تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
و نبات سفيد ساخته باشند يا گوشت حلوان يا پايچهء حلوان باسفاناج و روغن بادام يا چوزهء مرغ با ماهى رضراضى دهند . و اگر تپ باشد با گوشت حلوان مع بقول مرطب مثل كدو و خيار و يا مزورهء ماش با مغز بادام و كدو و اسفاناخ و خرفه و سرمق بدهند و باقى تدابير مرطب از علاج تپ دق اخذ كنند .

علاج امراض عصبى بلغمى

و آن استرخا و فالج و تشنج و تمدد و لقوه و رعشه و حذرست بايد كه تا چهار روز عوض آب و غذا بر ماء العسل اكتفا نمايند . و اگر مريض برداشت كند تا هفت روز ماء العسل به حسب مزاج مريض مرتب سازند مثلًا اگر در مزاج مريض برودت زياده نباشد شهيد يك جز و در هشت جز و چهار جز و آب به آتش ملايم بجوشانند و كف بردارند هر گاه سوم حضه بسوزد صاف كرده در شيشه اندازند و بدهند و يا در يك جز و شهد شش جز و آب اندازند چون نصف بماند صاف كرده بدهند . و اگر برودت زياده باشد شهيد يك حصه و آب دو حصه بجوشاند چون دو حصه بماند صاف نموده بدهند . و اگر در ماء العسل به جاى آب 6 قيات مثل عرق باديان يا عرق گاو زبان كنند بهتر باشد . و اگر قوىتر خواهند دارچينى زنجبيل مصطكى زعفران هيل جوز الطيب بسباسه كوفته به قدر حاجت در صره بسته در اثناى جوش داخل كنند . و اگر حرارت در مزاج بود ماء الشكر يا جلاب معمول حكيم ذكاء الله خان عوض ماء العسل دهند و روز پنجم يا هشتم شورباى كبوتر و هوئهه بيروغن بدهند و روز هشتم منضج بلغم دهند . و اگر غلبهء برودت محسوس گردد به زور و حشايش مثل انيسون تخم كرفس از وفاى خشك فقاح اذخر قنطوريون دقيق سيياليوس نانخواه قردمانا و اصول مقل بيخ كرفس بيخ كبر بيخ اذخر بيخ مهك حسب حاجت در منضج افزايند و يا ماء البرّور يا ماء الاصول سبك بدهند و گاهى منضج از اصل السوسن باديان اسطوخودوس بيخ باديان انيسون تخم كرفس عود صليب فقاح اذخر گاو زبان هر يك چهار ماشه گلقند عسلى چهار توله مطبوخ كرده ميدهند . و اگر حرارت لاحق باشد انيسون تخم كرفس طرح ساخته گل بنفشه عنب الثعلب هر يك چهار ماشه و تخم كاسنى تا ده توله زياده ميكنند . و اگر حرارت زياده‌تر باشد بادبان و فقاح اذخر نيز حذف كرده تخم خيارين مىافزايند و در اخر مويز منقى بيست دانه پرسيادشان چهار ماشه اضافه مىسازند . بالجمله اگر مزاج اصلى حار باشد و يا تپ داشته باشد ادويهء بارده مثل بنفشه و نيلوفر و كاسنى و خيار بن خصوص بابزور منضجات براى اصلاح دهند و اصول ندهند كه بيش دارند تا بضعف طبيعت منجر نگردند و گل سرخ گل نيلوفر و غيره حشايش بارده براى تپ و اعانت ادويهء مسهله و اصلاح و رعايت مزاج حار اصلى در مسهل نيز ميدهند بنا بر ضرورت به احتياط بايد دارد و گر نه كار بشيرجات ميكشد ليكن بتامل فهميده بدهند . و اگر مزاج اصلى حار نباشد و يا تپ نباشد اصلًا و مطلقاً نبايد داد كه مضرت دارند و غذا در اثناى منضج به دستور شورباى مذكور . و اگر كافى نباشد شورباى دو كبوتر بسازند و به خوردن گوشت او امر كنند بعده در شوربا حبوب گرم اول به قدر سه توله اندازند پس زياده كنند مثل نخود موتهه و قرطم و اندك فلفل و دارچينى بعد از آن برنج داخل نمايند و در مزاج حار شورباى با شكار و يا بره با بازير حاره بدهند و كبوتر ندهند كه محرق خونست و در اين امراض بعد از ماء العسل يعنى بعد از روز چهارم يا هفتم يا چهاردهم به جاى آب عرق باديان يا گاو زبان ميداده باشند . و اگر بر مزاج سردى غالب باشد عرق اذخر و دارچينى غير قوى بدهند اما اگر مزاج حار متحمل ماء العسل نباشد يا تپ عارض شود از اول روز استعمال عرق عنب الثعلب يا باديان مضايقه ندارد بعد از آن روز شانزدهم مسهل بلغم دهند و يا در منضج مذكور غاريقون سه ماشه تربد موصوف شش ماشه برگ سنا يك توله قنطوريون چهار ماشه مغز فانوس شش توله شيرهء مغز بادام شش دانه افزوده مسهل دهند . و اگر عمل خوب نكرد بسفايج شش ماشه افتيمون چهار ماشه ما حب النيل چهار ماشه زياده سازند و در يوم الراحه تبريد كه در مسهل بلغم معمول است يا اسطوخودوس كنو چه گاو زبان هر يك چهار ماشه جوشانيده گلقند دو توله داخل كرده تخم ريحان پاشيده بدهند . و اگر حرارت محسوس شود گاو زبان خطمى خبازى عنب الثعلب هر يك چهار ماشه جوشانيده با شربت بنفشه دهند . و اگر حرارت زياده بود بهدانه نيز داخل كنند خواه لعاب و به شربت اسطوخودوس دو توله فرنجمشك چهار ماشه پاشيده بدهند و بعد دو مسهل باز منضجات داده به حسب ايارج يا حب شيار تنقيه نمايند و بهتر آن است كه در ميان گل دو يا سه مسهل استعمال منضجات كنند يعنى نضج دهند پس استفراغ ماده نمايند و باز اعادهء منضجات كنند پس مسهل استعمال نمايند و همچنين به عمل آرند زيرا كه اين امراض بارد و متمكن در اعصابست و غذا روز مسهل وقت و بهر آب يخى گوشت كبوتر و وقت سه پهر كچرى موتهه دهند و بعد از تنقيه معجون سير و دواء المسك حار و معجون اذاراقى و معجون هندى و معجون حاويدى و لعوق معمولى و ديگر معاجين گرم بخورانند و شربت عسل و شربت ابريشم و عرق تنبول و عرق تنباكو و عرق هندى مركب استعمال كنند و روغنهاى گرم مثل روغن دهتوره و روغن قسط و روغن بيدانجير مركب و روغن هفت برگه و روغن موم و روغن بيش و روغن حواصل و روغن مبارك و روغن كلان و روغن روباه و روغن چوب چينى و روغن عسل بمالند . و ايضا بعد تنقيه عطوسات و سعوطات و غراغر منقى دماغ به عمل آرند و در طبيخ ضبغ عرجا نشانند و ترياق فاروق دو دانگ يا مثروديطوس يا ترياق اربعه تناول كرده عقب آن قرنفل دارچينى عود هندى عود صليب هر يك يك مثقال در عرق باديان جوشانيده
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 281 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )