تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
با لعاب بهدانه دهند و غذا آش جو و اسفاناخ و در ابتدا بموم و روغن بنفشه گداخته اندكى كتيرا آميخته تمريخ صدر نمايند و يا گل بنفشه و آرد جو با لعاب گل خطمى سرشته ضماد كنند و هرگاه تشنه گردند لعاب بزرقطونا و لعاب بهدانه و شيره مغز تخم كدو بنوشند و بهر تسهيل نفث آب اصل السوس و گاو زبان و شربت بنفشه و شربت زوفا دهند و لعوق خيارشنبر و روغن بادام و كتيرا و اصل السوس كتيرا لنفع است و هنگام وجع تكميد به پشم روغن گرم كرده آلوده و يا سبوس يا سرگين خرما برگ طرفا يا ضماد به عسل و عروق نمايند . و اگر نفغ نكند فصد ضرور بود . و اگر در كمادات ذات الجنب كه مسطور خواهند شد همراه آب كرسنه آب كلم و همراه آرد جو و سبوس لعاب بزر كتان عوض سركه كنند خصوصاً هنگام سرفه شديد بهتر است و وضع محجمه بر موضع درد بعد تنقيه عجيب و سريع الابرار و مغنى از تدابير ديگر است .

[ طبرى ]

و طبرى گفته كه شخصى را در پهلو و سينه سرخى ظاهر شد و بر آن شرط زدند و نجات يافت . و ايضا اگر وجع و نخس شديد باشد بگيرند بنفشه بابونه آرد جو خطمى هر واحد يك كف و بجوشانند به آب و روغن گل نيم‌گرم ضماد نمايند . و اگر سرفه خشك عسر نفس باشد و از چهارم روز گذشته و تپ شديد نباشد هر روز پيش از ماء الشعير بيك ساعت اين مطبوخ بياشامند انجير سفيد ده دانه مويز منقى پنج درم اصل السوس مقشر كوفته دو نيم درم عناب سپستان هر يك ده دانه در يك نيم رطل آب بجوشانند تا نيم رطول بماند ماليده صاف نموده پنج درم خميره بنفشه در آن حل نموده سه درم روغن بادام بر آن چكانيده بنوشند . و گويند كه در ذات الجنب صفراوى براى تنقيص كيست صفراوى دموى فصد باسليق در ابتدا نيز از جانب درم گيرند به جهت آنكه به سبب قرب موضع علت سريع النفع است اگر مانعى نباشد و ليكن جرات بگرفتن خون بسيار در اينجا ننمايند چنانچه درد موى مىنمايند و يا فصد صافن از آن جهت نمايند و بعد از آن متوجه اسهال و تليين طبيعت گردند به مثل نقوع عناب سپستان گل بنفشه گل نيلوفر با فلوس خيارشنبر و ترنجبين و شيرخشت و روغن بادام و در اين ادويه مسهله بعصر مانند هليلجات و صبر جائز نيست كه كذا سقمونيا و ايارج و خربق كه از اين همه در جميع اقسام ذات الجنب حتى كه بلغمى و سوداى و اجتناب اولى است بلكه واجب است كه سعى نمايند در تسكين حرارت و قمع حدت و اصلاح كيفيت صفرا بمطفيات حرارت از اشربه كه سرفه‌آور نباشند مثل شربت نيلوفر و بنفشه به لعاب اسپغول و يا ماء الخيار و يا آب هندوانه و يا ماء الشعير بسرطان و روغن بادام و غذا آش جو و يا اسفاناخ و كدو و ملو خيار به روغن بادام پخته نمايند و از ترشى و هر چه سرفه آورد به پرهيزند .

[ شيخ الرئيس و بعض شراح قانون ]

شيخ الرئيس و بعض شراح قانون مينويسند واجب است كه منع نماينده ماده متوجه به سوى ورم را و از آن بازگردانند به استفراغ و بجذب به سوى غلاف و علاجش فصدست اگر خون غالب باشد و چندان خون برآرند كه رنگ آن متغير گردد يعنى از سياهى بسرخى تغيير يابد چه شديد تر خون بدن در سياهى قريب به مثل اين ورم مىباشد با وجود آن مراعات قوت در آن واجب است چه بسا است كه قوت در اخراج خون بر اين حد رخصت نميدهد پس طبيب را مىبايد كه بمزاج مريض و صحنه و قوت او نظر كند و گاهى بعد از فصد محتاج به تليين طبيعت ميشوند به مثل اين مطبوخ بنفشه گاو زبان هر واحد پنج درم اصل السوس بيخ خطمى هر واحد ده درم عناب آلوى سياه هر واحد بست عدد سپستان سى عدد فلوس خيارشنبر بست درم به دستور مرتب سازند . و اگر خلط ديگر باشد استفراغ آن نمايند نه به مثل هليله و آنچه در آن قبض يا اسهال باشد بلكه بدانچه در آن با اسهال تليين باشد مثل دوائى كه از بنفشه و ترنجبين و شيرخشت و شكر حجاز ساخته باشند و در شب اسهال آورند . و قومى از اهل معرفت گفته‌اند كه هرچند ماده صفراوى باشد صواب تر آن است كه مهامكن استفراغ به فصد نمايند بخوف اضطرابى كه اكثر در مسهل مىباشد و خصوصاً چون نفث بسيار صفراوى و تپ شديد تر باشد كه در اين وقت خوف تحريك او به سوى قلب بيشتر است . و جالينوس حذر مىكند از سقمونيا نه از ايارج و خربق با هم و مدح مينمايد فعل ماء الشعير را بعد استعمال مسهل و فراغ از آن و با مسهل قطع مىكند فعل آن چنانچه اغذيه ديگر قطع آن ميكنند و بالجمه مىبايد كه ملاك امر در علاج اين مرض فصد از الحل مخالف در روز سوم و چهارم و اغتذا به ماء الشعير ساذج يا مطبوخ بكدور و كشنيز تر باشد و تليين طبع اگر احتياج آن افتد به مثل بنفشه و عناب و نيلوفر و عرق اين بخاصيت نافع اين مرض است . و اگر احتياج شود در آن سه يا چهار حب السفر جل داخل كنند و اين عرق را در حالت جلوس و ارتفاع رأس و استواى سينه و گردن جرعه جرعه بنوشند كه اثر نفع او در كمتر از يك ساعت ظاهر مىشود و با وجود اين رعايت جانب ميل وجع و الم واجب است پس اگر الم به سوى چنبر گردن و استخوان سينه بر آيد فصد اولى است . و اگر درد به طرف سر استخوان پهلو ميل كند لا بد است از اسهال تنها يا مع فصد به حسب وجوب مشاهده و اين بهر آن است كه فصد تنها از باسليق از اين موضع خون اندك مىكشد و آنچه دلالت مىكند بر شدت حاجت به سوى تنقيه اين است كه از تكميد و تضميد وجع ساكن نشود بلكه از آن هر دو وجع ازدياد پذيرد كه اين دلالت بر مبتلاى تمام بدن مينمايد پس لا بد است از تنقيه و خصوصا فصد و چون از فصد