تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
ماشه در عرق بيدمشك يا گلاب يا كيوزا يا بهار به قدر فلفل حب بندند خوراك از يك حب تا سه حب

خمير صندل مقوى قلب

[ صفت آن ]

صندل سفيد به گلاب سوده مرواريد به گلاب صلايه كرده طباشير هر يك يك توله گل گاو زبان كشنيز مقشر هر يك دو توله زرشك بيدانه سه توله خرفه‌ى مقشر چهار توله دانه‌ى هيل شش ماشه ورق نقره ورق طلا هر يك دو ماشه عنبر اشهب دو ماشه نبات پانزده توله در عرق گاو زبان عرق صندل عرق نيلوفر هر يك پانزده توله به قوام آورده ادويه كوفته بيخته آميزند و عنبر و اوراق را بعد فرود آوردن آهسته آهسته داخل نمايند .

نوع ديگر از علوى خان نافع ضعف قلب

[ صفت آن ]

صندل سفيد ابريشم مقرض هر يك نه ماشه گاو زبان گل گاو زبان گل سرخ هر يك يك توله گل نيلوفر دو توله دارچينى زعفران هر يك دو ماشه قنار سفيد سه چند ادويه به قوام آورده آميزند شربتى دو مثقال

خميره‌ى مرواريد كه در تقويت اعضاى رئيسه سريع الاثر است

[ صفت آن ]

مرواريد ناسفته يشب سبز هر يك نه ماشه زهر مهره‌ى خطائى چهار ماشه قند سفيد پاو سير شربت سيب شيرين نيم پاو عرق بيدمشك گلاب نيم نيم پاو عرق صندل عرق گاو زبان پاؤ پاؤ و آثار ورق طلا سه ماشه ورق نقره يك توله به دستور مقرر تيار سازند .

نوع ديگر معمول حكيم شريف خان

[ صفت آن ]

ابريشم گل گاو زبان از هر يك سه ماشه مرواريد ياقوت هر يك شش ماشه مصطكى كهربا هر يك چهار ماشه عود مرجان صندل سفيد هر واحد سه مانند زهر مهره شش ماشه به گلاب سائيده عرق گاو زبان گلاب عرق بيدمشك نبات هر يك پاؤ آثار شربت سيب شيرين هشت توله ورق نقره يك توله البطريق مشهور تيار نمايند .

نوع ديگر مخترع والد حكيم ممدوح كه به لغايت مقوى دل و دماغ است

[ صفت آن ]

مرواريد ناسفته يك توله يشب سوده كهرباى شمعى صندل سفيد سوده طباشير سفيد از هر واحد شش ماشه نبات سفيد پاؤ آثار عسل كشميرى پنج توله در گلاب و بيدمشك قوام نموده ادويه كوفته بيخته به آن بسرشند .

نوع ديگر جهت نقصان و تقويت دل و دماغ تألى حكيم علوى خان

[ صفت آن ]

مرواريد ناسفته طباشير صندل سفيد ابريشم مقرض بهمن سفيد هر يك پنج مثقال عنبر اشهب ورق نقره ورق طلا هر يك يك مثقال و يك نيم دانگ مشك تبتى نيم مثقال و سه قيراط نبات سفيد گلاب بيدمشك هر يك دو صد مثقال عسل مصفى بست و پنج مثقال نبات را گداخته عسل داخل نموده كف گرفته گلاب و بيدمشك داخل كرده به قوام آرند و تير زنند بس ادويه را بسرشند شربت از يك مثقال تا دو مثقال

خميره زهر مهره كه قائم مقام خميره مرواريد است و در تقويت دل بى عديل

[ صفت آن ]

نبات سفيد پاؤ آثار در گلاب يا عرق گاوى به قوام آورند و زهر مهره به گلاب سوده خشك نموده يك توله طباشير شش ماشه سائيده در قوام مخلوط نموده حل نمايند .

نوع ديگر كه مقوى قلب است

[ صفت آن ]

زهر مهره سوده گاو زبان گل سرخ طباشير هر يك يك درم ورق نقره عطر صندل هر يك نيم درم شربت انار شيرين ولايتى سه سپد در كهرل كرده اول ورق نقره حل كنند بعده ادويه مسحوقه پس عطر آميزند و نگاهدارنده و دو مثقال تناول كنند .

خميره زمرد از حكيم علوى خان كه در تقويت اعضاى رئيسه مستعمل

[ صفت آن ]

زمرد و سبز يك نيم توله در عرق كيورٌه تا يك هفته صلايه كرده در مرباى سيب و مرباى آمله از خسته پاك نموده هر يك پنج توله قند سفيد زده توله در عرق كيورٌه قوام ساخته عنبر يك درم به نبات سوده آميخته بارارند شربتى از دو درم و تا دو مثقال .

نوع ديگر تأليف حكيم شريف خان اقسام خفقان را نافع بود و تقويت قلب نمايند و تفريح و تمام آورد و وسواس سوداوى زائل كنند

[ صفت آن ]

زمرد سائيده دو توله لاجورد مغسول بهمن سفيد ابريشم مقرض گاو زبان هر يك يك درم ورق طلا ورق نقر در هر يك يك نيم درم عنبر اشهب يك مثقال گلاب بيدمشك آب انار شيرين هر يك يك اوقيه نبات سفيد يك نيم پاو عسل سفيد هفت توله شربت سيب هشت توله عسل و نبات و شربت را در آب حل كرده بر آتش گذارند و كف گرفته گلاب و بيدمشك و آب انار داخل كرده به قوام آورده ادويه بسرشند .

خميره ياقوت تأليف علوى خان كه در تقويت قلب مجرب النفع است

[ صفت آن ]

ياقوت رمانى پنج يا ده مثقال به گلاب و كيوره و عرق بيد ساده دوازده پاس كهرل كنند و آب سيب و بهى شيرين و امرود گلاب و عرق بيدمشك هر واحد يك صد مثقال عرق صندل و گاو زبان هر يك پنجاه مثقال قند سفيد دو من طبى شربت سيب پانزده مثقال قوام كرده عنبر اشهب يك مثقال در كيوره گداخته فادزهر حيوانى لاجورد مغسول هر يك دو مثقال ربع ياقوت مسحوق آميخته بعد چهار روز يك مثقال بخورند .

خميره‌ى طلا از تأليف حكيم ممدوح

[ صفت آن ]

ورق طلاى محلول پنج درم مرواريد ناسفته دو نيم درم عنبر اشهب سه درم ياقوت رمانى لعل بدخشى زمرد سبز هر واحد يك درم رب سيب و به و امرود و زردك و انارين نبات هر يك ده توله عسل بست توله به دستور مقرر مرتب سازند شربتى از يك درم تا دو درم .

خميره‌ى گاو زبان حار كه به غايت مقوى دماغ و دل است مزيل خفقان و خوشى