تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
بخارى بسوى داخل چشم به حركت عطاس شديد و سعال ملح و صباح قوى موجب انخراق قرنيه گردد و اين خرق از سه حال خالى نبود يكى آنكه قشر ظاهرى قرنيه بشگافد و باقى قشور وى بيرون آيند و عنبيه به حال خود باشد دوم آنكه قشر ظاهر قرنيه بسلامت باشد و در بعض قشور باطنى آن از تاكل خرق افتد و بعض ديگر نتو پذيرند و يا هر سه قشر منخرق شوند و جزوى از عنبيه نتو يابد و به صورت بثره نمايد سوم آنكه هر چهار قشر قرنيه شگافته شوند و از زير او عنبيه سر بيرون آرد و اين مسمى بمور سرج است ليكن عند اين صنعت نام اين نتو به حسب تفاوت مقدار او مختلف مىباشد مثلا اگر عنبيه اندكى به قدر سر مور برآيد رأس النمل و نملى و مور سرج گويند و اگر قدرى زياد برآيد مانند سر مگس رأس الذبابى نامند . و اگر از اين هم عظيم تر باشد حتى كه به قدر دانهء انگور ظاهر شود عنبى نامند . و اگر از اين نيز بزرگ تر باشد و عنبيه بسيار خارج شود متع انطباق پلك چشم نمايد تفاحى گويند و هر گاه تفاحى كهنه گردد و بر آن اجزاى منخرقهء قرنيه ملتحم گردند مسمارى و فلكى نامند و بعضى مسمارى را ثولولى خوانند . بالجمله نتو جوهر قرنيه و عنبيه شبيه به بثره و نفاخه آن مىباشد پس فرق در شقاق قشور باطنى قرنيه و نفاخه قرنيه و بثرهء آن آن است كه با نفاخات و بثور سرخى در سفيدى چشم و دمعه و ضربان مىباشد و زير ميل منغمر مىشود و نتو بعض قشور قرنيه نيست چنين و فرق در نتو جزو عنبيه و نفاخه و بثره آن است كه اين همرنگ عنبيه مىباشد در سواد يا زرقه يا شهله بخلاف نفاخه و بثره كه رنگ او غير رنگ عنبيه مىباشد . و ايضا علامت خاص خرق قرينه آن است كه حوالى او طراز سفيد چون طوق محسوس شود كه از اين معرا باشد

علاج

خرق و نتو مادامىكه در طريق تكون باشد علاجش به علاج قروح و بثور از فصد و اسهال و غيره نمايند و بعد تنقيه اگر در مزاج حدت باشد به آب شيرين استحمام سازند و در هواى حمام زياده مكث نكنند . و ايضا سر را در آب گرم يا آبزن حار يا بارد زياده منغمس نسازند و روغنها بر سر استعمال ننمايند و اغذيه جيد الكيموس معتدل المقدار بارد رطب اختيار كنند و جلاب و آب انار ميخوش و شيرهء تخم خرفه يا ماء الشعير اگر حرارت قوى باشد بدهند و سفيدى بيضه رقيق با شير دختران و بعد از آن شياف ابيض محلول به شير دختران در چشم چكانند و يا از اقليمياى فضى محترق مغسول نحاس محترق مغسول هر يك دو درم اقاقيا صمغ عربى هر يك سه درم سفيداب قلعى يك درم كوفته بحرير بيخته با سفيدهء تخم مرغ سرشته شياف ساخته با شير دختران حل نموده پارهء پنبه را بدان تر كرده بر چشم گذارند و نيز به لعاب بزرقطونا ممزوج به گلاب و آب گشنيز تازه و روغن گل ضماد نمايند و چند مرتبه به حسب حلت ماده به عمل آرند و بر چشم رفاده گذاشته ملائم ببندند تا كه نتو ننمايد و چون بينند كه نتو مىنمايد و شروع در آن است محكم ببندند رفائد را و گاه گاهى بگشايند و تبديل نمايند . و اگر وجع شديد باشد شياف ابيض افيونى استعمال نمايند و حضض به اندكى افيون و پوست خشخاش و يا پوست بيخ لفاح نرم كوفته به آب گشنيز تازه سرشته بر چشم طلا كنند و بعد تسكين الم ادويهء مخدره مطلقاً نزديك چشم نبرند و در اين هنگام تسكين وجع و انقطاع سيلان مادهء حاده به آنچه باعث نضج ماده باشد مثل انزروت به شير خر پرورده و يا نشاسته و نبات استعمال نمايند تا مده اخراج يابد و بعد از آن شياف وردى مركب از پوست بيضهء مغسول و شادنج و شنج محرق مساوى كوفته بحرير بيخته ذرور نمايند و اكسيرين و شياف ابار نيز مفيد است . و بالجمله مادامى كه نضج ظاهر شود به علاج قروح علاج كنند و هر گاه متحرق شود اولًا بر آن اضمده قابضه مع جاليه مثل سفرجل و عدس هر دو مطبوخ به عسل و مثل پست جو و آب به و اندكى زعفران و مثل غنچهء انار و زيتون و زردهء بيضه و زعفران يا انار مطبوخ مهرا به اندكى سركه يا آب حصرم ضماد نمايند . و اگر احتمال كنند مع نشاسته و مانند آن در چشم چكانند و ببندند پس هرگاه خرق عارض گردد و پيش از آنكه لبهاى قرنيه غليظ شود به علاج خرق پردازند و الا بعد غلظ علاج نپذيرد و به زودى تمام ادويهء قابضهء غير ذى خشونت چون شادنهء مغسول و اقليمياى نقره و بسدوشنج محرق مغسول و ودع محرق مغسول باريك ساخته يا مانند آن مثل ذرور اكسيرين كه نافع ترين اشياست در چشم اندازند و يا شياف ابار اكتحال نمايند و شادنج مغسول ذرور سازند . و اگر شادنج در آب برگ زيتون يا آب عصى الراعى حل كرده جكانند بهتر باشد و يا توتياى كرمانى مربى به آب برگ زيتون يا آس و يا شادنج مغسول و حضض سفيداب مغسول و يا كحل محرق مغسول و يا سفيداب رصاص و اقليمياى فضى و صمغ عربى به عمل آرند و رفادهء غليظ نهاده دائم چشم را به بندند و بر پشت بخوابند و در نتو عظيم ذرور وردى نيز مفيد و رفادهء مدور مقدار خانهء چشم ساخته بر چشم نهند و بالاى آن صفحهء اسرب به وزن پنج درم تا ده درم نهاده بعصابه محكم ببندند . و اگر عوض قطعهء اسرب خريطه سرمهء مسحوق بر بندند اولى و معمول همين است . و اگر خواهند رفاده را مانند خريطه سازند و در آن سرمه سوده پر نموده بر چشم گذارند و بالايش صفحهء اسرب را بربندند و به علاج قرحه و بثره معالجه كنند و شياف وردى و ديگر شيافات و اكحال سفيد قرحه و مور سرج به كار برند . و ايضا به قول شيخ در نملى و ذبابى معالجه بمايعات قابظه نمايند و به سركه و آب گرم و يا به آبى كه در آن گل سرخ و رصاص محرق و اقليميا گل مختوم و سفيدآب مغسول و ابار است و از كحال مازو دو جزو سرمهء محرق مغسول ده جزو و از شيافات شياف