بر خدر مجرب و مزيل آن بلا شبهه نوشته .
و ايضا گفته كه اگر لحم مملح خشك كردهء دلدل بخورند در ازالهء حذر مجرب است .
و در تحفه نوشته كه شرب بول بقر براى دفع اين مرض مجرب است و كذا زيت انفاق نيست و دو درم و مثل او عسل و ثلث او كندر .
و اگر روغن شونيز سه روز در حمام بخورند و از آب سرد اجتناب نمايند حذر را زائل كند و مجرب است .
و رازى ذكر كرده كه اگر عاقرقرحا و حب الغار و مويزج و فرفيون و مرزنجوش و به ورق و خردل هر واحد اوقيه فلفل جندبيدستر هر واحد دو اوقيه را كوفته به روغن قثاء الحمار سرشته بعد تنقيه بر عضو مخدور ضماد كنند حذر را دفع كند .
و حكيم علوى خان اين روغن را مجرب نوشته .
صفت آن تخم حرمل فاوانيا سورنجان جوزبوا قسط تلخ خردل برگ سداب ايرسا سنبل الطيب شونيز عاقرقرحا حب الغارگل حنا شخم حنظل پوست ترنج بوزيدان گل كادى هر يك ده مثقال همه را در ده رطل آب بجوشانند تا سه رطل باقى ماند صاف كرده سه رطل زيت كهنه آميخته بپزند تا آب فانى گردد و روغن بمالند پس موميائى و عنبر هر يك دو مثقال روغن بلسان شخم خرس يا ماكيان هر يك ده مثقال روغن جوز و پسته هر يك پانزده مثقال آميخته بگذارند پس فرفيون جندبيدستر هر يك سه مثقال مشك يك مثقال داخل كرده حل كنند به عهده در روغن مطبوخ اول حل نمايند تا خوب مخلوط گردد ضماد علوى خان و ملخص حكيم شريف خان كه براى حذر بلغمى مجرب است موم زرد پيه خرس يا ماكيان هر يك دو مثقال روغن زيت چهل مثقال قسط تلخ بارز داشق جاوشير عاقرقرحا هر واحد يك مثقال جندبيدستر مشك عنبر فرفيون هر يك دو دامگ حرمل خردل هر يك دو مثقال شونيز حب الغار مغز ساق گاو را تينج سليخه سورنجان فلفل سياه غبار آسيا هر واحد يك و نيم مثقال ادويهء كوفتنى را كوفته و گداختنى را گداخته آميزند و ضماد كنند مسوح نافع عاقرقرحا فلفل قسط تلخ كوفته و بيخته در روغن زيت كهنه آميخته استعمال كنند و اين شموم نافع حذرست شونيز عنبر مشك كوفته در صرهء كتان بسته ببويند و اين سعوط نافع بنطافلن شونيز عنبر در آب آذان الفار سوده استعمال نمايند .
علاج خدر دموى و سوداوى و صفراوى
در دموى فصد كنند و خون وافر برداند و تقليل غذا نمايند و بعد چند روز به مطبوخ هليله اسهال اورند و مبردات مثل روغن گل مع سركه و كافور و صندل بر عضو طلا كنند و اشربهء حامضه بنوشند و نوشيدن شربت ليمون به عرق گاو زبان عظيم النفهست و بمروزهء سماق و حصرم غذا سازند و اغذيهء مؤلد خون ترك كنند و آنجا كه موجب انصباب خون وضع عضو بود بر هيئتى واحد تا زمانهء دراز در اكثر تغير هيئت كفايت كند و در حذر رسوداوى از تنقيه و تعديل هر چه در علاج امراض دماغى سوداوى مذكور شد به عمل ارند .
و اگر بهر پهوكه شاهتره چراتيه مرچ سياه پوست هليله آبله هموزن گرفته به قدر يك و نيم توله در پارچه بسته شب در آب تر كنند و صبح آن آب را بريزند و ادويهء مذكور ساييده بديگر آب صاف نموده قدرى مرچ سياه سوده بر آن پاشيده بنوشند و همچنين تا چهل و يك روز استعمال نمايند و در اين اثنا غذا نان گندم خشك بى نمك بخورند و در ازالهء حذر از مجرباتست و معجون نيب و اطريفل شاهتره كه در قراباذين مسطور شد نيز مجرب است و در حذر صفراوى علاج امراض عصبى و دماغى صفراوى نمايند .
علاج باقى انواع خدر
آنچه از تپ و قرب غشى باشد بازالهء آن كوشند و به تقويت قلب سوزاند و آنچه قريب موت افتد لا علاجست و آنچه از خوردن ادويهء سميه و گزيدن كژدم و مار عارض شود تدبير هر يك در به آب سموم خواهد آمد و ترياق فاروق در هر سم جامع النفع است .
و گويند كه بيخ بادنجان در نفع قائم مقام او است و شخصى را از خوردن سم الفار خدروست و پا عارض شده بود بمداومت شرب شير گاو امر كردم و از آن نجات يافت و آنچه از سوء مزاج بارد واقع شو روغنهاى گرم بر عضو و مبدأ اعصاب او بمالند و آب نيمگرم بريزند و اضمده و نطولات حار استعمال كنند و عضو را آنچنان بمالند كه سرخ شود و شستن عضو به بول گاو و خردل مجرب گفتهاند و هر چه در علاج امراض عصبى بارد گذشت به عمل آرند و در خدر ضغطى ورمى و خراجى علاج ورم و خراج كنند به طورى كه در باب اورام خواهد آمد و آنچه از بستن عضو باشد ربط بكشايند پس بآهستگى بمالند و تدبير رض عصب و خلع و كسر در فضل آن مذكور گردد بدان رجوع نمايند و آنچه از رسيدن نوك نشتر بعصب در فصد و يا از قطع عصب باشد علاج نپذيرد و در جلوس بر يك هيئت تغيير هيئت كنند و عضو را بآهستگى مائل نمايند و بمالند و در خدر يبسى علاج امراض عصبى يابس به عمل آرند و آبزن علوى خان كه در رعشهء يبسى گذشت استعمال نمايند و صاحب خدر از خوردن برف حذر كند .
اختلاج
يعنى جستن اعضا و آن حركت عضلانى غير ارادى حادث در موضعى است از بدن مانند پلك و معده و طحال و غير آن از اعضاى آليه و عضلات و آنچه متصل بآنهاست از اعصاب و جلدى كه ملتصق او است نيز حركت كند و اختلاج در عضو بسيار رخو مانند دماغ و عضو بسيار صلب مثل استخوان به هم نميرسد بسبب عدم ماده در اول