تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
كه اكل بقله رطبهء مسلوق و ضماد آن و شرب آب آن و تخم آن به روغن و شم لحاى آن و كذا بچهء كبوتر كه آن را تا يك ماه دانه گرسنه خورانيده باشند و سر و گردن با آن نپزند و كذا اگر آن را حب المحلب پانزده روز بخورانند و سر و گردن او بعد ذبح دور كنند و همراه او نپزند و آن بچه را بخورند و كذا تنقل مغز حب الصنوبر كبار به شكر و كذا احلتيت جندبيدستر شخم حنظل قنطوريون دقيق هر واحد نيم درم هر روز خوردن در رعشه مجرب من است و از اطباى ديگر نقل كرده كه شرب بيخ خطمى به شراب و يا عسل و يا جندبيدستر تنها و مخلوط به روغن گل تا سى و پنج‌روز هر روز يك درم يا با پودينهء كوهى آميخته و يا شرب حجر المها يك مثقال و يا قسط هندى تنها يا به عسل بست ورم و يا غافث و يا اكل كرنب بستانى بدوام و يا دارچينى كه نفع بليغ دارد و يا دارچينى مخلوط بقردمانا و يا شورباى خروس پير بقرطم و بسفايج و نمك و يا لحم ماكيان كه يك ماه او را حب گرسنه خورانيده باشند و يا روغن حرمل و يا فلفل و يا مغز حب الصنوبر كبار به عسل آميخته و يا روغن شونيز و يا روغن بلسان نيم مثقال مخلوط به روغن بادام تا ده روز متصل و يا فرفيون و يا اكل بقلهء فرنجمشك و شرب عرق آن و يا حب صبر بهر تنقيهء ماده و يا قنيطوريون دقيق هر روز سه درم به آب گرم تا هفت روز متصل و يا يك مثقال از آن با نيم درم جندبيدستر و يا خربق سياه بهر قى و يا حب الغار و بالحم افعى مصلح به ددستورى كه در تركيب ترياقست و يا حلتيت به قدر باقلا صبح و هنگام خواب و يا روغن بلسان هر روز نيم مثقال به شراب حلويا نبيند مويز يا عسل تا ده روز متصل و يا غاريقون و يا فلنجه و يا درونج و يا روغن نارجيل و يا كراث و يا مداومت اكل فندق و يا ايرسا و يا گلنار يك درم ده روز متواتر به جلاب و يا سرونجان و يا سداب بستانى سه وقيه درنه وقيه آب جوشانيده تا نصف بماند صاف نموده و به وزن او زيت طيب داخل كرده بجوشانند تا آب فانى گردد و زيت بماند و اين روغن پنج درم بنوشند و طلا روغن جندبيدستر و يا قسط هندى مخلوط به روغن غار و يا فلفل و يا بيخ قثاء الحمار چهار درم حاتيت يك درم و غبار آسيا پانزده درم با هم سرشته گرم كرده و يا كرنب و يا وضع صوف مغموس در زيت كهنه گرم كرده بر فقرهء وى از قفار پشت و يا سركه و يا روغن نارجيل و يا ضماد شيطرج و تمريخ روغن خردل بر فقرات پشت و گردن و يا زيت مخلوط بفلفل و يا روغن و كذا شرب و تمريخ روغن دارچينى و يا روغن ياسمين برى و يا روغن شبت و يا روغن خردل و يا روغن بطم و يا روغن بيدانجير و سعوط روغن حرمل به آب مرزنجوش و يا مغز چلغوزه و يا روغن شونيز و تعليق حجر المها كه آن بلورست و يا بلاد رويارته و غذا به آب طبيخ نخود سياه مطيب بصعتر و زيت و يا چغندر تنها و بخردل و يا گنجشك مطبوخ به آب لبلاب و قرطم هر واحد نافع .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد كه امر به ترك جماع و شراب صرف خصوصاً بر گرسنگى كنند و عسل و جوز بسيار خورانند و بچقندر و خردل و شورباى خروس پير بقرطم و نمك غذا سازند و روغن خردل و بابونه بمالند و بر استفراغ بايارجات كبار لزوم نمايند و اين معجون مجرب است در سه روز يك بار به قدر دو مثقال به ماء العسل گرم بخورند اسطوخودوس قنطوريون قرنفل هر يك ده درم پوست هليلهء كابلى صعتر دارچينى هر واحد هفت درم تربد غاريقون حلتيت جندبيدستر هر واحد چهار درم زعفران عاقرقرحا هر واحد سه درم به عسل سرشته بردارند و آنچه در فالج گذشت در اينجا كار برند .

[ ابو سهل ]

ابو سهل گويد كه بعد تنقيه بحب منتن و حب شيطرج روغن بيد انجير و روغن سداب و روغن فرفيون و روغن قسط و روغن قثار الحمار بمالند .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه اگر اين مرض از اخلاط متشربه يا غليظ باشد يا علت راسخ گردد محجمه بر فقرهء اولى از فقرات پشت به غير شرط نهند و در آبزن روغن گرم و شورباى روباه و كفتار و بز كوهى نشانند و آخر الامر هر گاه مرض به طول انجامد جندبيدستر در شربت عسل و يا بايارجت كبار دهند و حب مرتب از سداب و اسقولوقندريون خورانند و از دماغ خرگوش بريان رده انتقاع بسيار مىيابند و چيزى كه مرتعش را نفع مىكند اينست كه شربت عسل به آب مطبوخ تخم خطمى و برگ امونيون نيم اوقيه بنوشند و همچنين عصارهء غافث به آب خورند و علاج استرخا بعينه استعمال نمايند . و اگر رعشه خاص در سر باشد باستعمال اسطوخودوس به قدر يك درم يا دو درم تنها يا باريج فيقرا هر واحد يك درم حب بسته يا به شربت عسل تجربه كرده شده و حب قوقايا از يك درم تا يك و نيم درم در هر ده روز يك بار خوردن نيز مجرمست .

[ طبرى ]

طبرى گويد علاج نوع رعشه كه از فساد مزاج بارد باشد پرهيز مريض است و اقتصار بر لحم حمل يكسالهء بريان به زيت و منع او از اكثار از آن و نوشيدن شراب كهنه به مقدار معتدل و خوردن حبوب حاره مثل حب شطيرج و حب سكبينج و حب اصطمخيقون و حب نفط و يا اين حب بگيرند سكبينج صاف و حلتيت هر يك دو درم جاوشير يك و نيم درم اين همه را در آب كرنب نبطى تر كنند تا بگذارند بعده بگيرند تخم كرفس و انيسون و باديان و اشنه و عاقرقرحا هر واحد يك درم صمغ سداب و فرفيون و جندبيدستر هر واحد دو ثلث درم سليخه از قشور و چوب او پاك كرده غاريقون و تربد هر واحد دو درم وج يك و نيم درم مشك رع درم همه را كوفته بيخته با صموغ مقوعه سرشته جها مثل فلفل سازند و انگشتها را وقت بستن حبوب به روغن بلسان چرب كنند شربتى از آن سه درم به آب نيم‌گرم سه شربت در مدت سى روز از اين حبوب بخورند بعده به اين حقنهء حاده حقنه كنند . نسخهء آن خار خسك بابونه اكليل الملك قرطم كوفته بزر كتان حلبه برگ سداب برگ شبت هر واحد يك كف قنطوريون دقيق