تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

[ صاحب تكمله ]

صاحب تكمله و غيره اطباى هند مينويسند كه انگوز و نيم درم هميشه بخورند كه به فالج نيز نافع آيد . و گويند كه بر عضو خدر شرط زده توتياى سبز و نوشادر در آب ليمون ساييده بمالند و حسب حاجت مكرر به عمل آرند و بيخ نيل كوفته بيخته هر روز نهار دو درم به آب گرم تا شش ماه بخورند و از جميع ترشى و بادى پرهيزند و اولى آنكه در اين اثنا گاه گاهى تنقيه ميكرده باشند و استعمال خاكستر هر تال كه در آب دو دهى خرد كشته باشند تا چهل روز نهار و درم به آب گرم تا شش ماه بخورند و از جميع ترشى و بادى پرهيزند و اولى آنكه در اين اثنا گاه گاهى تنقيه ميكرده باشند و استعمال خاكستر تخم دهتورهء سياه هشت جزو داخل كرده بسايند بعد شيرهء برگ آگ داخل كرده خوب كهرل نموده طلا كرده باشند مجرب صاحب بقائى است .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه هر چه محلل و مسخن باشد بدان علاج كنند و در استفراغات تقديم بحقنهاى حاده نمايند پس اسهال بحب شيطرح و حب منتن كنند و هر گاه بدن از ماده پاك گردد روغن بيدانجير يا روغن كلكلانج به ماء الاصول بياشامند بعده موضع را به روغن فتاء الحمار يا روغن فرفيون يا روغن قسط كه در آن جندبيدستر و عاقرقرحا سوده آميخته باشند بمالند . و اگر اين كفايت نكند ايارج جالينوس و لوغاذيا دهند . و بالجمله اين علت منذر بفالج است لهذا در آن تهاون نبايد كرد كه مؤدى بفالج گردد و بتدابير مذكوره در به آب فالج معالجه كنند و تبديل مزاج ببلادرى و معاجين قوى التسخين و التلطيف نمايند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد كه چون سبب محدث خدر مثل سبب محدث فالج است الا آنكه ماده در حذر اندك سبب و ضعيف است لهذا در علاج حذر به ادويهء كه در مدار و قوت كمتر از ادويهء محتاج اليه در فالج باشند احتياج مىافتد پس نظر كنند اگر خلط خام باشد با ماء الاصول خفيف چند روز تا ظهور نضج بدهند بعده حب اصطمخيقون تنقيه كنند . و اگر اين فائده نكند حب منتن دهند و بعد تنقيهء نطول ادويهء مسخن محلل بر عضو نمايند و روغن خيرى و ياسمين و به آن و مانند آن بمالند و صبر و مردراب پودينه حل كرده و عاقرقرحا و مويزج باريك سوده هر دو به سركه و آب پودينه سرشته بر آن ضماد كنند و از اغذيهء مؤلد بلغم و از جماع اجتناب نمايند و اغذيهء مسخن كه قوى الاسخان باشن مثل نخوداب به زيت و زيره و شبت و لحوم ماكيان و دراج و كبك و امثال آن بدهند و بعد نضج و تنقيه در حمام داخل كنند و در امر حذر و عنايت به چيزى كه در آن بنوشانند تمهل ننمايند كه امرا و مؤل باسترخا گردد و علاج مشكل شود .

[ طبرى ]

طبرى گويد به نظر بزاج مريض و قوت او بايد كرد پس به حسب مزاج و قوت او معالجه نمايند اگر مزاج او رطب باشد علاج او به اشياى قوى الحرارهء كه در رعشه ذكر كرديم مثل حب منتن حار و حبوب قوى الحرارهء و معاجين مسخنه و مالش اعضا به روغنهاى گرم منشف مثل روغن قسط و فاردين و فرفيون و سداب جبلى و غرغره بمويزج و عاقرقرحا و بايارجات كنند . و اگر مزاج حار باشد قسمى از عرض يا سوء تدبير يا اكثار اشياى مرطبه در حذر مىاندازد پس واجب است به اشياى مفرط الحرارهء علاج نكنند تا حذر زائل نشود و اين اشياى حاره بسائر اعضا و مزاج مضرت رساند و مؤدى به تشنج و فسادى گردد كه تلافى او ممكن نبود بلكه در معالجهء آن حقنهاى معتدل بادهان متوسط الحرارهء مثل روغن خيرى و روغن بيدانجير و مانند آن استعمال نمايند و در مالش اكتفا كنند به روغن مجموعه كه آن روغن خيرى و ياسمين و بيدانجير و روغن بطم همه مجموع است به غير آنكه در آن چيزى از فرفيون يا سداب بجوشانند و مريض را مسهلات متوسط الحرارهء مثل حب اصطميخقون اصغر و حب ايارج خورانند و غرغره بمويزج و سماق و خردل و مانند آن سازند پس اگر ذر در هر مزاج كه باشد مستعر گردد مريض را مسهلات متوسط الحرارهء مثل حب اصطمخيقون اصغر و حب ايارج خورانند و غرغره بمويزج و سماق و خردل و مانند آن سازند پس اگر حذر در هر مزاج كه باشد مستعر گردد مريض را ماء الاصول به روغن بادام تلخ بنوشانند و بعد از آن ايارج جالينوس مقوى بتربد و غاريقون دو سه دفعه خورانند در شرب ماء الاصول بهر هر شربت مسهل هفت روز باشد و مالش عضو حذر به دست و يا خرقه گرم كرده اگر مزاج انسان بسيار رطب باشد خيلى نيكوست و در امر انواع معالجات حذر طول نمىكنيم بهر آنكه معالجهء او مثل معالجهء رعشه و فالج قريب به يكديگر است و نبض صاحب حذر هر گاه عام باشد بطى متفاوت بود و قارورهء او سفيد غليظ و بايد كه غذاى او اشياى مسخنه مثل گنجشك و كبوتر بچهء پروازى و زيت ركابى و نخوداب به زيت و لحم حملان يك سال باشد و از معجونات جوارش كسروى كه معروئف بجوارش عنبرست و ترياق اربعه استعمال كنند و امر كنند دائم بخائيدن مصطكى و كندر و ريختن آب دهند و حذر در مزاج رطب منذر بفالج و بقوه به حسب عضو حذر بود .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد بر خوردن زنجبيل و شبت لزوم نمايند و فلفل سياه به زيت مطلقاً استعمال كنند و آنچه در رعشه مذكور شد به عمل رند و ترياق الذهب مجرب است و كذا شرب زهرهء ماده گاو و با هم‌وزن آن روغن كنجد مجرب .

[ محشى شرح اسباب ]

محشى شرح اسباب نوشته كه اذحال قرطم در حقنه مخسن عصب است چنانچه مذكور شد . و رازى گفته كه اگر حلتيت نيم درم و مثل آن سكبينج بخورند و چند روز برين مد او است نمايند حذر را نفع بخشد و خوردن گوشت بريان خرگوش نيز نافع بود و از مجربات در ازالهء اينست محذور قريب مكانى كه اندران يا زير يا بالاى او حمام باشد سكونت اختيار كند . و ابن زهر گفته كه چون كبوتر را دانهء گرسنه بست روز بدهند وض دانهء ديگر بعد از آن گوشت او بخورند حذر را نفع كند و چون پانزده روز حب المحلب خورانند نيز نافع و مجرب نوشته و همچنين اگر ده روز حب المحلب خروس را دهند . و رازى نوشته كه خوردن خردل و ضماد آن نافع و حذرست و ضمادش با سركه مجرب منست . و حنين گفته كه كرباى دارفلفل حذر را نفع مىكند . و مالقى نوشته كه چون فلفل را سوده در زيت پخته بر موضع حذر نهند بسيار نافع بود و كذا طبيخ وج شربا و نطولا نافع است و ابن بيطار طلاى روغن كنجد و زهرهء مادهء گاو مساوى