تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
بجنبانند كه مخلوط شود بعده هر روز به دفعات در چشم چكانند و هر گاه قرحه ابتدا كند چشم به ضمور گرايد و حمرت عروق او متغير گردد در اين قطور شياف ماميثا نيم درم ريوند ماميران هر كدام يك دانگ افزوده به دستور استعمال نمايند و اطراف كاسنى اطراف عصى الراعى يك يك مشت در آب گشنيز تر بجوشانند و فرود آورده قدرى آرد جو و خطمى و اندكى سفيدى بيضه رقيق آميخته سرشته در شب بر چشم ضماد كنند و هر گاه اين قرحه قرنيه را بشگافد آن را قرحه قرنيه گويند علاجش بعد فصد و اسهال چنان كه مذكور شد شياف ابيض اكتحال نمايند و ذرور انزروت مربى به شير خر دو درم نشاسته سه درم شكر طبرزد يك نيم درم صمغ عربى يك درم كوفته بيخته در چشم ذرور كنند بعد استعمال شياف ابيض به شير دختران يا سفيدى بيضه رقيق و هر گاه ذرور هضم شود بار دوم شياف مذكور به عمل آرند و بعده چشم را از چرك پاك كرده بر دو ورق نور بنفشه دو دانگ نشاسته نيم درم كتيرا نيم درم سرمهء اصفهانى يك درم توتياى هندى يعنى كهپريه دو دانگ مرواريد كوچك يك درم كافور طسوج باريك سائيده بحرير بيخته اكتحال نمايند و هر گاه در قرحه ريم ابتدا كند شياف ابيض يك عدد مع شياف ابار سه عدد در شير خر حل كرده قطور نمايند و رفادهء خرقهء كتان به گلاب آلوده بر چشم مورب ببندند و واجب است كه در اين قرحه و قرحهء قرنيه در بستن چشم تهاون نكنند كه بمور سرج مىانجامد و ملاك حفظ او بستن رفاده و تقطير هر دو شياف مذكورست و ايضا كدامى روغن و چربى به چشم كه در آن قرحه باشد نرسانند مطلقاً كه مانع التحام است . و گويند كه چون شادنج را به شير زنان بسايند و در چشم بچكانند قرحهء عنبيه را نافع است .

[ حكيم عابد سرهندى ]

حكيم عابد سرهندى در شرح اسباب نوشته كه علاج قرحهء عنبيه بعد تنقيه استعمال قطورات ادويهء منضجه مثل لعاب كنوچه و بزر كتان و حلبه در شيرست و يا ذرورات كه اصل انها انزروت باشد و ديگر ادويه در آن مثل شياف ماميثا و افيون و مرو و صبر و مانند آن باشند و عند شدت حرارت كافور افزايند و زعفران حسب حال كم كنند يا طرح سازند و نسبت انزروت به ادويهء ديگر از عشر يا خمس يا ثلث زياده نباشد .

[ سيد اسمعيل ]

سيد اسمعيل گفته كه در قروح چشم ادويهء مسكنه وجع مانند و افيون و خرفه و سفيدى بيضه مرغ و بنج و بيروج و كتيرا و نشاسته و صمغ عربى و سفيداب قلعى مغسول است و ادويهء مدمله مانند گلنار و سرمه و صمغ آلو و انزروت و بلوط و زراوند و زيرهء كرمانى و ابرسا و عسل و صبر و گل مختوم و ادويهء نافعه قروح و سخهء چشم زفت و ملح و مرى و عسل و ايرسا و راتينج و حب بلسان و ادويهء مزمل لحم زايد در قرحه و انزروت و اشنان و مرداسنگ و خبث النحاس و صدف محرق و زنجار و ادويه مجففهء قروح آن توتيا و صبر و صدف محرق و استهء خرماى محرق و نورهء مغسول به غسل بليغ باشد .

دبيله قرنيه

و آن عبارت است از قرحهء عظيم ردى عميق كثير الاوساخ كه سائر طبقات قرنيه و تمامى سياهى چشم را فراگيرد و از طبقه چيزى ظاهر نگردد و حجب آن را ميشگافد و كم است كه چشم از آن سالم ماند و هر چند بزرگ مىگردد و چرك بهم مىرساند و منفجر مىگردد و جميع رطوبات چشم به آن اخراج مىيابد و حدوث آن يا از اسباب باديهء خارجيه است و يا از اخلاط حادهء حريف داخليه

علاج

فصد قيفال و حجامت و استفراغ بدن به مطبوخ هليله يا به مطبوخ فواكه يا به مطبوخ افتيمون و اصلاح مزاج و تلطيف تدبير و تقليل و استعمال مزورات و شياف ابيض افيونى انزروتى و سائر آنچه در علاج قروح گذشت به عمل آرند و براى تسكين الم شير دختران و سفيدى بيضه و روغن بنفشه مكرر در چشم چكانند و بعدس و سفرجل هر دو مطبوخ و يا برگ زيتون در ابتدا ضماد كنند و گل مختوم نيز نافع دبيله است و كذا سفيداب و شرب عصارهء شاهتره به شكر نيز مفيد و بعد سه روز بزردى بيضه و زعفران ضماد كنند و يا سنبل الطيب و زرور و ضماد سازند و براى نضج تقطير طبيخ حلبه يا لعاب تخم كتان يا طبيخ اكليل الملك هر واحد نيم گرم در چشم نمايند و چون انفجار يابد به شياف ابار و كندرى معالجه نمايند و مازو سه درم سرمه اصفهانى پنج درم مثل غبار سوده نيز نافع است و چون التحام يافت به شياف احمر لين اكتحال نمايند و در آخر آنچه جالى است مانند شياف ديزج و اخضر به كار برند و بقلت كلام و ترك تعب و رياضت و آواز قوى و لزوم سكون و راحت امر نمايند . و هرگاه قوت ضعيف باشد به چوجهء مرغ و اطراف بزغاله و حملان و زردى بيضه نيمبرشت غذا سازند . انطاكى گويد كه دبيله دمل و قرحهء سرخ سرور ملتحمه باشد و گاهى قرنيه را بشگافد و مادهء آن غالبا رطب مىباشد و اسبابش امتلا و صداع بود و علامتش نخس و دمعه و احساس به جذب عروق چشم است و علاجش مبادرت به فصد بود پس حجامت پس استفراغ به غاريقون و آب شاهتره و ايارج كبار و از تقطير شير و سفيدهء بيضه اكثار نمايند پس لعاب حلبه نيم گرم پس ممزوج بسفيداب . و اگر منفجر گردد معالجه به علاج قروح كنند .

شقاق قرنيه و مور سرج

بدان كه گاهى قرنيه به سبب قرحه يا بثره يا به سبب خارج مثل ضربه و صدمهء خارق بشگافد و گاهى بدون تقدم اسباب مذكور اندفاع مادهء كثير ذى قوام يا ريحى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 401 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )