تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
و اگر با سكنجبين عنصلى بسرشند هم خوب است و در نسخهء ديگر حرف يك نيم درم عود صليب دو نيم درم نيز داخل است .

معجون اسطوخودوس از علوى خان كه در صرع بعد طعام استعمال كرده مىشود

[ صفت آن ]

اسطوخودوس افتيمون عاقرقرحا به سفائج عود صليب هر يك چهار مثقال مويز منقى ده مثقال به عسل سه وزن ادويه بسرشند شربتى دو مثقال .

[ معجون جامع الاسرار ]

معجون جامع الاسرار تأليف انطاكى كه مجرب است براى تفتيح سدد و تقويت دماغ و ازدياد او و در عقل و حفظ و تنقيهء رياح و سردى و بالجمله نافع سائر امراض دماغ است تركيب او را ياد دارند

[ صفت آن ]

پوست هليلهء كابلى يك جزو غاريقون زنجبيل گشنيز خردل اشنه تخم كرفس صبر هر واحد نيم جزو گل سرخ مصطكى سنبل الطيب عود هندى هر واحد ربع جزو زعفران قسط مشك عنبر لادن هر واحد ثمن جزو آنچه حل كردنى است در گلاب حل كنند و باقى عقاقير را بسايند و با همچند آن شهد كف گرفته بسرشند شربتى يك مثقال و گاهى آن را به آب باديان و كرفس سرشته حبها مىسازند و گاهى در آن تخم حنا همچند صبر افزوده مىشود و به غايت نفع مىكند و گاهى حل كرده طلا مىسازند و بدان سعوط مىنمايند . مؤلف گويد كه اگر اين معجون را در صرع استعمال نمايند تخم كرفس و آب او كه بالخاصية مضر صرع است داخل نكنند بلكه عوض او تخم سيساليوس يا انيسون اضافه سازند .

اقوال حذاق :

[ مؤلف خلاصة العلاج ]

مؤلف خلاصه العلاج مينويسد كه نخستين به نضج و تلطيف ماده مشغول شوند به اين مطبوخ عنب الثعلب باديان گاو زبان اصل السوس اسطوخودوس سيساليوس هر كدام دو مثقال عود صليب نيم مثقال جوشانيده صاف نموده گلقند ترنجبين هر يك ده مثقال حل كرده صاف نموده بدهند و در مقدار ادويه به حسب سن و قوت مزاج بكاهند و بيفزايند و بعد نضج به ايارج فيقرا و غاريقون و سيساليوس و صبر سقوطرى بدن را پاك نمايند بعد از آن به حب اسطوخودوس تنقيهء دماغ فرموده بمعجون زبيب و معجون سيساليوس با سكنجبين عنصلى چند روز مداومت كنند و در هفته يك بار عاقرقرحا باريك سوده با عسل سرشته يك مثقال به آبى كه در آن اسطوخودوس جوشانيده باشند بدهند . و اگر احياناً باز عود كند حجامت پس گردن كنند و ايارجات كبار چون ايارج روفس ومثرديطوس و ترياق كبير بدهند و اين معجون در ايام راحت مناسب‌ست سيساليوس اسطوخودوس هر كدام ده درم غاريقون پنج درم قردمانا حلتيت زراوند مدجرج هر كدان يك نيم درم كوفته بيخته با عسل كه مثل آب آن عنصل به قوام آورده باشند بسرشند شربتى يك مثقال . و اگر در اين ايام حرارتى عارض شود بسكنجبين اطفا نمايند و باز به علاج نخستين مشغول گردند و دوائى كه در آن غاريقون يك مثقال است و در قول صاحب كامل خواهد آمد در اين وقت باعث تنقيهء خلط محدثست و معجون انطاكى نيز از مجربات است .

[ سويدى ]

سويدى گويد كه شرب بيخ و تخم سيساليوس و اسطوخودوس و آذان الفار و عصارهء آن و آب شابانگ و دارشيشعان و ايرسا و تخم گذر و برنگ كابلى و كاذريوش و شيح ارمنى و حماما و خرابق سياه و برگ غار و روغن آجر و تخم بادروج و بقلهء اوداشنه و جاوشير و وج و روغن بلسان و كاشم هر واحد نافع و كذا غاريقون تنها و بسكنجبين عنصلى و سه اسولوسات از آن به جلاب و كذا به جلاب و كذا انبطافلن يك اوقيه به شراب تا سى روز و كذا طبيخ بيخ و برگ ساق او به شراب و كذا برگ اد يك مثقال به عسل تا سى روز و كذا سكبينج تنها و يا صمغ بطم و فقاح اذخر حب ساخته و كذا بيخ فاشرا هر روز يك مثقال تنها و به شراب و كذا كرم بيضا هر روز دو درم تا سى روز متواتر به شراب و كذا قلوب كرم سودا در اول طلوع آن سوده و كذا سركهء عنصل سكنجبين آن و بصل او مشوى بعصل يا سكنجبين عسلى سرشته يك مثقال و كذا فاوانيا و تخم او نيم دانگ به آب يا دو درم از آن ساييده بگلقند عسلى سرشته و كذا قردمانا دو درم و كذا لادن پنج دانگ بسكنجبين عنصلى و كذا تخم حندقوقا و يا آب آن به عسل و يا بقلهء او مطبوخ و كذا ترياق فاروق به طبيخ سعتر و نانخواه و زيره و كذا زراوند مدجرح به آب سرد و كذا خربق سفيد يك و نيم درم بانيسون نيم درم و سقمونا سدس درم و كذا بيخ اقحوان مثقل هر روز به طبيخ فاوانيا سى روز متواتر و يا هر روز دو درم به شراب ريحانى بست و پنج‌روز متوالى و كذا قاقلهء كبار دو درم و كذا قاقلهء صغار بسكنجبين و كذا قنطوريون دقيق تنها و باسطوخودوس و كذا برگ قسطرن به آب گرم يا به شراب بست و يك روز و كذا شيطرج و رزنباد و خبطيانا و تخم بادروج و اشق يك مثقال و قسط و افسنتين و هليلهء كابلى هر واحد به عسل خوردن و كذا بنگ دو درم و كذا زهرهء ملخ بسكنجبين عسلى و كدا تخم فنجنكشت به آب و كذا ريوند چينى دو درم هر روز تا مدت بست و پنج روز متواتر و كذا خولنجان دو درم دائم و كذا دارچينى به آب و كذا حرمل سه من در ده رطل شراب كهنه جوشانيده تا ربع بماند هر روز ده درم از آن نوشيدن عجيبست و كذا روغن عاقرقرحا هر روز نيم درم تا يازده يوم نوشيدن و كذا حب بلسان يك مثقال خوردن و ضماد و شرب زراوند طويل يا ميعهء سائله يا بنگ يا اشق و سعوط آب سداب يا حلتيت به آب مرزنجوش يا به آب سلق و يا قاقلهء كبار و يا كبريت به قدر حبه به شير دختر يا به روغن بادام يا به روغن سداب و يا آب شابانك يعنى برنوف و يا دهنج سوده بمشك آميخته سخ حبه و يا زهرهء سمانى به آب مرزنجوش و يا روغن عاقرقرحا و يا روغن تخم فاوانيا و مشك زعفران و آب سداب همه به قدر نيم درم چند بار
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 256 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )