچوب و تخم جوز القى هر واحد مزيل زردى چشم است . طبرى گويد كه چون مرض زائل گردد و قاروره و براز به سوى طبيعت خود در حال صحت عود كند و زردى چشم باقى ماند ادويهء مزيل آن به كار برند مثل انكباب بر سركهء مطبوخ و اكتحال به سركه و اصل السوس كوفته بيخته و شاخ گوزن و صدف هر دو سوخته و ابدى امر به اكتحال آب درياى شور به سركه مىكند و حفظ مزاج عليل نمايند تا متغير نشود و رمد پيدا نگردد . و اين كحل مزيل صفرت عين بعد زوال مرض است ماهى هار يا رضراضى صغار بر تابهء مس سوخته و كهربا و هليلهء زرد و دارفلفل مساوى سائيده به حرير بيخته اكتحال نمايند . و بعض حرانيان اين را به سركه تسقيه مىنمايند تا از آن تشرب صالح كند پس خشك كرده در چشم مىكشند و ازالهء بقيهء يرقان مىكنند . و در كتاب خواص مذكور است كه خرء سفيد از سرگين سگ و زعفران مساوى سوده مزيل يرقان است . و گويند كه طلق و زبد البحر ازالهء يرقان از چشم بعد زوال مرض مىكند . حكيم شريف خان در حاشيهء شرح اسباب مىنويسند كه تقطير شياف ابيض در شير دختر يا سفيدى بيضه حل كرده نافع است و همچنين تضميد چشم به اسپغول در آب كاسنى يا سفيدى رقيق بيضه و روغن گل بر هم زده و خواب بر آن و به اين كحل اكتحال نمايند و نسخهء آن همان است كه در يرقان چشم مسطور شد . و اگر از اين تدابير فائده نشود تنقيهء رأس به مثل حب قوقايا يا حب ايارج نمايند بعده اكتحال به كحل معمول از هليلهء زرد و دارفلفل در سركهء كهنه نمايند كه ازالهء بقاياى او در يك روز كند و تجربه شده . و على ابن زين گفته كه عصارهء ترب و فرصاد از همهء ادويه غنى مىكند . اطباى هند مىگويند كه اگر صندل زرد يعنى ملاگير به گلاب يا آب سائيده و دارهلد به آب سائيده هر يك پنج ماشه عسل هفت ماشه آميخته بخورند و غذا