به كار نبرند و دواى حار استعمال نكنند هر گاه درد شديد يا ضربان مفرط و التهاب شديد باشد واجب است كه مدام تنقيهء چشم نمايند از چرك بتقطير شير در آن كه غسل او مىكند و يا سفيدهء بيضهء مرغ به كار برند و به دست چشم نمالند حتىالمقدور .
و اگر احتياج به مس افتد به رفق نمايند تا چشم ايذا نيابد .
بالجمله در تنقيهء چرك به رفق بيشتر عنايت مصروف دارند چه از تنقيهء چرك تخفيف وجع و جلاى چشم و مكث ادويهء مستعمله حاصل مىشود .
و رازى در حاوى نوشته كه هر گاه بار رمد رمص بسيار باشد خرقهء نرم يا پنبه را بر سر ميل بپيچند و به آب تر كنند و بملايمت چرك را به آن پاك كنند .
و اگر آب دهن باشد بهترست و در چشم ذرورا بيض پاشيده رفاده گذاشته به بندند .
و در فاخر گفته كه اگر چرك بسيار و وجع شديد باشد جفن را در هر اندك زمانى برگردانند و چرك به دستور پاك نمايند و در آن شير دختران بچكانند و جفن را بمالند و بفشارند تا جميع چرك برايد و به جهت آنكه بيشتر وجع رمد به سبب چرك ميان جفن و چشم مىباشد چون رمص خارج شود همان ساعت وجع تسيكن يابد و خواب آيد .
و اگر سبكى حاصل نشود شياف مسكن وجع متخذ از افيون و زعفران در چشم بچكانند و چون انحطاط يافت بحمام برند .
و واجب است كه در ابتدا مكشفات قوى و قابض شديد استعمال نكنند كه طبقه كثيف شود و مانع تحليل و موجب عظم وجع گردد خصوصاً وقتى كه درد شديد باشد و دواى ضعيفالقبض نيز اندر ابتدا در منع ماده كفايت نكند و بتكثيف طبهء ظاهر ضرر كند و در آن ماده بند شود پس هر گاه چيزى از اين مضرتها اتفاق افتد بدوام تكميد از آب گرم تدارك او نمايند و اقتصار بر شياف ابيض محلول به آب اكليل الملك نيكوست و قوىتر از آن با وجود امتلاى رأس گاهى ضرر رساند .
و اما از محللات نيز در اول رمد اجتناب شديد نمايند و گاهى بعد استعمال مقبضات و خصوصاً وقتى كه با وى مخدرات مخلوط باشند بتقطير ماء العسل و ماء السكر در چشم به جهت دفع مضرت آن حاجت افتد .
و اگر از اين هيجان مرض ظاهر گردد براى تدارك او چيزى مبرد كه در آن تكثيف نباشد اضافه كنند .
و گاهى اشتداد وجع باستعمال مخدرات مثل عصارهء لفاح و كاهو و خشخاش و قدرى از سماق محتاج ميگرداند ليكن تا ممكن بود ترك او اوليست .
و اگر چيزى از آن به ضرورت استعمال نمايند قدر ضرورت نه زياده به احتياط تمام به كار بند و حتىالامكان بر سفيدهء بيضه ممزوج به آب مطبوخ خشخاش اقتصار ورزند و گاهى به آن قدرى حلبه اضافه ميكنند تا كه در تسكين وجع از جهت تحليل اعانت كند .
و ايضا آفت مخدرات زائل سازد .
و اما اگر مادهء رقيق اكال باشد باستعمال افيون و ديگر مخدرات باكى نيست بلكه شفاى او است و عقب او درد نشود .
و اگر چه طبيب اعتقاد دارد كه مخدر از جهت مضرت او ببصر مكروهست ليكن افيون در اوجاع اكالهء غير ممدده شفاى عاجل است .
و جالينوس در حيلة البرء گفته كه مخدرات مسكن اوجاع عيناند اما موجب ضعف بصراند و شياف افيونى مسكن وجع چشمست و ليكن خوف آن است كه بعد از آن ضعف بهم رسد پس بايد كه جهت تدارك آن بعد از استعمال شياف مسخنى استعمال نمايند و بهترين آن شياف دارچينى است .
و گويند كه خوردن مخدرات و التست زايراداو بر چشم و بمصلحات او كه در آن ترياقيت باشد مثل زعفران و جندبيدستر و مشك و جدوار استعمال نمايند تا كسر غائله آن گردد و در تقطير او افراط نكنند لما قلنا آنفا و شياف وردى وجع صعب را برءالساعهست .
و به قول جالينوس و رازى در رمد شديد بعد فصد و مسهل و تقليل غذا قرص معمول از افيون و بزر البنج و زعفران و مر به قدر باقلا بدهند و يا شربت خشخاش و يا افيون تنها به قدر نخود كه خواب آرد و مرض صحت يابد و اين در رمد آنچنان مكروه نيست كه در قولنج .
و گاهى رادعات بر پيشانى طلا ميكنند خصوصاً هر گاه طريق انصباب نزلهء حجاب خارج باشد ليكن روادع شديد الردع نباشند كه به سبب شدت تكثيف و احتباس مواد باعث ازديادى وجع گردند بلكه روادع مذكور مثل پوست خرپزهء قثائى است خاصهء نه خرپزهء زرد شيرين و مثل شياف ماميثا و مثل فيلر هرج و صبر و تخم گل و زعفران و انزروت و از ابها مثل آب عنب الثعلب و آب عصى الراعى باشند و كذلك برگ عوسج و طلاى پست جود عنب الثعلب و بهى نافع است اما اگر ماده شديد الحدت و الرقت باشد لطوخات شديد القبض مثل مازو و گلنار و سك استعمال نمايند كه تضميد به آنها بر مجارى نوازل براى تسديد آن تأثير عظيم دارد و اين وقتيست كه ماده حار باشد و تقويت اجفان و تبريد آنها بعصارهء ورد و عصارهء برگ بارتنگ و عصارهء برگ بيد نمايند .
و ايضا به ضماد برگ گل و از مركبات ضماد صندل و خولان و زر درد هر واحد يك جزو زعفران نيم جزو است و چون نفوذ ماده از سمحاق باشد بسنبل گلسرخ و اقاقيا به آب كشنيز و اندكى زعفران بر پيشانى ضماد نمايند .
و ايضا شياف ماميثا حضض صبر انزروت زرد رد مساوى زعفران نصف جزو .
و ايضا آرد عدس و پست جو به گلاب و يا به آب آس و بزرقطونا سرشته ضماد كنند و به آبى كه در آن گل سرخ و آس و برگ بيد و نيلوفر عدس پخته باشند روى بشويند و از شستن به آب سرد منع كنند كه آن بتكثيف خود حبس ابخره نمايد .
و اگر مادهء نازله به چشم بسيار گرم نباشد غيار آسيا و مرو كندر با سفيدهء بيضهء مرغ ضماد كنند .
و اگر ماده بارد بود دوائى كه مجفف و قابض و مقوى عضو مع تسخين باشد مثل لطوخ بسيحاب و گوگرد و به ورق بر جبهه و جفن به عمل آرند و يا كبريت و زفت و فلونيا و ترياق كبير و مانند آن بر چشم ضماد نمايند چنانچه ماسرچويه در كتاب تمام و كمال نوشته .
و هر گاه علت مزمن گردد فصد ماقين و شريان پس گوش نمايند و هر گاه ماده مستفرغ گردد و درد به غايت سخت نباشد بلكه كم گردد آن هنگام شياف برء يوما بزردهء بيضه ساييده در چشم قطور كنند پس بعيد نيست كه در يك روز مريض صحت يابد و بشام آن روز
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٣٥٧