تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
اينست كه صباح شربتى از شربت غوره يا شربت انار يا شربت ليمو يا شربت ريباس يا شربت به ترش يا ترشى ترنج با شيرينى بنوشند و طعام‌ها نيز از اين نوع سازند و صبح پيش از گرسنگى و حركت ماده طعام خورند و علاج كسانى كه معده‌ى ايشان وقت غصب و غم و غير آن موارد را قبول كند همين نوع بايد كرده و اين كسان بعد قى راحت يابند و از پس قى شربتى مقوى معده بايد داد . و اگر ماده در فضاى معده ريخته باشد و بر صاحب او قى كردن آسان باشد قى بايد فرمود خاصه اگر ماده ميل به فم معده وارد و تدبير قى كردن چنان باشد كه بعد خوردن ماهى تازه قى به ماء الشعير ممزوج به سكنجبين نمايند و اين دو اصفرا به قى برآرد بگيرند ماء الشعير سى درم آب سرمق به طبوخ بست درم آب مطبوخ بيخ خرپزه و بيخ خيار ده درم نمك طعام نيم درم همه را آميخته بنوشند و آب سرمق تنها با سكنجبين نيز قى آورده و سكنجبين به آب برگ خيار هم قى آورد و بعد از قى شربت انار ترش يا سكنجبين شكرى به آب انار ترش آميخته بدهند . و اگر عادت قى كردن نباشد و قى دشوار باشد يا ماده در قعر معده بود به اين مطبوخ افسنتين اسهال آورند افسنتين پنج درم تمر هندى گل سرخ هر يك بست درم همه را در چهار عدد درم آب بجوشانند تا يك‌صد درم بماند صاف نموده به قدر سى درم ترنجبين در آن حل كرده باز صاف كرده صبر مغسول يك درم داخل كرده بنوشند . و اگر شكر عوض ترنجبين كنند جائز است و يا تمر هندى بست درم آلو سياه بست دانه گل سرخ دو درم پودينه تر دو سه شاخ همه را در گلاب بجوشانند و سى درم ترنجبين در آن حل كرده صاف نمايند و دو دانگ ريوند چينى آميخته بياشامند . و اگر به اين مطبوخات اجابت نشود مطبوخ هليله دهند و اولى آن است كه ايارج فيقرا با هليله‌ى زرد دهند به اين طور كه ايارج فيقرا يك درم هليله‌ى زرد دو درم كتيرا نيم درم به آب كاسنى سرشته سازند . و اگر از اين ادويه كاره باشند گل شكر دورستار باربهند و بست و پنج درم سكنجبين ترش بدون آب بالايش بنوشانند و بعد آن دو سه ساعت آب ندهند تا معده بدين تدبير پاك شود . و اگر صفرا از جگر به معده ريزد يا در همه تن امتلاى صفراوى باشد ماء الجبن با هليله‌ى زرد و شكر و سقمونياى مشوى و نمك هندى بدهند . و اگر فصل سال و عمر و قوت بيمار و ديگر احوال مساعد باشد فصد باسليق نمايند پس تدبير ماء الجبن كنند و اين طبخ شاهتره و افسنتين در اين به آب سخت نافع است افسنتين رومى پنج درم گل سرخ هفت درم شاهتره ده درم آلو سياه بيست دانه مويز منقى بست درم همه را در سه من آب بپزند تا به قدر دو صد درم بماند صاف نموده هر صبح به قدر چهل درم با ده درم شكر و يك درم صبر بدهند و شربت انار مسهل كه در آن تربد و سقمونيا داخل است معده را از صفرا پاك كند و جوارش مسهل محمد زكريا صفرا و رطوبت از معده پاك نمايد . و اگر حرارت غالب باشد جلاب طبخ تمر هندى و شكر بدهند و جوارش طباشير معده را قوت دهد . و اگر طبيعت نرم باشد و اراده‌ى حبس او نمايند جوارش از طباشير و گل سرخ هر يك ده درم عود خام و سك هر يك پنج درم سائيده در رب به يا رب سيب ساخته سه درم بدهند و چون دانند كه معده پاك شد تقويت فم معده نمايند تا ماده‌ى ديگر قبول نكند و گل سرخ صندل سفيد طباشير و اندكى كافور در آب مورد تر و گلاب و آب سيب آميخته و خرفه بدان آلوده بر معده پوشند و طعام از گوشت دراج و تيهو به آب غوره و اناردانه پخته و مصوص و افشره موافق باشد . و اگر با صفراء اندك رطوبت آميخته باشد و صاحب علت را اشتهاى طعام كمتر بود و آب دهان بسيار بود و غثيان به هم رسد اول قى نمايند بعده معده را به نقوع صبر پاك كنند و اين حسب در اين به آب سودمند باشد صبر و غاريقون نيم درم به آب عنب الثعلب حسب ساخته بدهند و حب اصطمخيقون نيز تنقيه معده نمايد و بعد تنقيه معده را به طباشير و گل سرخ سوده بگلقند سرشته تقويت دهند .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه ايارج نافع ترين دواست براى اخلاط امر ارهى معده خصوصاً بطبخ افسنتين و اين نسخه‌ى ايارج خفيف براى تنقيه اين ماده نافع است بگيرند فقاح اذخر و عود بلسان و اسارون و دارچينى هر واحد يك جزو صبر شش جزو . و اگر اراده‌ى قوت استفراغ بدان نكنند بلكه تنقيه معتدل خواهند وزن هر واحد يك نيم جزو كنند و صبر را به حال خود دارند و از حبوب مجربه نافعه در اين آن است كه بگيرند صبر يك درم و هليله زرد گل سرخ هر يك نيم درم و در آب كاسنى سبز بسرشند و سفرجلى مسهل معمول از سفرجل و شكر و سقمونيا و گاهى اقتصار مىكنند بر نوشيدن يك دانگ سقمونيا در سه اوقيه دوغ مصفى از مسكه حل كرده يك ساعت گذاشته كه امتزاج او نيك گردد و حلنجبين مسهل براى او عظيم النفع است و همچنين شاهتره و خصوصاً براى مواد مرارى . و ايضا طبيخ افسنتين و تمر هندى و آلوى بخارا و شربت ورد مسهل و خصوصاً در صيف و كذلك ماء الجبن به هليله و اندك سقمونيا و يا صبر براى كسى كه بدان اراده‌ى استفراغ ماده‌ى صفراوى كند و اين دواى جالينوس
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 367 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )