چهل و پنج درم و هر روز پانزده درم مىافزايند تا روز هفتم به يك صد و پنج درم برسد آنگاه به همين مقدار تا يك هفته بدارند بعد از آن پانزده درم هر روز كم نمايند .
و صاحب كامل گويد كه بعد چيدن كف بالاى شير بز هر روز نيم رطل با قرص خشخاش و يا سفوف صمغ عربى و نشاسته و كتيرا مساوى به قدر يك مثقال تا دو درم و يا مع بعض سفوفات ديگر بياشامند و هر روز يك اوقيه زياده كنند تا به يك رطل برسد و بايد كه پس از يك ساعت كه شير داده باشد هر روز نبض را ملاحظه نمايند اگر قوى و عظيم يابند شير بنگ گواريده باشد .
و اگر نبض صغير يا ضعيف باشد در دادن شير توقف كنند و در روزى كه شير همىدهند از ماهى و ترشى احتراز كنند .
و اگر در ايام خوردن شير تپ عارض گردد شير موقوف كنند و به جاى آن آب خيار يا ترمز يا شيرهى تخم خرفه يا قرص كافور دهند .
و اگر به سبب شير عفونت در معده پيدا گردد طبع را به چيزهاى لطيف نرم گردانند چون شربت آلود شربت بنفشه و آب فواكه مانند آن دهند و بعد شرب شير از اشيائى كه جمود شير مىكنند منع نمايند و احتياط آن است كه شير را به تفاريق خورند و اندك نمك يا شهد يا شكر كه بهتر از شهد است به آن بياميزند تا در معده بسته شود .
و اگر طبع نرم باشد نمك ساقط كنند و شكر بسيار كم سازند .
و اگر زياده نرم شود با طراثيث دهند .
و اگر سرفهى صعب باشد با يك درم كتيرا و يا لعوقى كه در اقوال مسطور گردد بدهند .
و اگر معده ضعيف باشد با زيره و كرد يا و امثال آن بايد داد .
و ايضا بنگرند اگر قبض طبيعت در روز اول رود نمايد روز دوم قدرى شكر آميزند .
و اگر روز سوم نيز اجابت نشود در دو سكرجه شير دو دانگ نمك هندى و نشاسته نيم درم تا يك درم حل كرده بدهند .
و اگر تا روز ششم طبع نرم شود سه سكرجهى شير بگيرند و مقدارى شكر و ثلث درم نمك هندى و يك درم نشاسته و پنج ورم روغن بادام آميخته بياشامند .
و اگر طبيعت زياده از سه مجلس اجابت كند با شير چيزى مخلوط نسازند يا مقدار شير كم كنند و .
بالجمله بايد كه در شبانه روز اجابت طبع زياده از سه مجلس نباشد و از دو بار كم نشود و بر نوشيدن سه سكرجهى شير بسند نمايند و استاد احمد فرح گويد كه شير تا نيم من تنها دهند و هيچ طعام ندهند و حيوان شير ده را در كوه بدارند تا گياه كوهى خورد و آب باران دهند .
و اگر نباشد آب چشمه بدهند .
و اگر بيمار نيز در كوه باشد صواب تر بود و كوه آن بايد كه باران بر وى كمتر بارد تا هواى او سردتر نباشد و هرگاه كه منفعت شير ظاهر شود سه هفته بياشامند و در شير بز صواب آن باشد كه قدرى آب آميزند و چند بار سنگ تاپ كنند تا آب از وى برود و اين سنگ تاب بهتر از شير مطبوخ هضم مىشود و شير مطبوخ چون سلول هضم كند براى او غذاى كافى است .
و جرجانى مىنويسد كه اين ترتيب شير دادن و مقدار آن از منتقدين منقول است و اولى ترنست كه هر مقدارى كه هضم شود اعتماد بر آن نمايند و از اندك آغاز كنند و به تدريج افزايند و بر آن مقدار كه به گوارد بايستند و آن را كه تپ همىآيد شير نشايد داد اگر دوغ دهند روا باشد و همه شرط ها بجا آرند و آنچه از لينت طبع مسطور شد در حق همه بيماران اعتماد بر آن نشايد كرد و اعتماد بر قوت مريض نمايند تا به سبب نرمى طبع قوت ساقط گردد خصوصاً اگر در بدن فضله نباشد .
طريق دادن دوغ :
بدان كه احتياج بدان وقت شدت تپ و اسهال مىافتد و مسلولين را بسيار نافع است و بهتر اين است كه دوغ گاو بستانند و آن را از صافى بگذارند تا مس كه تمام از وى جدا شود و يك شب يا نيمروز به جاى معتدل بنهند و صباح يا بعد نيمروز آن را خوب بجنبانند تا آب كه از وى جدا شده بر سر آمده باشد بجمله نيك مخلوط گردد پس نان سميد ده درم خرد كرده در سى ورم دوغ ثريد نموده بخورانند و روز دوم از نان يك درم كم كنند و دوغ ده درم افزايند و همچنين هر روز يك درم نان كم كرده ده درم دوغ زياده كرده باشند تا دوغ تنها باقى ماند پس در زيادتى نان و كمى دوغ اعاده نمايند و هر روز يك درم نان زياده كنند و دوغ ده درم بكاهند تا دوغ و نان مقدار روز اول باز آيد پس قطع دوغ نمايند .
و اگر كسى را وزب باشد دوغ آهن تاب دادن مضالقه ندارد و چون منفعت آن ظاهر گردد و يك بار ديگر همين ترتيب بدهند صواب باشد و بعضى از روز دوم هر روز پنج درم دوغ مىافزايند و باز همچنين هر روز مىكاهند .
و گويند كسى را كه دادن دوغ بيشتر روزها خواهند نان هر روز نيم درم افزايند و باز نيم درم هر روز كم كنند .
اقوال حذاق :
[ صاحب خلاصه ]
صاحب خلاصه از كامل و غيره نقل كرده كه بهترين تدبيرى كه در صورت نبودن تپ عفتى يا سكون و خفت آن به او اقدام نمايند شير زن است كه از پستان بمكند يا شير خر .
و اگر اين هر دو ممكن نباشد شير بز نيز جائز داشتهاند هركدام از اين شيرها به طريقى كه مسطور شد بدهند .
و اگر ادام او نيز از همان شير مقرر سازند و با نان سميه بدهند به غايت مفيد است .
و اگر آب برگ خرفه و آب تر بز و آب خيار هر يك نيم رطل شير بز برابر همه با هم آميخته در ديك نقره يا سنگين به آتش ملايم بجوشانند تا آبها بسوزند و شير باقى ماند و به قدر هضم بنوشند صاحب سل