تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
سفرجل و سك و عصاره‌ى حصرم و شاخ‌هاى عليق است و از ادهان مثل روغن گل و اما حاد ارزان در ضد حال مذكور مثل مر و زعفران و صبر و مصطكى و افسنتين و كندر و سنبل است و از ادهان مثل روغن ناردين و روغن مصطكى و بسيار باشد كه سبب اجتماع ماده در مسحده اقتباس استفراغات منقيه‌ى آن بود نه اصباب به سوى آن چنانچه عند ترك قى معتاد و در مثل اين آنچه جمع شد و استفراغ آن نمايند و تفتيح وجه سيلان او و اماله از معده به سوى آن كنند و از معده خلط را خارج نكنند به سوى سهيل او در استفراغ . و اگر مشكل گردد اخراج طافى و آنكه قريب فم معده است به قى نمايند و آنچه خلاف آن است به اسهال پس اگر خلط متشرب به داخل در جرم معده و رقيق در قوام باشد افضل شحر كه معالجه بدان كنند صبرست و مغسول آن صالح تر براى تقويت و غير مغسول بر تنقيه است چه از غسل استفراغ و تنقيه‌ى او ضعيف مىگردد و ايارج موافق تر است از هر دو بهر آنكه در آن از ادويه مصلح و معين و مانع ضرعاست و خصوصاً ساده غير مخلوط به عسل كه مخلوط به عسل اگرچه اسهال بيشتر از نواحى مختلفه مىنمايد بنا بر آنكه بقاى او در معده به نسبت استعمال او به طريق سفوف زياده تر مىباشد ليكن تقويت او كمتر مىشود زيرا كه غسل قوت او در تقويت و تنقيه هر دو مىشكند و واجب است كه چون آن را بخورند بعد آن به قصد و اعتدال مشى نمايند تا ايارج با ذايت غلط از حركت امانت بر استفراغ نمايد و براى ازعابت تغيير تدبيرى نيست كه بدان عادت قبل استعمال ادويه نه مسهانه و بعد آن جاريست بهر آنكه اگرچه خروج خلط متشرب مشكل است ليكن آن رقيق است نضج به سرعت مىيابد و بسا است كه جيك شربت ايارج علت زائل مىگردد . و اگر در آنجا سقوط اشتها و يا عثيان باشد بدل زعفران در ايارج گل سرخ نمايند و چون حرارت ملتهبه دريابند ايارج استعمال نكنند و چه آن بسا است كه سوء مزاج زياده مىكند و خصوصاً چون خطا كنند در آنكه در اينجا ماده هست يا نيست . بالجمله علاج سوء مزاج صفراوى و بلغمى و سوداوى جدا جدا مسطور گردد و گاهى مجتمع مىشوند در معده و خلط مستضاد مثلًا متشرب از رقيق مرارى و محوى در تجويف از غليظ پس واجب است كه قصد آن نمايند كه آفت او عظيم تر باشد و علاج سده‌ى واقع در مجارى قريب از معده كه به سوى او ياورانست مثل مجارى كه به سوى آن طحال را يا از آن به سوى كبدست به مفتحات مثل ايارج و مثل افسنتين نمايند .

علاج امراض معده از سوء مزاج مادى صفراوى

و آن مرجع معده و ضعف هضم و سوء هضم و تخمه و نقصان و بطلان اشتها و جوع البقر و نفخ معده و جشاء قى و تهوع و غثيان و فواق و خلق و كرب معده و اختلاج معده و صرع الفواد است بايد كه به آب نيم‌گرم و سكنجبين مكرر قى كنند و بعد از آن پوست سماق زرشك و غيره كه در علاج سوء مزاج حار ساذج معده گذشت استعمال نمايند و مگر احتياج مسهل باشد به مسهل صفرا يا تمر هندى و آلوى بخارا و هليله زرد و فلوس خيارشنبر و شربت افسنتين و يا به مطبوخ هليله‌ى مقوى بسقمونيا به حسب احتمال اسهال آورند بعد از آن تبديل مزاج نمايند بدانچه در علاج سوء مزاج حار ساذج مذكور شد و نقرع تمر هندى و آلو بخارا و زرشك با شربت تمر هندى كنند و غذا پالك و خرفه و بقله‌ى يمانى به ترشى سركه مقطر و نان دهند و بعد نقوع صبر جوارش طباشير مسهل و مرباى طيله و اطريفل كه مبرد و مجفف معده است و جوارشات مجفف غير مسخن معده در صورتى كه صفرا با رطوبت آميخته باشد نافع است و شرب آمله و شير آمله و روغن بنفشه با هم وزن او شكر و تمر هندى و ترنجبين و بليله هر واحد منقى معده است . و بالجمله منقيات معده از صفرا يا مقيات آن است مثل آب خبازى و آب اسفاناخ و آب برگ خيار معصور و آب پوست خرپزه و بيخ آن مطبوخ و تخم سرش و كشك جو بعد امتلا به ماهى و مزوره‌ى ماش و برنج احياناً و يا مسهلات آن مثل افسنتين و گل سرخ و شاهتره و هليله‌ى زرد و آلو بخارا و مشمش و تمر هندى و شيرخشت و آب انارين و ماء الجبن و شربت ورد و صبر و مويز و ايارج مشترك النفع است .

اقوال اطبا :

[ جرجانى و ايلاقى ]

جرجانى و ايلاقى گويند كه اول نگاه بايد كرد كه ماده در معده پيدا مىشود يا از عضوى ديگر چون دماغ و جگر و سپرز در آن مىآيد و همچنين نگاه بايد كرد كه طبقات معده ماده را تشرب كرده است يا ماده در فضاى معده جمع است اگر از عضوى در آن همىآيد اول آنچه درآمده است پاك بايد كرد به قى يا به اسهال به طريقى كه به مريض آسان تر باشد پس به علاج و تنقيه آن عضو مشغول شوند و فم معده را قوت دهند تا ماده را كه به دو همىآيد از خود باز دارد . و اگر معده در حالت گرسنگى ماده را قبول كند و اين كسانى را باشد كه اگر گرسنه شوند و طعام ديرتر يابند بيهوش گردند و تدبير ايشان