افيون زردچوب هر يك برابر قرنفل كوفته در پونلى بسته درابى كه كوكنار تر نموده باشند پونلى را تر نموده بر چشم بگردانند كه رافع درد چشم است .
و ايضا بونلى مشهور اهل هند براى درد چشم اين است كه لوده پهنكرى مرداسنگ هلدى زيرهء سفيد هر واحد يك تانك افيون در سوخ مرج سياه چهار عدد نيله تهوتهه يك سرخ باريك ساييده پونلى بسته در آب پوست خشخاش تر كرده بر چشم بگرداند و در خير التجارب است كه پوست خشخاش پهنكرى لوده برگ سرس مغز گهيكوار از هر يك دو درم كوفته پونلى بسته در آب كوكنار هر روز پونلى نو به عمل ارند .
و اگر آهك در آب حل كنند و يك زمان نگهدارند تا آهك ته نشين شود بعده لوده پنهانى به قدر هفت ماشه در آب مذكور بسايند و در پونلى بسته در همان آب بدارند و زمان زمان گرد چشم پونلى را بگردانند براى رمد مفيد بود و ضماد رسوت يك ماشه افيون زعفران هر واحد يك سرخ پوست هليلهء كابلى هفت ماشه در آب حب بسته وقت حاجت به آب ساييده بالاى چشم نيز رافع درد چشمست .
و اگر ديو دارد ارهلد را كوفته بيخته در شير زن يا گوسفند انداخته بر آتش گذارند چون بجوشد كف آن را گرفته در چشم كشند نافع بود .
و گويند كه اين دوا برمد دموى و صفراوى مخصوصست و بلغمى و سوداوى و ريحى را نيز نافع لكين در دموى بعد فصد و تليين به كار برند و در صفراوى تليين فقط نمايند و تليين به طبيخ هليله و كشمش و مغز فلوس مناسب و خوردن كشنيز خشك با نبات وقت خواب نافع ليكن نزد احقر استعمال چنين ادويهء حاده در رمد صفراوى مناسب نيست و حضض زيرهء سفيده لوده پهنكرى بريان زردچوب گل ارمنى هليلهء سياه پوست هليلهء زرد انزروت هر يك سه ماشه زعفران افيون خالص هر يك يك ماشه قرنفل دو عدد عنب الثعلب چهار ماشه صندل سرخ دو ماشه كوفته بيخته به آب عنب الثعلب سبز حب نموده نگهدارند و به آب مذكور ساييده ضماد نمايند كه نافع درد چشم و ورمست حار باشد خواه بارد و كذالك هرهلدى افيون هر واحد يك ماشه بوده پهنكرى هر يك دو ماشه كوفته بيخته به آب حل كرده بر چشم طلا نمودن در هر قسم رمد معمول مؤلف بقائى است .
و گويند كه اگر هليله آمله هر يك يك جزو اصل السوس چهار جزو چشميزج پنج جزو كوفته در آب برگ تمر هندى ساييده شياف سازند و در سايه خشك كرده به آب خالص حل كرده در چشم چكانند در هر قسم رمد تسكين درد فى الفور نمايد
ذكر ادويهء مسكن وجع رمد
ضماد مخ گوسفند كه مجرب ابن ماجه است و كذا زردى بيضه و روغن گل و زعفران كه مجرب سويدى است و در نسخهء ارسطو شير زنان نيز داخلست و كذا افسنتين بميفتخج پخته و كذا گلسرخ خشك در شراب پخته و كذا سفرجل مشوى مدقوق و كذا مسكه پنج بار به آب و سه بار در گلاب شسته و كذا حلبه و خشخاش به آب يا گلاب ساييده و كذا لعاب حلبه و كذا تخم بادروج به شراب و كذا عدس و سفرجل بريان و روغن گل و كذا عصارهء برگ پروج بسويق شعير و كذا نشاسته در سفيدى بيضه و آرد جو و شير دختر حل كرده و كذا سيب شيرين مشوى ساييده و كذا كتيرا به گلاب و كذا زعفران اكليك الملك آب كشنيز سبز زردى بيضه به آب طبيخ خشخاش يا بعصارهء بيخ يا به آب طبيخ آس سرشته و كذا آب كاسنى و آب خرفه و آب به و آرد جو .
و اگر وجع شديد باشد آب عنب الثعلب اضافه كنند و كذا روغن گل و برگ كاسنى سوده و آرد جو و زردهء بيضه حل كرده و كذا زاج بحرى سوده بحرير بيخته بمسكهء مغسول آميخته و براتش پخته حتى كه منعقد گردد و كذا حماما زردى بيضهء مسلوق روغن گل زعفران حل كرده و كذا شراب كهنه بسويق جو و كذا برگ بنفشهء سبز سوده به روغن گل و شير دختران آميخته و كذا فوفل و مرو زعفران مساوى در زردى بيضه و روغن گل آميخته بصوف مرغرى يا پنبه آلوده و كذا كنجد مطبوخ به شراب كه مسكن ضربان و محلل ورم و نافع رمد صعبست و كذا بزر بنج تخم خشخاش پوست خشخاش مساوى ساييده و آرد جو سه جزو آميخته و كذا آرد جو و اكليل الملك گل بابونه كشنيز سبز در رمد صعب و شدت الم و كذا نان تازه بىنمك بميفختج آميخته و كذا زردى بيضهء خام يا قدرى پخته و كذا سويق شعير و برگ بنفشهء سبز و كذا شادنج مغسول و كذا گلسرخ خشك مطبوخ كه مجرب سويدى است و كذا وضع قطعهء ريهء حمل بر چشم و كذا برزقطونا و آب عنب الثعلب و روغن گل و كذا طحلب و برگ خشخاش و عصارهء حى العالم كه عجيبست و كذا موم سفيد يك درم به روغن گل شش درم براتش نرم گذاخته وقت اشتداد وجع و كذا نزد ضربان شديد گلسرخ خشك به طبيخ اكليل الملك و بعده اكتحال درور اصفر و كذا زردى بيضه و اكليل الملك و كذا زردى بيضه و عقيد عنب و كذا انار شيرين مع شحم ساييده به شراب حلو پخته و كذا اكليل الملك برگ كشنيز سبز زردى بيضه روغن گل و نان گندم منقوع در رب عنب ريمله آميخته و كذا عصارهء اكليل الملك بزردى بيضه و كذا غبار آسيا بر و كذا آب عنب و زردى بيضهء مسلوق و كذا ميفتخج و اكليل الملك و زعفران به قدر گرسنه و افيون مخلوط كرده و كذا زعفران و گل سرخ و زردى بيضه و كذا آرد گندم برب عنب مطبوخ و كذا خولان به گلاب و قطور سفيدى بيضه در چشم در ابتداى رمد مبرد و مغرى و مسكن الم و حرارت و حرقت و مزيل خشونتست و كذا تقطير او در حمام بعد نقاهى بدن به تنقيه در حال تسكين درد كند و مكرر بتجربه رسيده و كذا آب كشنيز سبز و شير زنان و كذا افيون در شير دختر بر سنگ سوده و كذا نشاسته در شير دختران حل كرده و كماد اسنفج در آب گرم تر كرده به مرات و كذا گلنار و اكليل الملك جوشانيده به طبيخ آن و اكتحال به دخان كندر و كذا بشياف نشاسته دو درم سفيداب زعفران صمغ عربى هر واحد يك درم افيون نيم درم باريك ساييده و در آب عنب الثعلب