و اگر عظم حجم مقله و سيلان هيچ نباشد و تمد اندكى پود و حدقه بحركات مضطريه غير اختيارى متحرك باشد حجوظ استرخائى بود علاج اگر حجوظ اندك و سبب او خفيف باشد عصابهء قوى و خوابانيدن بر پشت و تلطيف غذا و قلت حركت و ادامت تفميض و اكتحال شياف سماق و شياف اقاقيا كفايت كند .
و اگر قوى باشد در امتلائى حسب ماده تنقيهء بدن و دماغ به فصد و حجامت نقره و مسهلات و حبوب مناسبه و حقنهء حاده نمايند .
و احمد بن ثابت گويد كه تنقيه بهليلهء كابلى و كذا مطبوخ فواكه نافع حجوظ عين است .
و بالجمله اسهال نافع ترين اشياست در اصناف حجوظ و كذلك وضع محاجم بى شرط بسيار بر قفا و ربط فائد و در ابتدا بارهء صوف در سركه و آب بهى تر كرده بر چشم بندند و به آب سرد يا آبى كه در آن پوست انار جوشانيده باشند بر چشم نطول كنند و روادع قوى مثل آرد باقلا و سفيدى بيضه و گل مختوم و آب گشنيز سبز ضماد كنند و يعد از براى تحليل ماده مثل حلبه و تخم كتان و مر و زعفرلن استعمال نمايند و هليلهء زرد و دارفلفل و انزروت و كف دريا و شياف ماميثا به آب باديان يا به آب پياز اكتحال نمايند و اكتحال شياف عنبر و سنبل نيز نافع است و ديگر اشياى اشكآور و قابض و مشدد چون شياف سماق و غيره در چشم كشند و تقليل غذا ضرور شناسند و از امتلا و قى و عطاس و شراب احتراز كنند و آنچه بلغم دفع كند مثل حبى كه از رب السوس و فلفل و شكر مساوى ساخته باشند يكى بعد ديگرى در دهان دارند و در حجوظ انضغاطى قطع سبب نمايند و خريطهء سرمه يا قطعه اسرب در رفاده نهاده بر چشم محكم ببندند و بر پشت بخوابانند و روى را به آب سرد كه در آن گلنار و برگ زيتون و برگ عليق و پوست خشخاش و كاسنى و عصى الراعى و غيره قابضات جوشانيده باشند بشويند و استعمال غسول اطريفل خيلى مفيد و اطليهء قابظه چون پوست انار و اقاقيا و گلنار و حضض مكى و صبر و عصاره لحيه التيس و برگ عليق و فيروزه و برگ بنفشه سبز و سفيدى بيضه و آرد گندم و برگ زيتون برى و عصارهء برگ عوسج و اطراف نرم او و آب آس و كاسنى سائيده و آب عصى الراعى بر چشم طلا كنند و بربندند و آرد باقلا و گل سرخ و كندر كوفته به سفيدى بيضهء مرغ سرشته نيز نافع و اكتحال بخستهء خرما محرق و سنبل الطيب و كذا عصارهء برگ عليق خشك مسحوق جيد النفع است و فصد و تليين در اين قسم نيز مفيد گفتهاند .
و مسيحى گفته كه علاج حجوظ حادث بعد غضب شديد يا صياح شديد يا قى عفيف در همان ساعت فصد و ضماد چشم به ادويهء قابضه مثل گلنار و اقاقيا و حضض و مانند آن و احتقان بحقنهء حاده و چكانيدن در چشم آب سماق و بستن برفاده و بر پشت خواب نمودن و ترك شراب و لحم و تقليل طعام و پرهيز از عطسه و قى است .
و اگر حرارتى به آن رسد چيزى در دهان دارند كه انحدار بلغم نمايد .
و به قول حنين در نتو عين كه از ضربه حادث شود بعد فصد تقطير كبوتر يا خون شفنين و وضع پنبه مسبلول به سفيدى بيضه و روغن گل تا دو روز دوم و در روز سوم تكميد به آب و نمك و تقطير شير زنان نافع .
و گويند كه ضماد برگ خلاف و گل او نيز نتو ضربى را مفيد است و در طلقى كه از قلت سيلان خون نفاس يا جنين باشد تدبير او او را رطمث و اخراج جنين به عمل آرند و در حجوظ استرخائى تنقيه به مسهل و ايارجات كبار و استعمال غراغر و شمومات و معاجين گرم به دستورى كه در استرخا مذكور شد نمايند و بعد تنقيهء قوابضات مذكوره استعمال كنند و به ادويهء مص كننده رطوبت و اشكآور مثل هليله زرد و دارفلفل و انزروت و زبد البحر و مانند آن و به آب پياز و كرفس اكتحال نمايند و ادويهء حاده مثل كندش و جندبيدستر و خردل و فلفل و مرزنجوش ببويند .
و گويند كه در حجوظ رطبى بعد استفراغ بدن به حب صبر و حب ايارج و مانند آن سعوط به كار برند بگيرند روغن مصطگى يك جزو و مشك ربع جزو و بر آن اندك آب زوفا مطبوخ انداخته حل كنند تا مخلوط گردد اندك از آن سعوط نمايند و اندك اندك مدام بيفزايند تا به وزن يك درم برسد بعده مر و شونيز بريان نموده با زعفران بسايند و در صره بسته ببويند .
و اگر عطسه افراط كند سركه و گلاب و قدرى روغن گل با هم آميخته در بينى چكانند .
و اگر از اين هم ساكن نشود چيزى تلخ مثل صبر بخايند .
و اگر حاجت به كثرت تعطيس افتد اندك كندش هم در سعوط مذكور افزايند و هيچ چيز در اين مرض به از تعطيس نيست ليكن نزد راقم احوط آن است كه هنگام تعطيس چشم را برفاده بسته دارند و آنچه از اورام دماغ و ذات الريه عارض شود بزوال سبب آن زائل مىگردد و در اختصارات است كد در حجوظ حاده و خناق فصد قيفال و حجامت نقره و استفراغ بدن نمايند .
و اگر از صداع شديد باشد فصد قيفال و تدبير خاص بصداع كنند .
و گيلانى مىنويسد كه اگر مرض از صفراوى لذاعه باشد پس واجب است كه اولًا استفراغ بدن از گل سرخ و بنفشه و آلو و عناب و تمر هندى و ترنجبين و كشوث و تخم كاسنى و مانند آن نمايند و بعد از استفراغ در چشم اين آب بچكانند بگيرند جو مقشر و بهدانه و حشيخام هر واحد چند دانه مساوى و نيم كوفته اندكى انزروت افزوده در شيشه كرده و بالايش آب شيرين آنقدر كه ادويه را بپوشد انداخته به آتش ملائم بجوشانند تا آنكه قدرى غليظ گردد پس نيم گرم هر شب و روز چند بار در چشم چكانند و رفاده مبلول سرد كرده بالاى چشم نهند به غير آنكه بندند و بر پشت بخوابند يك ساعت تا دوا منحل گردد باز دواى مذكور بچكانند بعد از آن اين ضماد نمايند و عصابه سبك بندند و صبح بگشايند و چشم را صاف نمايند و طعام سرد و تر بايد خورد و روغن بنفشه و شير زنان دائم در بينى چكانند و در بعض اوقات شياف ابيض در چشم كشند و از مشى در آفتاب
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٤١١