تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
براى تنفيذ بدان آميزند بعيد از صواب نباشد خصوصا چون حرارت مفرط نباشد و همچنين اگر شراب به آب مشروب آنها ممزوج سازند جائز است .

[ ابن عباس ]

ابن عباس گويد كه اگر تشنج از قبيل استفراغ باشد عسر البرء است و نميتواند كه اصلاح يابد الاسيما هر گاه باوى تپ باشد و فاضل جالينوس گفته تشنج كه از يبس حادث شود علاج نميكند و به نميشود الا آنكه تدبير صاحب او به تدبير مرطب سازند پس اگر آنجا تپ باشد ماء الشعير كه در آن عناب و سپستان پخته باشند بدهند . و اگر ماء الشعير در آب كدو بپزند در منفعت بالغ تر باشد و لعاب بهدانه و لعاب اسپغول به اندك روغن بادام شيرين و روغن كدو بنوشانند و مسح زبان او به اين لعابات مع روغن بادام شيرن كنند و آب انار شيرين به روغن تخم كدو و روغن بادام شيرين بنوشانند و ماء القرع به شكر طبرزد و روغن بادام بدهند و سعوط به روغن تخم كدو و روغن بنفشه و يا روغن نيلوفر و مانند آن كنند . و اگر تپ نباشد شير خر بنوشانند . و اگر ميسر نشود شير بز وقتى كه بدوشند و بر اعضاى متشنجه شير زنان يا شير خر و الاسيما بر سر بدوشند و لطوخ سر به لعاب بزرقطونا و روغن بنفشه سازند و بر سر و گردن او از خطمى و روغن بنفشه و آرد جو و بنفشه خشك كوفته بيخته به لعاب اسپغول سرشته ضماد كنند و آب مطبوخ بنفشه و برگ كاهو و جو مقشر كوفته بر يدن ريزند . و اگر ممكن باشد كه مريض را در ابزن نشانند كه در آن روغن بنفشه نيم‌گرم يا شير تازه باشد اول روز و آخر آن بعد از آنكه ماء الشعير يا بعض حريها يا لعابات به روغن بادام شيرين و روغن تخم كدو داده باشند بسار نافع بود و به روغن بنفشه يا روغن تخم كدو يا روغن نيلوفر يا روغن بادام مضروب به شير دختران يا شير خر بر بدن بمالند و خرقه در اين آلوده بر سر نهند پس اگر اعضا نرم شود و آثار صلاح پديد آيد برين تدبير ادمت نمايند . و اگر فائده نشود حقنه مرطبه كه در آن به آب پايچه و كله حملان و جو كوفته و سپستان و بنفشه و خطمى و اكليل الملك و بزر كتان و بهدانه و پوست كدو و تخم آن كوفته و مانند آن داخل كرده و بر آن بعض روغنهاى مرطبه مع شير دختران انداخته باشند به عمل آرند و به قدر حاجت از اين حقنه نمايند . و ايضا موضع متشنج را به روغن بنفشه مع مغز ساق بقر بموم سفيد يا پيه ماكيان يا بط و پيه خنزير غير نمكين گداخته بمالند . و اگر لزوم موضع باليه غير مملحه نمايند نافع باشد . و ايضا مالش از پيه خرس و پيه مرغابى نفع بين كند و اين ضماد نافع است بگيرند كنجد و بزر كتان و حلبه هر واحد يك جزو و باريك بسايند تا مثل مرهم شود و پيه بط سه جزو مخلوط ساخته اندك كتيرا سوده آميخته مثل مرهم ساخته بر عضو متشنج ضماد نمايند و هر گاه در بعض اوقات طبيعت قبض گردد تليين بفلوس خيارشنبر و ترنجبين در طبيخ عناب و سپستان ماليده باسد كرد و غذا باشد كه پايچه حملان و جداى بيض و اكارع خنازير و لحم حنا نيض و اسفاناج و سرمق و چقندر مطبوخ به روغن بادام و ماهى رضراضى هاربى مطبوخ بطور اسفيدباج يا بحريرهء معمول از مغز گندم به شكر طبرزد و روغن بادام و بيضه نيم برشت باشد و از فواكه انگور و شفتالو و انار شيرين و مانند آن دهند و از اشياى يابسه مثل سركه و نمكسود و نمك و عدس منع كنند .

[ خجندى ]

خجندى و غيره مىنويسند كه ترطيب بدن به اشياى مرطبه مثل نوشيدن شربت خشخاش و شربت بنفشه و خميره آن و ماء الجبن و شورباى لحوم چرب از فراريج و جدى و حملان و جلوس در طيخ برگ كاهو و برگ كدو و بنفشه و نيلوفر و خطمى و برگ خشخاش يا تخم خشخاش و برگ چقندر و نطول بدان و تمريخ عقب آن بقروطى معمول از روغن بنفشه و موم سفيد و كتيرا باشد كرد و لحوم سريع الانهضام و مذكوره بخورانند و آب نيم‌گرم بر جسم بريزند و شيرخشت بخورانند كه از ترنجبين سرد تر است .

[ طبرى ]

طبرى گويد كه آنچه بدان علاج اين كنند آن است كه اگر مزاج مريض متحمل باشد ماء الجبن به روغن بادام بنوشانند و ترطيب غذاى او كنند و اسفيدباجات به اطراف و آب اكارع مطبوخ بجو و گندم در تنور لازم گيرند و بگيرند موم روغن از روغن بنفشه و تسقيهء آن به آب برگ خبازى و برگ خطمى و لعاب بزر كتان و سفيدى بيضه سازند و مثل مرهم ساخته بر عضو دائم تمريخ آن نمايند و لزوم جلوس در ابزن آبهاى مطبوخ برگ بنفشه و برگ خطمى و برگ خبازى و بابونه رطب و فيلكوش و مانند آن كه در آن لزوجت و رطوبت باشد بايد كرد و موضع را از هواى سرد مفرط و حار مفرط محفوظ دارند و از اغذيه حار و اغذيه غليظه منع كنند و نديم خداق اطبا را كه بمعالجه اين علت بعد استحكام طمع صحت آن كرده باشند و صالح تر آنچه در امر اين مريض عمل كنند آن است كه تدبيرى نمايند كه بر حال خود باقى ماند و عضو لاغر بسيار نشود و ابن سيار صاحب اى مرض را امر باحتقان از ادهان مثل روغن خيرى و روغن بنفشه و روغن اكارع و مانند آن باضافهء مياه محلله مىكرد .

علاج تشنج ايذائى

در ازاله و منع سبب موذى كوشند مثلا آنچه از شرب چيزى سمى يا لسع عقرب و غيره باشد بخورانيدن ترياق ثمانيه يا اربعه به جلاب و غذا نخوداب و بهر چيزى كه در به آب سموم خواهد علاج آن نمايند و آنچه از خلوط حاد بود به تنقيه و تبريد عضو باضمده و نطولات و ادهان و غيره و بدانچه بهر تشنج صفراوى مسطور شد پردازند و آنچه از وجع عارض شود بتسكين وجع و قطع سبب آن كوشند و آنچه از برد شديد بود روغنها و نطولات و كمادات گرم به كار برند و ادويه حار خورانند و هر چه بهر دفع ضرر سرما در اخر كتاب گفته آيد استعمال نمايند و آنچه از ورم و قزع عصب يا از قى زنگارى يا از انصاب صفرا و در مرض هيضه يا از امراض اعضاى عصبيه يا از ديدان عارض گردد تدبير هر يك به موضعش بيايد ان شاء الله تعالى . و بالجمله در شركى هر نوع كه باشد اولا علاج آن عضو به علاج مخصوص او و بعد از آن تمريخ عضو متشنج به ادهان موافقه نمايند .
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 317 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )