تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
كندش چهار درم عاقرقرحا سه درم سحق بليغ نموده سعوط سازند .

فلونياى رومى نافع نزله و سرفه و اوجاع كبد و اختلاط و درد دندان و تاكل آنها و درد قولنج

[ صفت آن ]

زعفران پنج درم فلفل سفيد بزر البنج هر يك بيست درم افيون ده درم فطراساليون چهار درم تخم كرفس نبطى سه درم سنبل الطيب چهار درم ساذج هندى سليخه عاقرقرحا حب بلسان فرفيون هر يك يك درم همه ادويه را كوفته بيخته يك جا جمع كنند و به روغن بلسان خوب لت كنند و به عسل كف گرفته سه چند ادويه بسرشند و در ظرفى بردارند و وقت حاجت بعد شش ماه مثل نخود استعمال كنند براى قولنج و درد گرده به آب كرفس و جعده و بعضى اطبا عوض تخم كرفس نبطى و دوقو داخل مىكنند و هر قدر كه كهنه شود نافع‌تر باشد .

فلونياى فارسى نافع براى نزله و سرفه و قولنج و حيض و رياح رحم و اسقاط و رحم را تقويت دهد و اصلاح قى و اختلاف بلغم و بلادت دماغ و بدن كند

[ صفت آن ]

فلفل سفيد بزر البنج هر يك بيست درم افيون ده درم و بعضى اطبا گل مختوم ده درم داخل كرده‌اند زعفران پنج درم سنبل الطيب مر مكى عاقرقرحا فرفيون هر يك دو درم جندبيدستر يك درم زرنباد و رونج هر يك نيم درم مرواريد مشك هر يك نيم مثقال كافور يك نيم دانگ همه ادويه كوفته بيخته جمع نموده به عسل كف گرفته سه چند ادويه معجون سازند و در ظرف برداشته بعد شش ماه وقت حاجت استعمال كنند شربتى از آن يك درم به آب سرد براى قى مفرط و اسهال و نفث الدم و نزف حيض به آب سماق و هر قدر كه اين دوا كهنه گردد جيدتر بود

نزله بند از حكيم حاذق الملك

[ صفت آن ]

صمغ عربى كتيرا قرنفل بسباسه حضض مكى بزر البنج جدوار خطائى افيون زعفران مصطگى در گلاب و سفيدهء تخم مرغ سوده بر كاغذى كه برابر روپيه باشد به سوزن سوراخ نموده ادويه طلا كرده بر شقيقه بچسبانند ناس نزله از مجربات اكبرى تنباكو سورتى يك دام زعفران يك ماشه قرنفل هفت عدد باريك سائيده قدرى ناس بگيرند .

ناس محسن‌خانى براى نزله از بياض حضرت استادى غفر الله له

[ صفت آن ]

دم‌الاخوين عاقرقرحا زراوند طويل صعتر برابر كندش برگ كيز خشك برابر همه كوفته بيخته ناس گيرند .

ايضاً منه

[ صفت آن ]

نوشادر چونه قدرى با هم سوده بر كف ماليده ببويند مادهء مجتمعه نزله بارد دفع شود ناس براى نزله از خط عموى صاحب مرحوم منقول تخم سرس بالچهره يك يك توله كايپهل دو ماشه زعفران يك ماشه باريك سوده ناس بگيرند .

ايضاً براى نزله از بياض والد مغفور

[ صفت آن ]

سمندر پهل دوازده عدد قرنفل بست و پنج عدد نكچهكنى بست و پنج ماشه مشك خالص يك رتى در آب ادرك باريك سائيده در سايه خشك كنند و باز سائيده پارچه بيز نموده نگاه دارند صبح و شام به كار برند .

ايضاً از مجربات آن مرحوم

[ صفت آن ]

مغز پوست رواسن كه جيت مىنامند خشك نموده يك توله مغز تخم سرس يك توله زنجبيل شش ماشه فلفل گرد دو ماشه همه را باريك سائيده سعوط كنند نفوخ نافع نزله و شقيقهء مزمن كه سدهء آن بكشايد تخم هلهل شش ماشه مغز گهونگچى سفيد چهار ماشه فلفل سياه دو ماشه نوشادر يك ماشه كوفته بيخته قدرى در بينى ناس گيرند تا آب جارى گردد و حدت بسيار دارد نفوخ براى تنقيه دماغ و جارى نمودن آب از بينى دارشيشعان يك دام دوره بندال هفت ماشه زعفران دو سرخ قرنفل دو عدد باريك سائيده به كار برند .

ايضاً براى نزله و درد شقيقه كه از نزله باشد

[ صفت آن ]

نكچهكنى سه ماشه فلفل گرد چهار عدد لونگ يك ماشه كافور يك سرخ كوفته بيخته نگاه دارند و به عمل آورند .

ايضاً براى نزله و سردى دماغ

[ صفت آن ]

نكچهكنى مشك خولنجان زنجبيل بندال زعفران دارچينى هر يك يك ماشه تنباكو سورتى يك دام سائيده قدرى ناس گيرند .

ناس علوىخانى كه در نزله بارد از مجربات است و به كرات و مرات به تجربه رسيده

[ صفت آن ]

برادهء اسرب دارشيشعان هر يك دو مثقال چهار پاس در آب گل رواسن صلايه نموده به كار برند .

ايضاً قوى تر از اول

[ صفت آن ]

برگ دفلى دارشيشعان فلفل گرد تخم دهنتر عقل بير مساوى صلايه نموده به كار برند ايضاً گل رواسن سياه گل ياسمين برگ رواسن برگ كينر تربد سفيد زنجبيل عقل بير هر يك يك توله سائيده به عمل آرند .

نوع ديگر قوى تر براى نزلهء بارد و تنقيه دماغ

[ صفت آن ]

برادهء اسرب سه توله فلفل گرد يك توله هر دو را در سنگ سماق سه پاس صلايه نمايند كه سرمه‌سا شود پس خاكستر پاچك دشتى يك توله در شير عشر تر نموده قرص بسته در سايه خشك نمايند و همين نمط چهار مرتبه تكرار نموده در اندك روغن گاو تازه بر تابهء آهنى بريان كنند و غنچهء ياسمين شگفته برگ خرزهره در سايه خشك كرده هر يك يك توله سنبل الطيب تربد سفيد هر يك نه ماشه آميخته باز سائيده .

اقوال اطبا :

[ سويدى ]

سويدى گويد كه در نزله بارد بخور و شرب عود و ذرور آن بر مقدم سر و مالش و شم روغن گل نارنج معمول به روغن به آن و ذرور گل نارنج خشك و كذا گل جوز خشك و كذا برگ نازك آن كه در اوائل ربيع برايند خشك كرده و كذا پوست سبز جوز خشك كرده و كذا كباش قرنفل و كذا برگ بيد انجير خشك و كذا بسباسه هر كدام سوده بر مقدم سر و شم نرگس و شم و ذرور عبيثران بر مقدم سر و بخور و شرب عنبر و شم و ضماد گل ياسمين و ضماد برگ خشك جوز يا پوست جوز در قدرى برگ كنار آميخته در حمام بر سر و داشتن آن تا زمان خضاب حنا و بعده شستن و مالش روغن بادام تلخ و كذا روغن تخم و كذا روغن تخم تلخ شفتالو و كذا روغن بلسان بر مقدم سر هر واحد مجرب من است و از اطباى ديگر نقل كرده كه شرب و ضماد و شم و بخور كبريت و كذا جندبيدستر و كذا انيسون و شرب و نطول مرزنجوش و قيصوم و قوى شدن فعل ادويه نزلات
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 537 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )