تا سياه گردد يا نطرون به آب حل كرده يا آب انار شيرين در آفتاب كذاشته تا غليظ گردد يا زيادت كبد ضبع خشك كرده سائيده با انزروت بر جگر بز پاشيده بريان كرده يا زهرهء بز وحشى و جبلى يا زهزهء كبك به آب باديان آميخته يا جگر روباه يا زهرهء حربا يا خنفسا بنصفين قطع كرده ميل در آن فرو برده و يا كبد غراب يا جگر گرگ يا عروق الصغر يا بعر ظبى وقت تولد او گرفته خشك كرده سائيده يا صمغ زيتون برى يا كباش قرنفل يا عصارهء برگ غرب يا شير غرب يا دارفلفل و مشك يا صديد جگر وج كه بر آن وج و شونيز سوده پاشيده بريان كرده باشند و يا اناغالس به عسل و يا افسنتين و يا آب انار شيرين و آب انار ترش و عسل هر واحد يك جزو و آب باديان نيم جزو در شيشه كرده فلفل و زعفران سوده در آن انداخته چهل روز در آفتاب داشته باشند يا زهرهء غزال با دردى خمر يا زعفران يا عصارهء برگ طرخشقوق يا آب سرس يا مغز سمندر پهل در بول بز سائيده يا نمك لاهورى يا دارفلفل بجغرات سائيده و يا زنجبيل به آب سوده يا آب گل كسوندى يا آب اشاخ نرم مهجنه با عسل آميخته و دارفلفل به شهد آميخته تا يك هفته يا فلفل سياه در زهرهء ماهى روهو تر كرده خشك نموده سائيده يا هليله سياه زنجبيل فلفل كوفته بيخته حب ساخته به آب سائيده هر واحد مفيد است و اكتحال زهرهء گرگ برء الساعه است و آب ادرك در چشم كشيدن يا چكانيدن از مجربات والد مرحوم است و صابون يك سرخ مرچ سياه دو عدد در آب باريك سوده اكتحال و يا چرك قليان عوض فلفل گرفته به دستور به عمل آوردن معمول راقم است و كذا شياف و سخ الاذن مجرب و اكتحال شياف مرارات در اين باب از مجربات حكيم على است .
و اگر سونه مرچ پييل تخم كرنجوه هلدى دارهلد نمك سنگ پوست بنج آرند و سنكهه يعنى بوق كوفته بيخته در شير گوسفند سائيده در چشم كشند نيز نافع بود و سنگ بصرى و شب يمانى هر واحد يك توله نبات دو توله هشت پاس در آب ليموى كاغذى كهرل كرده شياف ساخته به كار بردن براى عشا و ديگر امراض چشم از بياض استاد مرحوم منقول .
و اگر آب سداب و آب گشنيز مساوى بجوشانند تا به نيمه آيد دو سه نوبت در چشم چكانند شب كورى را مفيد بود و يا از مشك يك دانگ ساذج هندى ماميران چينى هليله زرد هر واحد يك درم سرمه ساخته به عمل آورند و اين كحل فلفل در اين باب از مجربات صاحب مجموعهء بقائى است فلفل سياه يك ماشه در زهره گاو و يا بز بقدرى كه تر شود تر كرده خشك ساخته آنبه هلدى يك ماشه در آب ليمو تر كرده خشك نموده مغز تخم كهرنى سنگ بصرى كه در آب ليمو چهار گرم كرده سرد نموده غنچهء چنبيلى كه خام باشد هر يك نيم درم كوفته بيخته در سنگ سماق مثل غبار سائيده به كار برند و اين كحل جهت سبل و بياض و ظفره و رمد كهنه و عناعين نيز نافع و كحل روشنائى و برود حصرم و اكتحال بمغز ساق كلنگ يا روغن بلسان و افتيمون يا بول ابل يا آب گندنا و باسليقون و شياف جاوشير و اكسيرين و ضماد عصارهء كراث به سماق نيز در اين باب مفيد است .
و مؤلف اقتباس گويد كه اين علت بى تركيبى خون كمتر باشد پس اول رگ قيفال زنند و بفاصلهء سه چهار روز رگ ماقين و يا صدغين گشايند و تنقيهء دماغ به حب قوقايا و ايارج و مطبوخ اسطوخودوس مسهل تأليف علوى خان كنند و بعد تنقيه اطريفل اسطوخودوس حكيم ممدوح و جوارش اهليلجى خورانند و روشنائى كبير و صغير و شياف مرارت در چشم كشند و صبح و شام دو سه قطره خون خفاش گرماگرم در چشم چكانيدن عظيم الاثر است و همچنين خون زير بال بوم و همچنين خوردن كباب جگر بز و رطوبتى كه از آن بچكد گرفته دارفلفل و نمك هندى سوده آميخته بميل در چشم كشند و دارفلفل و وج را به اندكى بورهء ارمنى سوده در چشم كشيدن از مجربات است و ليكن هر روز يك بز ذبح نموده به فقرا دهند .
و صاحب مصطفوى گفته كه كرم شب تاب يك عدد به شب يك شنبه با برگ تنبول بخورند و يا قطره خون تازهء خر در چشم چكانند و يا تلخهء ماهى روهو و يا فاخته و يا گوزن در چشم كشند و حلواى دارچينى و سفوف آن تنها با عرق باديان از مجربات راقم است .
و اگر به سبب صعود بخارات بد به دماغ باشد روغن بنفشه بادام در بينى و گوش چكانند و اندكى كتيرا در سرمه آميخته اندر چشم كشند و پنبهء مندوفه به شير بز كه چهارم حصهء آن روغن گل بادامى باشد و هشتم حصه روغن بادام بنفسجى تر نموده بر تارك سر نهند در روزى بست و پنج مرتبه بلكه زياده و تخم فرنجمشك هفت ماشه و شربت به ولايتى و سكنجبين سيب ليمونى علوى خان هر يك يك نيم توله در عرق ابريشم ساده و گز هر يك هفت توله بخورند و غذا قليه و قورمهء بزغاله به نان و پلاو مرغ كه كبر و بسفائج در آن افتاده باشد اگر مريض مطحول باشد هم نافع بود .
و اگر در ريح البواسير كهنه بخار به دماغ رفته شب كورى پيدا كند وقت شب سر بر بخار طبيخ شلجم دارند چندان كه عرق بسيار آيد و از پنبهء كهنه لمحه لمحه پاك سازند كه بتمامه خشك شود پس آنوقت حب سياه سرمه هر دو برابر سوده در چشم كشند در تمامى روز و شب دوازده پانزده مرتبه كه در يك هفته صحت مىشود و گاهى اين مرض به سبب بسيار بودن در آفتاب و اندر هواى گرم افتد پس آب يخ يا پروردهء ابقر بر چشم زنند به كرات و در ترطيب بدن كوشند و آب برگ سدا گلاب و روغن كدو و آب كاهو هر يك يك درم نبات چهارم حصه بميل زر در چشم كشند .
و ايضا سرمهء كه به گلاب و عرق كاسنى ساخته باشند نافع .
واهرن و رازى گويند كه فلفل دو درم دارچينى يك درم عروق الصباغين نيم درم نانخواه ربع درم سائيده اكتحال كردن .
و ايضا دو درم از آن خوردن در ازالهء عشا عجيب و مجرب است .
و طبرى گويد كه اگر ترب مع باديان و دارفلفل جوشانيده بر آن انكباب نمايند شب كوره را اصلاح دهد و اگر بعد تنقيه و غرغره و تعطيس و پرهيز بگيرند جگر بز سوخته يك درم و دارفلفل حضض صبر سقوطرى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 413
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٤١٣