تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
و قلت آب دهان و سرخى اجفان و قلت التصاق و ازمان مرض و با صداع غالباً و ديگر علامات سودا مثل قحل عين و ضعف حرارت و سوداويت مزاج بد ن و رأس و سوئيت اخلاق و غلظت رمص و يبوست آن و تخيل اشياى تاريك و سياه و خائف در خواب و عروض آن در زمان خريف و سن كهولت و تقدم تعب و بيدارى و هموم حزن و خوردن اغذيهء سوداويه مثل گوشت گاو و حيوانات وحشى دريافت شود ماده سوداوى باشد . و اگر وجع ممدد بلاثقل و بدون سيلان و التصاق و تقدم استعمال اغذيهء مؤلد رياح مدرك گردد مادهء ريحى باشد پس اگر رمد به شركت دماغ يا معده يا ديگر اعضا بود مشاركت او به ددستورى كه در ابتداى بحث امراض چشم مسطور شد مشخص نمايند

علاج تكدر و رمد خفيف

اكثر در آن ازالهء سبب كفايت مىكند و الا اگر به سبب حرارت باشد تدبيرش سبكتر از علاج رمد حار نمايند و ادويهء مبرده مقويهء چشم استعمال كنند مثلًا پارچه به گلاب و اندك كافور الوده بر چشم بندند و حفض صندل سفيد در آب كشنيز سبز يا شير دختران سوده بر حوالى چشم ضماد كنند و برگ تازهء سنگهاره ساييده قرص بسته بر چشم نهادن نيز مجرب است و شير دختران با سفيدى بيضهء مراغ و لعاب اسپغول يا بهدانه در چشم چكانند و شياف بر يوما استعمال نمايند و شياف ابيض و برود كافورى در چشم كشند . واهرن گويد كه عصارهء عنب الثعلب براى رمدى كه سببش دخان يا غبار يا حرارت آفتاب باشد نافع است و مع لك علاجش سكون دهد و ترك غذا و تقليل آن و جلوس در جاى تاريك‌ست كه در اين شفاى اوست . و شيخ مىفرمايد كه اگر با سبب معين تكدر امتلاى خون يا مادهء ديگر باشد به فصد و اسهال و غيره استفراغ آن كنند و گاهى تسكين حركت مواد و تقطير شير زنان و سفيدهء بيضه و غيره كافى گردد و در تكدر كه از ضربه افتد خون گرماگرم پر كبوتر يا خون بال آن يا خون اعضاى ديگر آن در چشم چكانند و بسا است كه تكميد آن باسفنج يا صوف در روغن گل يا طبيخ عدس تر كرده و يا تقطير شير زن پسر دار از پستان گرماگرم كفايت كند و الا شياف ابيض در طبيخ حلبه سوده در چشم چكانند و در تكدر كه از هواى سرد عارض شود حمام نافع بود به شرطى كه نوبت برمد و ورم نرسيده باشد و بدن و سر ممتلى نباشد و آبى كه در آن بابونه و اكليل الملك جوشانيده باشند يا آب حلبه در چشم چكانند . و ايضا تكميد به طبيخ بابونه و شراب لطيف بعد سه ساعت از طعام و نوم طويل بر شراب از علاجات نافعه نوشته‌اند خواه از افتاب يا از سردى يا از ديگر سبب باشد ليكن در سبب آفتاب شراب كثير المزاج مائى ابيض باشد و بايد كه حمام و تكميد بر نهار و ناشتا بود آنچه سبب جرب خفيف باشد اول جرب حك كنند پس علاج تكدر نمايند و گاهى بعد حك جرب تكدر خودبخود زائل مىشود . و اگر جرب عظيم باشد و احتمال حك نكند پس تليين و تنقيهء بدن و دماغ بر وفق استعمال نمايند تا كه محتمل تدبير حك گردد . و بدانند كه تكدر اگر به سبب اشياى گرم باشد اشياى بارد از ادويه و اغذيه دهند و تبريد مسكن نمايند به نحوى كه كور شد . و اگر به سبب تپ يوم باشد تبريد جمله بدن و تعديل او كنند و دواء الزعفران براى تكدر و اوائل رمد خفيف كثير النفع و مجرب است بگيرند زعفران صبر حضض فوفلى عصارهء ماميثا صندل سرخ گل‌سرخ هر يك پنج جزو افيون نيم جزو كوفته و بيخته شياف سازند هر يك به وزن يك مثقال و در سايه خشك كرده عند الحاجت يك عدد آن را به گلاب يا آب كشنيز تازه ساييده بر پلك و ابرو ضماد كنند . و اگر در هر دو چشم باشد دو شياف به كار برند و چون بعد از تكدر رمد ظاهر گردد عليل را در خامهء كم روشن نشانند و تقليل غذا و شراب نمايند و تكثير نوم كنند و بدواء الزعفران مذكور ضماد نمايند . و اگر بشب چشم بچسپد به آب و سركه آن را بشويند و بشياف مجفف اكتحال نمايند اگر اين تدبير كفايت نمود بهتر و الا فصد و اسهال نمايند و شير در چشم بچكانند . و اگر وجع بسيار باشد گل‌سرخ به طبيخ اكليل الملك سرشته ضماد نمايند

علاج كلى انواع رمد و نوازل چشم

به قول شيخ و ديگر مجربين قانون مشترك در تدبير رمد مادى بلكه سائر امراض مادى چشم تقليل غذا و تخفيف آن است بقدرى كه نيك هضم گردد نه به حدى كه گرسنگى افراط كند و اخيتار آنچه مؤلد خون محمود باشد و اجتناب از منجرات و لحم سوء هضم و جماع و حركت و غضب و از شراب و ترشى شديد همچون سركه و سماق و حصرم و مالخ و حريف مثل كراث و ثوم بصل مؤلد خلط غليظ كدر مانند كرنب و عدس و قبض طبيعت و افراط خواب و كثرت بيدارى و شب خوارى و استحمام كثير و خمر كدر غليظ سرنگون داشتن و تأمل در اشياى دقيقه و كثرت كلام و صياح و قى و جز آن جمله مضرات چشم كه در ابتداى اين مقاله مسطور شد خداوند رمد را مضر بود . و گويند كه خرما و انجير و شفتالو و مويز و عسل و انگور شيرين و خرپزه و بادنجان و جوز بالخاصيت مولد رمدست از آن احتراز كنند و تناول فواكه تر سواى اندك بهى و ناسپاتى جائز نيست و نيشكر بنا بر تولد او رطوبات را در معده و ازدياد اشك مضر بود و تناول نان و خرما و گوشت و حلوا و خواب بر پهلوى چپ مطابق حديث نبوى صلى الله عليه و سلم