تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
نوع ماده در معده و دفع تكسر اعضا و درد كمر از ماده‌ى صفرا روز دوم شيره‌ى باديان چهار ماشه شيره‌ى تخم كاسنى شش ماشه سكنجبين ساده دو توله حل كرده دهند . و اگر در تخمه مع تپ بعد قى به آب نمك قاروره بسيار غليظ باشد گلقند چهار توله به عرق باديان ده توله گلاب چهار توله حل كرده شربت دينار سه توله داخل كردند بعد دو سه اجابت و زوال تخمه اگر تپ خفيف و تكسر اعضا و صداع و آب دهن باشد زهر مهره يك ماشه سوده به شربت انارين منفع دو توله سرشته بخورند بالايش عرق باديان چهار توله عرق عنب الثعلب پنج توله گلاب چهار توله خاكشى پاشيده بنوشند دوم روز به جاى شربت انارين گلقند دو توله كنند بعد ظهور حمى و صداع خاكشى شش ماشه به عرق عنب الثعلب پنج توله گلاب چهار توله يك جوش داده سرد كرده شيره‌ى تخم كاهو شش ماشه شربت بنفشه دو توله بدهند زيرا كه هرگاه قاردره رقيق شود و مواد تخمه بر طرف گردد شيرجات مضايقه ندارد دوم روز به جاى كاهو شيره‌ى خيارين كنند بعد از آن اگر رياح هراتى و سوء مزاج معده و ضعف قلب باقى بود دواء المسك معتدل چهار ماشه خورده بالايش عرق باديان بنوشند . و ايضا در تخمه‌ى مع حماى مزاج صفراوى براى دفع غذاى فاسد و تحليل و تقويت معده اول گلقند به سكنجبين سرشته خورده بالايش عرق باديان گلاب بنوشند بعده اگر تپ آيد شيره‌ى خيارين هفت ماشه شيره‌ى مغز تخم تربوز شش ماشه عرق عنب الثعلب هفت توله گلاب چهار توله شربت نيلوفر دو توله خاكشى شش ماشه بايد داد و كذلك بعد تخمه در تپ صفراوى آب تمر هندى چهار توله شيره‌ى مغز تخم كدو شربت نيلوفر داخل كرده خاكشى پاشيده بنوشند و در تخمه‌ى مع حمى گلقند دو توله به عرق باديان عرق عنب الثعلب هر يك پنج توله حل كرده شرت بنفشه دو توله داخل كرده خاكشى شش ماشه پاشيده نيز مىدهند غذا شله‌ى كهچرى .

اقوال بعض حذاق :

[ شيخ و بعض شراح قانون ]

شيخ و بعض شراح قانون مىنويسند كه در تخمه واجب است استعمال قذف به قى از آب گرم و عسل و تليين طبيعت به اسهال به تناول بعض جوارشات سهله مثل شهرياران و سفرجلى مسهل و يا به تناول تربد يك مثقال بايارج فيقرا يك درم در عسل سرشته به آب گرم و فاقد و ترك طعام اگر طاقت باشد و اقتصار بر غذاى قليل اگر طاقت نباشد و رياضت و حمام و تعريق اگر امتلا و خوف حركت او نماند . و اگر خوف آن بود سكون و خواب طويل استعمال نمايند . بالجمله چون بطلان هضم و تخمه عارض گردد مبادرت نمايند به اخراج آن طعام كه در اعضا باشد تا ثوران اخلاط ننمايد و در امراض نيندازد اما آنچه در معده باشد به قى و اسهال و آنچه در امعا باشد به اسهال و آنچه به سوى آلات بول رسد بادرار و آنچه در اعضاى ديگر حاصل شده باشد به مثل تعريف برياضت و حمام و پوشش و مانند آن و چون بدن از طعام فاسد پاك گردد به سوى معده توجه نمايند و به تقويت آن پردازند بعد از آن به تدريج غذاى لطيف قليل المقدار كثير التغذيه دهند و حمام نمايند و بعد مراعات بليغ چيزى كه هضم او جيد نمايد و اعتبار علامات جودت هضم دلك معده كنند و آب گرم بر آن ريزند و پارچه‌ى گرم بر معده نهند تمريخ شكم به روغن نمايند و گاهى تخمه به سبب كثرت خواب و دعت افتد چه خواب اگرچه از جهت هضم نفع مىكند ليكن حركت از جهت آنكه دفع فضلات مىنمايد فائده مىكند پس خواب مفرست از جهت احتياج به سوى دفع فضول و بيخوابى مضر است از جهت احتياج ماده به سوى هضم و گاهى تخم‌ها و خوردن بر گرسنگى غير حقيقى مؤدى به حدوث حرقت وحدت ما لا يطاق به معده مىگردد و اين كسان به علاج تخمه ضرر مىيابند و معجون سوطيرا ايشان را صحت مىبخشد و گاهى ايشان دوا مىكنند به قذف چيزى كه خورده‌اند .

[ قرشى سديد كازروئى و صاحب شفاء الاسقام ]

قرشى سديد كازروئى و صاحب شفاء الاسقام نوشته‌اند كه در تخمه و فساد غذا چون فساد غذا به آروغ ترش يا دخانى يا ثقل معده تنها دريافت گردد مبادرت به قى نمايند . و اگر قى به سبب مافعى متعسر باشد يا ثقل به سوى اسفل معده ميل كند تليين طبيعت به شرب آب قوى الحرارت به اندك مصطكى نمايند . و اگر با آن پانزده درم گلقند افزايند نافع تر و قوى تر باشد و به فتيله‌ى مسهل
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 425 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )