و عدم نفوذ آن در ثانى و سبب اختلاج ريح غليظ بخارى سريع التحليل است و از اين جهت دفعه حادث شود و به زودى زائل گردد و ليكن اگر سبب قوى بود بعد زوال باز عود كند يا بى سكون تا زمانى طويل قرار گيرد و اكثر در ابدان و زمان يا رد داستان و امزجه بارد و از خوردن اشياى سرد و غسل كردن به آب سرد عارض شود و از چيزهاى گرم ساكن گردد و بيشتر ريح محدث اختلاج از مادهء بارد در طب حاصل شود و گاهى اعراض نفسانى مثل فرح و غم و خوف و غضب و غيره باعث اختلاج ميشوند و پس اسباب مذكوره را چنان مشخص نمايند كه اگر در اختلاج كوتاهى زمانهء او و سرعت حركت معلوم شود از مادهء حار بود و الا از بارد و قارورهء صاحب اين علت در اكثر مائى يا غليظ عديم الحرارهء و نبض او ابطى متفاوت بود و علامت صحت او احتداد قاروره و سرعت نبض است و اختلاج عام بدن منذر بسكته يا تشنج يا كزاز بوده و دوام اختلاج در عضلات شكم منذر بماليخوليا و صرع در روى منذر بلقوه باشد و در زير شراسيف و پهلوها گاهى بر درم حجاب سينه دلالت كند .
و ايضا دوام او منذر بفالج است لا سيما اگر در انها بارد دستها يا در اصول گوش باشد و اختلاج لب زيرين گاهى مقدمه رقى باشد و در ابتداى لقوه و صرع لازم بود .
علاج اختلاج از مادهء بارد
بپارچهء درشت بمالند در روغن جوز طلا كنند و بكمادات مسخن مثل نمك و سبوس گندم و جاورس و زيره و زنجبيل و نانخواه و شبتو شونيز در صره بسته و يا آب بحر و يا آب نمك در مثانه يا شيشه پر كرده تكيه كنند و روغنهاى محلل چون روغن بابونه و خيرى و قسط و فرفيون بمالند و ابتدا به روغن ضعيف كنند پس قوى استعمال نمايند و شيرهء باديان شيرهء انيسون شيرهء زيرهء سياه عسل يا گلقند داخل كرده بياشامند و اكثار عسل اكلًا و شرباً و كذا طبيخ رازيانج نمايند و به خوردن گلقند عسلى و مرباى زنجبيل و ديگر ادويهء كاسر رياح مداومت كنند و بدلك و تغميز و رياضت لزوم نمايند .
و اگر از اين تدير زائل نشود مسهل بلغم و حب اختلاج دهند و خوردن ايارج فيقرا مقوى بتخم حنظل در اين خاصيتى دارد استفراغ به ايارج روفس نيز نافع است و بعد از آن مداومت تمرنج عضو به ادويهء مسخنه كنند و جندبيدستر را به روغن زنبق تمريخا در دفع اختلاج خاصيتى است .
و روغن حكيم اكمل خان و ديگر ضمادات محللهء مذكوره در فالج و لقوه به كار برند و حب كچله و معجون آن و ترياق اربعه با شربت بادرنجبويه و يا باديان استعمال نمايند و هر گاه دماغ خرگوش به ماء العسل بخورند اختلاج را نفع دهد .
و جالينوس در ميامر نوشته كه هر گاه اختلاج دوام كند بدن را بحمام متخلخل سازند و دلك بپارچهء زخشن كنند و روغن قسط و زنبق كه در آن جندبيدستر حل كرده باشند بمالند و سركهء كهنه كه در آن پودينه و مرزنجوش پخته باشند بر بدن طلا نمايند و بعده به روغن نيمگرم و نمك دلك اعضا كنند و ماء الاصول به روغن بيدانجير بياشامند بعد استعمال قدرى لوغاذيا .
و بالجمله اگر اختلاج دوام كند علاجش مثل علاج رعشه و لقوه و فالج كنند و بايد كه در اين مرض تلطيف تدبير نمايند و غذا نخوداب و شورباى گنجشك و كبوتر و امثال آن بمصالح گرم بدهند و از خوردن آب سرد و برف و شراب بسيار و منضجات و مبردات و اغذيهء غليظه و مكثفه باقلا و كمامخ و امتلا و تخمه طعام شب و آشاميدن آب در شب و رسيدن هواى سرد به بدن و غسل به آب سرد اجتناب كنند .
سويدى گويد كه در اختلاج روغن گل نارنج و كذا رطبهء مسلوق و مطيب به زيت تا پانزده روز خوردن و يا انجرهء مسلوق و مطيب به روغن بادام غذا ساختن مجرب منست و شرب طبيخ ايرسا و مداومت اكل كرنب مخلوط به روغن زنبق و يا عاقرقرحا نيم درم به جلاب و يا سداب و يا اسطوخودوس هر روز يك درم تا دو درم به ماء العسل تا سى و پنجروز كه منفعت عجيب دارد و يا طبيخ بهار و يا عصارهء غافث و يا بيخ راسن به عسل سرشته و يا فلفل و كذا شرب و تمريخ روغن پوست زرد اترج و يا روغن ايرسا و يا روغن غار و يا روغن سوسن ابيض و يا روغن گل بهار و يا روغن بلسان نيم درم و تمريخ روغن خردل و يا كبريت به روغن به آن و يا روغن سداب و استحمام به آب درياى شور و ضماد ببورق و غذا بخورهء مرغ نر مسلوق و طنجن به زيت انفاق و زيرباج آن به سركه و عسل و مغز بادام مقشر ساييده و يا كبوتر بچهء مسلوق و مطنجن و مصوص به سركه و عسل و دارچينى يا سنبل الطيب و يا كبك مسلوق و مشوى و مصوص به دستور مسطور و يا قنابر زيرباج به طريق مذكوره و يا عصافير مطنجن و يا دراج مشوى نافع است و بايد كه هنگام طبخ اين طيور سر و كردن آنها دور نمايند .
طبرى گويد كه رعايت مزاج عليل و سائر قوانين نمايند اگر علاج ممكن بود معالجه تحقنها كه در علاج ليثرغس و نسيان و رعشه مذكور شد بايد كرد و به حبوب كه ذكر كرديم تنقيه نمايند و اين حب از قوى ترين چير بيست كه در اختلاج ميخورانند شخم حنظل شيطرج هندى حب الغار هر يك دو ثلث درم سكبينج يك درم ايارج فيقرا تخم كرفس انسيون نانخواه هر واحد نيم درم همه را ساييده در شراب صاف سرشته حبهاى كوچك بسازند و به وزن سه درم بخورانند قبل از آنكه خشك گردد .
و اگر اين كفايت كند بيخ شربت در مدت بست و پنجروز اگر مزاج متحمل باشد از اين حب بخورانند نسخهء آن بگيرند سكبينج و جاوشير و جندبيدستر و حلتيت هر واحد يك درم بعده پنج درم تخم كرفس و انيسون در شراب كهنه خوب جوش داده صاف كرده ادويهء مذكور را در اين شراب تر كنند هر گاه بگذارد بر آن ايارج فيقرا ايارج شروديطوس هر يك سه درم آميخته بسرشند و به قدر فلفل جها ساخته دو درم به آب نيمگرم بخورند .
و اگر اين هم كفايت نباشد ايارج لوغاذيا خورانند و ترياق كبير دو دانگ در آب تخم كرفس حل كرده اندك روغن