تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
صاحب رمد را ممنوع‌ست و اسفاناخ و جو پخته مفيد . و جالينوس نيز تخفيف در غذا و اقتصار بر ماء الشعير نوشته و معده نه خالى باشد و نه ممتلى و آب بسيار نبايد نوشيد و لباس او سفيد نباشد . و ايضا در رمد و سائر امراض مادى چشم اعلاى و سادهء سرو حذر را از پستى او واجب بود و گريبان كشاده دارد و از تدهين روغن بر سر و تقطير او در گوش و چشم اصحاب رمد و نوازل چشم را اجتناب ضرور بود كه شديد المضرت‌ست و شانه كردن در موى سر سفيد و نگذارند كه موى سر بلند گردد مگر كسى كه عادى باشد بگذاشتن موى بلند در سر كه او را نافع است . و به قول ارجيحانس حلق رأس به مضراق نافع رمد است و شعر كثير مضر است لا سيما گر قصير باشند و واجب است كه نظر صاحب رمد بر بياض و شعاع آفتاب و چراغ و آتش و چيزهاى براق واقع نشود بلكه فرش و پوشش او سياه و يا سبز بود و بر روى او پارچهء سياه بياويزند و خرقهء زر و نيز مفيد گفته‌اند و مسكن او معتدل مائل بظلمت باشد و بوى خوش در آن نباشد . و ايضا صاحب رمد بروز خواب نكند تا بشب خواب آيد و حتىالمقدور تدبير خواب آوردن كنند بشم رياحين و شمامهء لفاح و افيون و غيره كه آن علاج جيدست و هر چند كه باستعمال بعضى از مخدرات مثل خوارنيدن . و اگر در سجده اذيت يابند موضع سجده را بلند گردانند و بر آن سجده كنند و دعت و سكون اختيار نمايند و ادامت تليين طبيعت و اماله و منع ابخره در علاجش ملحوظ دارند و فصد سررو نمايند كه موافق جميع انواع اوست . و اگر رمد شديد باشد از فصد چندان خون برارند كه خوف غشى گردد زيرا كه اخراج خون بسيار بسا است كه فى الحال صحت مىبخشد و لين طبيعت در اين مرض نيز امر لابدى است بلكه اسهال خلط غالب بر خون بعد از فصد لا بد است و جهت تليين اين مطبوخ كه در انواع رمد از مجربات انطاكى است بدهند بگيرند گلقند سى درم شكرى بورحار و عسلى در بارد تمر هندى بنفشه هر واحد بيست درم عناب اسطوخودوس هر واحد ده درم همه را در ده چند آن آب بجوشانند تا ربع آن بماند صاف كرده پانزده درم فلوس خيارشنبر ماليده صاف نموده استعمال كنند . و اگر نكايت دماغ اشتداد نمايد بيست درم تمر هندى كوفته شب در گلاب دو چندان تر كرده صبح صاف نموده سى درم عقيد ممسك در آن حل كرده در دواى سابق آميزند يا عقب آن بدهند و اين انجب علاج‌ست خصوصاً هنگام غلبهء رطوبت با اصلاح اغذيه و منع خوشبو و آنچه مخرج ارواح باشد و كحل انزروت كه در علاج رمد حار در ذيل ذكر ادويهء نافع ورم حار چشم مسطور گردد در سائر اقسام رمد مجرب او است و انكباب بر بخار گل‌سرخ مطبوخ و ضماد بدان نافع است و ادامت نظر به سوى خمر كه در جوش باشد در دفع رمد مجرب است و نقوع هليلجات و كشنيز در جميع اقسام رمد مفيد . و اگر ماده از عضو ديگر به چشم آيد تنقيهء آن عضو نمايند و جذب ماده به سوى خلاف جهت به فصد يا حقنه و حجامت و غيره كنند و گاهى فصد قيفال كفايت نكند و به قطع شريان صدغ يا پس گوش احتياج افتد تا طريق وصول ماده منقطع گردد و اين وقتيست كه ماده از شرائين خارج به چشم آيد و حجامت نقره و ارسال علق بر پيشانى قريب بنفع اوست . و اگر كفايت نكند فصد رگ گوشهء چشم و رگ پيشانى نمايند با آنكه حجامت نقره بعد فصد بالغ‌النفعست و ارسال زلو قائم مقام حجامت نيز سريع النفع مشهود گشته . و جالينوس گفته كه در رمد مادام كه ابتداى ورم باشد سزاوار است فصد قيفال پس اگر بقيه از رمد باقى ماند فصد عرق ماقين و تليين طبيعت نمايند . و بقراط نوشته كه جميع اورام عين را به تحليل مىبرد فصد و آشاميدن دواى مسهل . و فيلغرس نيز گفته سزاوارست كه ابتدا نمايند در علاج رمد به فصد و اسهال . و سرابيون گويد كه چون چشم عضويست كثير الحس و سريع القبول بهر امراض واجب است كه در ابتداى علت آن ادويهء موضعيه را استعمال نمايند بلكه ابتدا به فصد قيفال از جانب علت نمايند . و اگر احتياج شود اخراج خون بسه دفعه نمايند يعنى در روز اول دو دفعه فصد كنند و روز دوم يك مرتبه اگر مانعى نباشد كه مناسب‌ست براى جذب مادهء منصبه چشم و بعد از آن بياشامند مطبوخ متخذ از هليلهء كابلى و زردآلو و تمر هندى و مويز منقى و شاهتره و عناب و ترنجبين بايازج فيقرا و يا اندك تربد يك مرتبه بعد ديگرى تا آنكه تنقيهء سر حاصل گردد . و اگر با حرارت زيادتى رطوبت مجتمعه در سر باشد بهتر چيزى از نقوع صبر در آب باران يا به آب كاسنى تازه يا آب عنب الثعلب نيست تا آنكه حدت آن تسكين يابد پس حب صبر و مصطكى يا حب قوقايا بدهند تا آنكه تنقيهء تام بدن و سر حاصل گردد و بعد از آن متوجه ادويهء موضعيه گردند و حجامت بين الكتفين و حجامت ساقين را نيز نفع تمام‌ست . بالجمله چون تنقيه كامل يافت متوجه علاج چشم گردند و بچكانند سفيدهء رقيق بيضهء مرغ دائم روز و شب و يا تأثير دختران تنها يا با شياف ابيض يا با لعاب بهدانه . و اگر ماده هنوز در انصباب باشد برگ عنب الثعلب و عصى الراعى و خرفه و كشنيز تر و برگ بارتنگ و برگ نورستهء كلم يا برگ نورسته اسفرجل يا امرود يا برگ عوسج يا كاسنى و آرد جو و مغز نان سميد و خشخاش سفيد و اصل السوس و بنفشه و گل‌سرخ و روغن گل و كدو و گلاب و مانند آن سوده ضماد نمايند و هر ساعت تبديل كنند و چهره را به گلاب يا آب سرد باندكى سركه و يا آب حلبه و يا آب مطبوخ پوست خشخاش بشويند و در ابتدا ادويهء باردهء رادعه و در انتها رادمهء مخلوط بمحلله نافع است و ضماد آرد جو اكليل الملك و گل بابونه و گشنيز تازه مفيد است و اكتحال بذرور ملكا يا در ابتدا صرف