تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
چوب گشنيز و كاسنى بريان كرده و در قليه پخته و خوردن خام با نبات بسيار مقوى بصرست حتى كه ضعف متقادم را زائل كند و اكل ترب بصر را تيز كند و بادروج و كزب و عدس را خاصيتى است در اضلام بصر و ثوم و خمر و لبن قريب او است و نظر در آبى كه عند كسوف عكس آفتاب در آن افتد و جلوس در مهب شمال و كثرت جماع و حجامت و رداس و اكارع و هرائس و عصائد و آنچه مصدع بالخاصيت باشد مثل خرما و حلبه و بصل همه مضر بصرست و از ادويه مقويه بصر ضماد اقاقيا و اختلاط او در اكحال است و اكل باديان يا صعتر با هليله زرد يا زعفران يا كباش قرنفل يا جوزبوا يا مغز بادام يا ترمس شيرين مع پوست هر روز يك كف و كذا دارچينى كه در تقويت بصر مجرب سويدى است و اكتحال تخم خرماى سوخته و يا حجر بخارى تنها يا به وزن او فلفل و ربع وزن او صمغ عربى آميخته شياف ساخته و يا زهرهء كفتار و يا صمغ باديان يا تخم آن و يا ابريشم محرق و يا اقليمياى ذهبى و يا زهرهء خرس و عسل و يا صمغ خلاف و يا لادن منقوع در شراب كهنه يك شبانه روز و يا اثمد ساده يا مربى به آب كماه مطابق حديث شريف و يا مرواريد و يا مشك و يا عصاره ماميثا و يا زعفران تنها يا محلول در شير زنان و يا توتيا و مثل او اقليميا يا سرطان بحرى سوخته و اثمد مساوى و مارقشيشاى و مرواريد و صدف سوخته و يا اثمد مصول دو بار دو درم مرقشيشا مصول دو درم توتياى كرمانى هفت بار مصول پنج درم غبار سائيده بر آتش به آب مرزنجوش چند بار تسقيه داده و مشك نيم درم كافور چهار قيراط مر يك درم اضافه كرده و يا آبنوس سوده و يا برادهء آبنوس مثل غبار سائيده در شراب ريحانى يك شبانه روز تر كرده بعده برآورده خشك نموده كوفته به حرير بيخته به وزن او صمغ عربى آميخته به گلاب شياف ساخته و يا عصاره كمون برى و يا صمغ اجاس و يا مرجان سرخ و يا عصارهء بادروج نيز مقوى بصرست و از ادويه محد بصر اكل حب بلسان و بادام تلخ و باديان و آب آن و آب غرب و دارفلفل مخلوط بطعام و افسنتين و خردل رطب و سداب و حاشا و مداومت لحم دراج و غزال و پياز عنصل مشوى و عصارهء فراسيون به ماء العسل و اكل و كحل دارچينى و مندر و فلفل سياه و زنجبيل و ترب و عسل و اشنه و حلتيت طيب و سركهء عنصل و كركم و كباش قرنفل و هليلهء كابلى و اكتحال شكر عشه بملح اندر آنى و شكر ايلوج و سندروس و دخان قطران و آب پياز تنها يا به عسل و آب ترب و آب لباب و عصارهء كمون و خون جداه خشك كرده سوده و عصارهء فراسيون و زبل خفاش و خاكستر آن و صمغ آلود و زهرهء گرگ به عسل و زهرهء كفتار خشك كرده سوده و عقيق در هر ماه دو بار نه زياده از آن و ماميران چينى و سر كبوتر با پر سوخته خاكستر آن سوده و صمغ قراسيا تنها يا به شراب و صمغ خلاف كه از شرط بيخ او وقت خروج برگ او بر مىآيد و عصارهء اطراف نرم او و خولان و عصارهء اناغالس و شم قطران و دوام نظر به سوى زمرد هر واحد نافع است و اكتحال عصارهء قنطوريون دقيق مخلوط به عسل و كذا صعتر به عسل و كذا اثمد و ردسختج و اقليميا و شادنج باريك سوده بيخته و كذا مرجان و كذا زهرهء ماده گاو سياه و كذا ميل طلا و كذا اسليخه و كذا آب عبيژان نيز مقوى و محد بصرست

علاج ضعف بصر كه سببش برودت و رطوبت ساذج يا مادى باشد

در ساذج ادويهء حار مثل باديان بيخ باديان اصل السوس پرسياوشان اسطوخودوس جوشانيده نبات داخل كرده دهند و گوشت تيهو چوزه مرغ بريان و قليه يا از گوشتهاى تر تازه بخورند و در غذا صعتر و دارچينى و حلتيت و مرى و عسل داخل كنند و ترك عشا و تقليل غذا نمايند و بعد غذا بر عطش مصابرت كنند و از اغذيه مبخره و مولد خون غليظ مثل باقلا و سمك و البان و امراق و مرطبات و مغلظات