تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
هر يك پنج توله گاو زبان گل سرخ هر يك شش توله باديان خطائى چاى خطائى عود غرقى هر يك چهار توله زعفران شش ماشه مشك يك ماشه برگ تنبول صد عدد عرق باديان دو آثار گلاب چهار آثار ادويه‌ى نيم‌كوفته در عرق‌ها تر كرده صبح عرق كشند و مشك و زعفران در دهن دريچه بندند و دو سه توله نهار بخورند .

معجون عود مشهى و مفوى قوت هاضمه

[ صفت آن ]

سه درم زرشك گل سرخ صندل به گلاب سوده هر واحد دو درم دانه‌ى قاقلين سنبل الطيب جوزبوا بسباسه طباشير دارچينى فرنجمشك ساذج هندى فرنفل زرنب گاو زبان پوست بيرون پسته هر يك يك درم زعفران زرانباد هر يك نيم درم مشك يك ماشه مرباى بهى دو توله شربت انار شيرين چهار توله ورق نقره ورق طلا هر يك نيم ورم قند سه چند . شيخ الرئيس مىفرمايد كه طبيخ افاويه آن را نافع است و كذلك شراب كهنه و فلافلى و ترياق خاصه . و ايضاً ثوم در اين شديد المنفعت است و فودنجى ايشان را سخت موافق بود و جميع جوارشات حاده حاده‌ى همچنين ترنج مربى و هليله‌ى مربى و شقاقل مربى و زنجبيل مربى و تكميدات با ايشان نافع است و خصوصاً بجاورس كه آن موافق تر از نمك است . صاحب كامل گويد كه اگر از سوء مزاج بارد باشد جوارش سفرجل غير ممسك و جوارش سيب و جوارش عود و جوارش عنبر دهند و سكنجبين سفرجلى كه به عسل ساخته باشند از يك اوقيه تا دو اوقيه استعمال نمايند و اين سفوف بدهند كه در اين باب مجرب است و سوء مزاج معده‌ى باردا نافع زيره‌ى كرمانى زيره‌ى نبطى تخم كرفس باديان انيسون صعتر فارسى نانخواه پودينه بعبلى وج جوزبوا زرنباد هر واحد يك جزو مصطكى سنبل الطيب هر يك نيم جزو قرنفل ربع جزو باريك سائيده از يك درم تا مثقال به شراب ريحانى ممزوج به آب دهند . ابو سهل گويد كه اگر سوء مزاج بارد باشد معالجه به شراب كهنه و سينه و كبر مخلل و انيسون نمايند . و اگر به دواى قوى تصاجت افتد فلافلى و فودنجى دهند و اقوى از آن مثروديطوس و ترياق كبير است و اين دوا نفع مىكند بگيرند به بزرگ خوشبو كه قبض و حموضت معتدل داشته باشد از پوست و تخم پاك كرده بكوبند و آب او افشرده دو روز نهند و از آن يك جزو از سركه نيم جزو و از عسل يك جزوه به آتش نرم بپزند و كف بردارند و در آن زنجبيل و فلفل سفيد اندازند و در قوام عسل آرند و اين ضعف معده و كبد را نفع نمايد و اشتها را برانگيزد و بايد كه قبل طعام به دو ساعت بخورند و گاهى بعد طعام نيز استعمال مىنمايند و هرگاه براى سوء مزاج حار اراده‌ى استعمال او كنند فلفل و زنجبيل از آن ساقط كنند و گاهى از سركه كم كرده مىشود و گاهى شهوت خامد را قضبان كرم مخلل و به صل مخلل و جميع اشيا كه در آن حرافت و قبض باشد چون در سركه بپرورزند نفع بكشد .

علاج ضعف اشتها از صفرا

يا بلغم شور تقنيه‌ى معده از خلط موجب به قى و اسهال كنند بدانچه در علاج امراض معده‌ى صفراوى مسطور شد . و گويند كه چون خداوند مزاج گرم از ادويه‌ى كريهه نفرت كند سقمونياى مشوى به قدر دانگى در هشت اوقيه رائب ماده‌ى گاو حل كرده بخورد و سقوط اشتها كه به سبب امتلاى صفرا باشد دور كند و بعد تنقيه بتعديل مزاج پردازند و هر چه علاج در ضعف اشتها از حرارت گذشت استعمال نمايند و حب ترش مؤلف راقم و شربت ليموى سفرجلى و سكنجبين سفرجلى در اين به آب نافع است بولس گويد كه اگر ذهاب شهوت به سبب كثرت كيموس باشد پس اگر رقيق لذاع بود استفراغ او به قى و اسهال نمايند اگر قى سهل باشد به شرب آب نيم‌گرم يا شربت عسل و ماء الشعير يا زرى بيضه هر چه مناسب ايشان بود استعمال كنند . و اگر قى بر مريض مشكل باشد بهتر آن است كه اماله‌ى خلط موذى به سوى امعاى سفلى نمايند و قبل از آن مواظبت به غذاى كاسر حدت مزاج نمايند و دواى مسهل ايارج فيقرا متخذ بصبر باشد يا آنچه متخذ از سفرجل كه در آن سقمونياى مشوى كنند . و اگر ممكن باشد كه اسهال ايشان بصبر به غير سقمونيا نمايند بهتر باشد چه سقمونيا مفسد معده است . بوعلى نوشته كه تنقيه از مليلجات نمايند و سكنجبين بصبر بهتر از سكنجبين سقمونياست چه سقمونيا معاند معده است . و ايضاً به مقى مخرج اخلاط رقيق علاج كنند و طبيخ افسنتين به غامت نافع است . عباس گويد كه اگر حدوث او از مره‌ى صفرا باشد استعمال فى به اشياى منقى صفرا و تطفيه و تبريد به تدبيرى كه در سوء مزاج معده حار مذكور شد بايد كرد . محمود و خجندى گويند كه تنقيه‌ى معده به قى از سكنجبين و آب گرم و روغن كنجد نمايند و يا تخم خرپزه كوفته و تخم شبت در آب جوشانيده اندك عسل آميخته قى كنند و بعد از تنقيه‌ى معده تقويت آن به ربوب مقوى قابض مثل رب حصرم و ريباس و سكنجبين سفرجلى و شربت زرشك و بوارد معمول به سركه و غذا مزوره‌ى زرشك يا غوره يا مضيره بلحوم بچه‌ى ماكيان و تفكه به انار ترش و ميخوش كنند . مسيحى گويد كه هرگاه از اخلاط صفراوى در معده اشتها باطل گردد اول بعض اشيائى كه مطفى حدت صفرا و حرارت آن باشد مثل آب عنب الثعلب و شيره‌ى تخم خرفه و لعاب اسپغول به شربت انار يا رب غوره بنوشانند و بعد از آن تنقيه به هليله‌ى زرد و صبر و شاهتره و افسنتين نمايند و بعده براى تقويت معده طبيخ افسنتين و گل سرخ و سنبل و شاهتره و اطريفل صغير استعمال كنند . ابو الحسن مىنويسد كه اگر خلط لطيف طافى بود علاج به قى از سكنجبين و