ولايتى آب رنگترهى شيرين هر واحد يك پا دو اگر آب انار مبهم نرسد به جاى وى شربت انار بايد گرفت يك شبانه روز خيسانيده اندك ماليده صاف كرده به قوام آورند و در آخر قوام مشك دو سرخ عنبر سه ماشه زعفران نيم ماشه به گلاب سائيده در قوام آميخته حل كرده دارند خوراك از دو توله تا چهار توله به عرق مناسب .
شربت ياقوت حكيم علوى خان كه در تقويت قلب معمول است
[ صفت آن ]
آب انار شيرين آب بهى آب امروز آب سيب هر يك دو اوقيه قند سفيد يك نيم من طبى به گلاب قوام كرده فرود آورده مرواريد ناسفته كهربا لعل هر يك سه ماشه ياقوت رمانى نه ماشه صلايه كرده ورق طلا دو ماشه عنبر سه ماشه كافور يك ماشه حل كنند .
شربت ابريشم تأليف حكيم شريف خان جهت تقويت دل و دماغ مفيد است
[ صفت آن ]
پيله ابريشم سى مثقال بگيرند و نخ ازو بكشند و سه شبانروز در گلاب و بيدمشك و آب باران هر يك دو آثار بخيسانند و بجوشانند پس صاف نموده با عسل و نبات و قند هر يك بست مثقال به قوام آورند بعد فرود آمدن عنبر اشهب يك نيم مثقال ورق طلا يك درم ورق نقره يك توله در آن حل كنند و در ظرف پاكيزه نگاهدارنده شربت از نه ماشه تا دو توله .
عرق كتيكى مقوى دل و دماغ
[ صفت آن ]
گل كتيكى يك عدد گل سيوتى گل گاو زبان هر يك چهار توله گل نيلوفر كشنيز خشك هر يك نيم پاو گاهى گل سرخ برادهى صندل هر يك چهار توله نيز افزوده مىشود همه را شب در آب تر كنند دو آثار عرق كشند و در صورت غلبهى حرارت مزاج كافور قيصورى و طباشير به قدر مناسب بيفزايند و يا اين عرق را همراه قرص كافور باطباشير استعمال كنند .
عرق قندى كه به خوبى آن عرقى نيست قوت دل و دماغ دهد و اصلا خمار نيارد و بوى بد ندارد
[ صفت آن ]
بگيرند قند سياه يك من جهانگيرى پوست مغيلان هفت سيرآب صاف به قدر ضرور در خم كنند تا كه لاهن برسد بهانه داده عرق يكآتشه بكشند بيست و پنج سير تا سى و پنج سير و عرق را هر چند نرم تر كشند عرق دوآتشه به اثر خوب و تند گردد .
و اگر نرم خواهند تا چهارده پانزده سير بگيرند چون يكآتشه طيار شود اين ادويه سه شبانه روز بخيسانند روز چهارم عرق دوآتشه كشند ادويه اين است قرنفل دو توله صندل به گلاب سوده دو توله عنبر لادن سه توله عود يك توله نبات سفيد يك سير دارچينى سه توله گاو زبان سه دام ادويه نيمكوب كرده در عرق يكآتشه انداخته بعد سه شبانه روز عرق كشند و در اين وقت صندل دو توله مشك يك ماشه عنبر لادن يك توله در پارچهى تنگ بسته مهره آن بميكه دراندازند و چون دوآتشه طيار شود .
و اگر موسم گلاب پنج سير برگ گل كه زردى و سبزى آن دور كرده باشند بگيرند و در پارچهى پاكيزه بسته بر سر دو گيچه يا مرتبان چينى كنند و عرق دوآتشه گرم گرم بر آن ريزند و بعد چند روز كه حدت كم شود استعمال كنند .
عرق شير مقوى قلب دافع خفقان
[ صفت آن ]
كشنيز و مقشر گاو زبان هر واحد ده توله گل نسرين الايحچى خرد نيمكوفته گل سرخ برادهى صندل گل گاو زبان هر يك پنج توله ابريشم خام دو توله عود هندى يك توله مشك كه درپجه بندند به قدر يك ماشه شير ماده گاو پنج آثار آب به قدر ضرور به دستور عرق كشند .
عرق رنگتره مقوى و مفرح قلب و مقوى بدن
[ صفت آن ]
آب رنگتره آب زردك آب نيشكر كشمش سبز هر واحد ده آثار جوزبوا بسباسه هر يك چهار توله قرنفل دارچينى گل گاو زبان هر يك پنج توله شكر طبرزد پانزده آثار عود غرقى دو توله عنبر اشهب چهار ماشه مشك سه ماشه عرق كشند .
و اگر خواهند كه منشط نمايند پوست كنار صحرائى دو آثار همراه آبها و كشمش و شكر طبرز در خم اندازند هرگاه جوش خورد ادويه نيمكوفته اندازند وقتى كه از جوش نشيند عرق ملائم كشنده و زعفران و مشك و عنبر در صره بسته در بهپكه اندازند و به قدر برداشت بنوشند .
عرق سيوتى كه بسيار خوشبو و مقوى دل و دماغ بارد است
[ صفت آن ]
دارچينى چهاردام جوزبوا بسباسه هر يك دو دام برگ تنبول سفيد صد عدد گل نسرين يك آثار زعفران چهار ماشه به دستور عرق كشند .
عرق فواكه به جهت تقويت قلب حار بى نظير و در امراض سوداويه قلب حكم ترياق دارد و تسكين حرارت معده و قلب نيز كند معمول و مجرب
[ صفت آن ]
آب انار ولايتى شيرين آب سيب شيرين آب بهى شيرين آب ناشپاتى هر يك نيم سير آب ليموى شيرين سواسير آب كاهو سبز يك نيم سير آب كشنيز سبز يك سير آب زردك آب كدو هر يك سواسير آب هندوانه آب نيشكر هر يك يك سير پاو بالا گاو زبان گل نيلوفر بادرنجبويه جو مقشر صندل سفيد هر يك پاؤ سير طباشير سفيد شش توله كشنيز مقشر نيم پاو شير بزه ده آثار همه را با شير در ديگ كرده عرق كشند .
[ عرق عنبر در تقويت دل و دماغ و جگر بيبديل ]
عرق عنبر در تقويت دل و دماغ و جگر بيبديل و جهت رفع غشى هر قسم واحا ده قوت بسيار سريع الاثر است چنانچه بعضى زنان از كثرت خروج خون حيض و بعضى مردان از افراط جريان دم بواسير به حالت تباه رسيده بودند به مجرد آشاميدن اين عرق به حال آمدند و فوائد عجيبه و غريبه از اين عرق مشاهده نمودند
[ صفت آن ]
مشك خالص يك مثقال عنبر اشهب مصطكى رومى هر يك دو مثقال زرنباد و عود غرفى كبابه خندان اشنه سنبل الطيب بهمنين شقاقل مصرى ساذج هندى دارچينى زعفران قرنفل بوزيدان گل سرخ طباشير سفيد قاقلهى كبار و صغار خس پوست ترنج ابريشم خام صندل سفيد برگ ريحان تازه سعد كوفى قرفه كشنيز خشك گل گاو زبان