تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
افيون هر واحد يك درم حضض تخم گل تخم فنجنكشت پوست انار هر يك يك درم سركهء خمر پنجاه درم پوست انار و تخم گل و فنجنكشت در سركه بياميزند تا مهرا شود و ديگر ادويه سوده خشك بر آن بپاشند و بردارند وقت ضرورت در شراب ريحانى حل كرده قطور كردن اوجاع گوش و ريم را نافع است .

[ طبرى ]

طبرى گويد كه قرحهء گوش كه به غير تقدم ورم ظاهر شود موضع او قريب باشد يا بعيد و صديد او اندك بود علاجش تنقيه بدن از فضول به فصد و استفراغات ديگر اگر احتياج آن باشد و پرهيزست بعده شياف ماميثا يك درم و شياف ابيض كه انزروت آن مربى به شير خر باشد يك درم و مر صافى و دقاق كندر هر يك يك نيم درم سائيده به سركه سرشته شياف سازند و هنگام استعمال در سركه حل كرده در گوش چكانند . و اگر مده بسيار باشد خبث الحديد در سركه تر كرده در آفتاب گذارند تا قوت او بر آيد از اين سركه اندكى گرفته شياف مذكور در آن حل كرده به كار برند و گاهى مداواى اين قرحهء صديديهء گوش به اين اشيا مىنمايند كه انزروت يك درم و مر و كندر و نطرون و زعفران هر واحد نيم درم افيون يك دانگ مغز بادام تلخ يك نيم درم همه را سائيده شياف سازند و هنگام ارادهء استعمال به روغن گل و پيه بط حل كرده پنبه بدان آلوده در گوش بدارند و نظر كنند به سوى صديدى كه سائل مىشود و آنچه بر پنبه باشد پس اگر آن بدبو باشد اين دوا بدون پنبه در گوش اندازند و سوراخ گوش بند كنند بعده اگر مده زائل شود و سيلان شىء مثل رطوبت گاه گاهى باقى ماند حضض در شراب كهنه حل كرده به گوش چكانند و هر گاه رطوبت زائل گردد و صلابت باقى ماند ادويه محلله به شحم بط حل كرده با پنبه آلوده در گوش نهند . و اگر صلابت و رشح باقى ماند به هر روزه يك درم در روغن سوسن گداخته در پنبه آلوده به گوش نهند كه اين دوا براى تحليل صلابت تام النفع است اگر در مزاج عليل حدت نباشد . و اگر درد به اين مرض ظاهر شود افيون سوخته يك جزو جندبيدستر ربع جزو سائيده در مرهم شنكار آميخته با پنبه آلوده در گوش نهند كه فى الفور تسكين درد كند . ايضاً او گويد كه مرض معروف باكلهء گوش با وجع مىباشد و از گوش قشور مانند قشور قرحه بر مىآيند و اين از خلط لذاع ردى الكيفيت حريف اكال حادث مىشود و علاج او فصد و اسهال به حسب امكان است بعده براى تنقيه قرحه و ازالهء قشور سركهء عنصل و عصارهء حنظل مساوى گرفته قدرى زرنيخ سرخ و شب يمانى و صبر سقوطرى و بسيار اندك زنگار و توبال مس آميخته بالاى آن شراب انداخته بپزند تا غليظ گردد با پنبه آلوده در گوش گذارند و گاهى مداوا به اين طور مىكنند كه مر و شب يمانى و توبال مس هر يك جزوى و اندك جندبيدستر و فلفل و قدرى از پوست انار و قلقند در شراب و عصارهء حصرم دو سه روز خيسانيده خوب بجوشانند و اندكى زعفران آميخته فتيله بدان تر نموده در گوش نهند يكى بعد ديگرى تا آنكه قرحه را نفع بخشد و قشور زائل گردد و اين صعب تر امراضى است كه در گوش حادث شوند مگر آنكه در اجزاى لحميه او حادث شود و در ابتدا بود كه در اين صورت برء او سهل باشد . و اگر كهنه گردد و اخذ كند در اعضاى عصبيه نكايت عظيم شود و برء متعذر گردد پس هر گاه قرحه پاك گردد و به مرهم خل علاج كنند و جون وقت ختام آيد به مرهمى كه در آن راتينج و كندر و گلنار داخل بود مداوا نمايند پس اگر صلابت باقى ماند بسمع مضرت رساند تحليل او به ادويه محلل صلابات نمايند و مروخ و ملين در آن استعمال كنند و محافظت مزاج عليل در جميع اوقات علاج لازم شمارند . بعضى گويند كه آنچه ناصور گوش و آمدن ريم را نافع است اين است كه گهونگه خرد جاندار پاو آثار در كهرل باريك بسايند و همچندان روغن سرشف آميزند و چهار چند هر دو يعنى دو آثار آب انداخته بپزند تا روغن سرشف بهم نرسد روغن كنجد عوض او نمايند . و اگر روغن تلخ پاو آثار آمله حنا هر واحد يك توله برگ نيب ده عدد كميلا فلفل گرد هر واحد سه ماشه نيله تهوتهه يك ماشه گرفته اول روغن را گرم نموده برگ نيب و آمله و حنا و نيله تهوتهه انداخته بسوزانند بعده فرود آورده بسايند و كميلا سائيده نيز مخلوط كنند و در گوش تقطير كرده باشند نيز براى ناصور گوش مفيد است و بعض ادويه مفيد آن در قرحهء مزمن گوش گذشت .

دخول هوام و تولد كرم در گوش

هر گاه حيوانى چون مورچه و قراد و هزارپا و ماند آن در گوش درآيد بشدت درد احيانا و خدش و حركت او دريافت نمايند و كرم از رطوبت فاسد عفن يا از قرحهء عفنهء مزمن متولد ميشوند و آن بخارش و دغدغهء گوش و خروج كرم گاهى و تقدم قرحه شناسند

علاج

در جمله تقطير قطران تنها يا به سركه مسكن حركت حيوان و قاتل آن است و قطور زيت در اخراج آن مجرب است و قطور آب پياز و يا مر به روغن بادام تلخ آميخته و يا روغن خستهء شفتالو نيز در اخراج حيوان داخل اذن نافع يا آب قثاء الحمار تنها يا مع سقمونيا و يا آب شيح و آب پودينه نهرى و آب برگ شفتالو هر يك تنها يا مع بوره ارمنى يا سركه بچكانند و يا آب زهرهء گاو مع سركه و يا آب افسنتين مطبوخ و يا آب برگ شفتالو كه مجرب است و يا آب برگ كبر تنها يا به سركه يا آب پوست درخت توت قطور نمايند و گوگرد و بورهء ارمنى و عصاره شيح مساوى سوده در سركه و آب برگ ترب حل كرده به گوش چكانيدن مجرب است و يا صبر و بورهء ارمنى به سركه چكانند و يا نمك و يا پودينه به سركه آميخته و يا صبر در آب پياز خواه در آب سداب حل كرده و يا آب پودينه و قدرى سقمونيا در سركه حل كرده قطور نمايند و قطور صبر و سقمونياى محلول به آب گرم حيوان داخل گوش