تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

شربت گاو زبان نافع خفقان حار مقوى قلب

[ صفت آن ]

گاو زبان گل سرخ بر او دو صندل سفيد گل نيلوفر هر يك يك و نيم توله قند پاو آثار به دستور به قوام آرند و در آخر قوام يك درم طباشير سوده افزايند شربت دو توله و گاهى گل گاو زبان گل نسرين كشنيز خشك ابريشم بهمنين عناب زياده كرده مىشود .

شراب الصالحين معمول جهت دفع خفقان حار و دفع ماده‌ى ابخره معده و مراق و رحم و ازاله توحش و جنون نمايد و رنگ بشره گلگون كند و مقوى دشهى است

[ صفت آن ]

بگيرند گل گراس صد عدد و سبزى از آن دور كرده به آب ليمون كاغذى پاو سير ماليده در پياله‌ى چينى تمام شب زير آسمان نگهدارند و صبح شربت نبات كه يكسر نبات را به دو سير آب باران شربت كرده باشند يك جا كرده در شيشه‌ى ضخيم كه نصف شيشه يا ثكث آن خالى ماند انداخته سر شيشه محكم بسته در ظرف پر آب در گوشه ياطاق بالا نگهدارند بعد سه يا چهار روز كه جوش خورد و كف برآرد صاف كرده نگهدارند و از دو وام تا شش وام به عمل آرند . و اگر آب ليمون زياده اندازند ميخوش شود و در قطع خمار موثر بود . و اگر تحذير و سكر مطلوب باشد پنج لفاح سه چهار ماشه همراه گل ها و شربت در شيشه اضافه كنند و جهت امزجه حاره كه تقويت جگر منظور باشد به جاى آب باران آب انار اندازند و براى تقويت قلب همراه آب باران گلاب و بيدمشك افزايند .

عرق شير معمول در خفقان حار

[ صفت آن ]

گل گاو زبان سه توله گل نيلوفر گل كاسنى گل نسرين گل سدا گلاب گل سرخ كنپ بيد تخم كاسنى و كاهو و خرفه و خيارين و كشنيز ابريشم خام هر يك از توله خس بست و پنج توله خاكشى يك‌صد و يك مرتبه در آب دريا شسته چهل و پنج توله يكسر و مقشر يك آثار برگ شاهتره هفت توله آب برگ خرفه و ليمون شربتى و تربوز و خيار هر يك سه پاو صندل سفيد ده توله گلاب چهار شيشه نبات نيم آثار شير بز هفت آثار از جمله هفت شيشه عرق كشند شربتى از هفت توله تا بست و پنج توله با خميره‌ى مرواريد و شربت سيب ليمونى و جز آن كه در خفقان دموى و صفراوى مناسب باشد .

قرص كافور كه در خفقان حار و تپ دق و غيره معمول است

[ صفت آن ]

كافور سه جزو زعفران چهار جزو مغز تخم كدو دو جزو مغز تخم خيارين چهار جزو عسل سفيد چهار جزو كوفته نجتيه اقراص سازند .

نوع ديگر براى خفقان حار و غير آن

[ صفت آن ]

كافور نيم درم تخم كاسنى گل سرخ مغز تخم خيارين مغز تخم كدو مغز تخم تربوز طباشير هر يك پنج درم صندل سفيد دو درم به لعاب اسپغول سرشته قرص سازند شربتى دو درم .

معجون صندل نافع خفقان حار و مانع قى و صعود ابخره از معده و مراق و رحم و فوائد عجيب و غريب دارد

[ صفت آن ]

صندل سفيد در آب سائيده سى درم آب تمر هندى آب انار دارحى هر يك نيم رطل شكر سفيد سه رطل اول شكر را به قوام آورند بعد از آن صندل را از صافى گذرانيده بيندازند كه قريب قوام آيد پس آب تمر هندى و آب انار داخل كرده به قوام معجون آرند و بعد فرود آوردن طباشير چهار درم عود يك درم زعفران يك درم سائيده اضافه نمايند و در ظرف شيشه يا نقره نگاه دارند شربت از دو درم تا چهار درم .

معجون نقره مستعمل در خفقان حار و ماليخوليا و نهايت مقوى اعضاى رئيسه است

[ صفت آن ]

مرواريد ناسفته ياقوت امانى زمرد سبز عنبر اشهب ورق طلا هر واحد يك مثقال شيب سبز كهرباى شمعى بسد سرخ زهر مهره خطائى طباشير كبود و هر يك شش ماشه ابريشم مقرض يك توله ورق نقره چهار توله آب سيب شيرين آب انبار شيرين هر يك نيم پاو نبات سفيد عرق كيورا عرق گاو زبان عرق بيدمشك هر يك پاو سير جواهر را در عرق حل كرده آبها و عرقيات و نبات به قوام آورده اول عنبر حل سازند پس اوراق طلا و نقره يك‌يك به آب حل كرده باقى ادويه بياميزند و به قدر يك مثقال بايد رقه مناسب استعمال نمايند .

مفرح بارد كه در ماليخوليا و خفقان حار همواره معمول است

[ صفت آن ]

مرواريد ناسفته كهرباى شمعى هر يك مثقال گل گاو زبان طباشير سفيد مغز تجسم كدوى شيرين تخم خرفه مقشر هر يك دو مثقال عنبر اشهب ورق طلا محلول ورق نقره‌ى محلول هر يك دو دانگ رب سيب شيرين رب به شيرين هر يك بست مثقال نبات سفيد يك‌صد و بست مثقال گلاب بست و پنج مثقال بيدمشك كشميرى بست و پنج مثقال به طريق معمول معجون سازند خوراك از يك درم تا يك مثقال است .

نوع ديگر مختصر كه در امراض حار قلب معمول

[ صفت آن ]

گل سرخ گاو زبان هر يك دو درم طباشير سه درم مرواريد ناسفته يك مثقال كشنيز خشك كهرباى شمعى هر يك يك درم كافور يك ماشه شربت صندل و انارين و قند سفيد هر واحد يك چند ادويه قوام ساخته آميزند شربتى دو مثقال به همراه عرق شير .

ايضا به نسخه‌ى ساده كه مكرر به عمل آمده مقوى قلب واضح حرارت سند زهر معده

[ صفت آن ]

خطائى به گلاب سوده صندل سفيد سوده گل گاو زبان گل سرخ مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم خيارين كشنيز مقشر خرفه‌ى مقشر هر يك دو مثقال طباشير سفيد و دوم زرشك محلول به گلاب سه مثقال شربت انار شيرين ولايتى بست و پنج مثقال مرباى آمله خسته دور كرده چهار عدد قند دو چند ادويه . و اگر قبض منظور بود پوست بيرون پسته يك درم شربت حب الآس برابر شربت انار اضافه نمايند و قند برابر ادويه گيرند . و اگر حرارت متشبث به اعضاى اصلى باشد نيم درم كافور با يك درم زعفران افزايند .

نوع ديگر كه براى خفقان و سوزش سر و شانه بعد فصد قيفال خوردن اين فائده كلى دارد

[ صفت آن ]

مرواريد كهربا مرجان يشب فاوزهر معدنى به گلاب صلايه كرده تخم كاهو ورق نقره گاو زبان لاجورد مغسول زعفران تخم خشخاش هر واحد يك درم گل گاو زبان گل بنفشه كشنيز مقشر دانه قاقلين بهمنين صندل
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 289 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )