به آب عناب بخورند و گاهى هر دو نوع بهمن اضافه كرده مىشود .
و جالينوس به بهمن سرخ .
و ايضا كشيز تر و خشك امر كرده و سر ايشان را بدانچه در سرسام گذشت طلا نمايند .
[ مير عوض ]
مير عوض مىنويسد كه در ابتداى مرض و در ماليخولياى دماغى رگ صافن بكشايند و الا رگ اكحل و اين منضج دهند بيخ باديان بيخ كاسنى اصل السوس بسفائج گاو زبان بادرنجبويه هليله كابلى جوشانيده صاف نموده افتيمون به قدر حاجت ماليده با ترنجبين بنوشند و سكنجبين افتيمونى به نسخه شيخ الرئيس در انضاج و تنقيه به رفق اثرى عجيب دارد هر بامداد به طريق مناسب تا ده روز بنوشد و نسخه آن در قول خجندى گذشت و اين شربت از مجربات حكيم على در صورت قلت ماده و استعداد اعضاى رئيسه بتولد خلط سوداوى عظيم النفع است تخم كاسنى بادرنجبويه تخم فرنجمشك هركدام بيست درم گاو زبان سى درم برگ بادرنجبويه پانزده درم اصل السوس ده درم بسفائج باديان هركدام هفت درم همه را در شش مثل آن گلاب و دو چندان آب سيب بجوشانند تا سه چند بماند صاف نموده قند سفيد آميخته شربت يا سكنجبين مرتب سازند و بعد از حصول نضج اين مطبوخ افتيمون بدهند هليله كابلى اسطوخودوس مويز منقى هركدام ده درم شاهتره بسفائج سناى مكى هر يك پنج درم در سه رطل آب بجوشانند چون يك رطل بماند افتيمون ده درم در آن انداخته بگذارند تا سرد شود صاف كرده غاريقون سفيد يك درم تربد سفيد دو درم صبر سقوطرى مثل آن اضافه كرده با شكر شيرين ساخته بنوشند و اين مطبوخ حنين بن اسحاق به جهت زنى صاحب سودا تأليف نموده هليله زرد هليله سياه هليله كابلى بسفائج در سه رطل آب بجوشانند تا به نصف آيد سناى مكى افتيمون اضافه نموده چند جوش داده صاف نمايند پس آلوبخارا تمر هندى مويز منقى با دو رطل آب علىحده بجوشانند تا به نصف رسد صاف كرده بست و پنج مثقال آن را با چهل مثقال آب صاف كرده اول و پانزده مثقال شكر سفيد بنوشند و اين طبيخ افتيمون موافق نسخه كامل است هليله زرد ده درم هليله كابلى هليله سياه هر كدام هفت درم بليله امله هركدام چهار درم مويز منقى سى درم آلو بخارا پانزده دانه گاو زبان برگ بادرنجبويه اسطوخودوس غافث هركدام چهار درم بسفائج سه درم تربد سفيد كوفته دو درم همه را در پنج رطل آب بجوشانند تا يك رطل و ثلث رطل بماند آنگاه افتيمون پنج درم اضافه نموده بجوشانند تا بيك رطل آيد ماليده و صاف نموده غاريقون سفيد يك درم با قدرى عسل سرشته اضافه كرده بنوشند و چون ده بار يا زياده اجابت شود عمل دوا را به لعاب اسپغول يك مثقال گلاب عرق گاو زبان بيد و قند سفيد قطع بايد كرد بعد از آن به تعديل مزاج بكوشند و سر را بعد تراشيدن موى به روغنهاى مرطب تر دارند و حمام رطب به آب شيرين پيوسته استعمال نمايند .
و اگر نوبت ديگر مسهل رسند حب اصطمخيقون يا حب اسطوخودوس تنقيه كنند و از بنفشه و نيلوفر و جو مقشر و بابونه و پوست خشخاش نطول سازند .
و اگر بدن خشك و لاغر و ماده كمتر باشد و غلبه خون چندان محسوس نشود به هيچ وجه فصد و مسهل روا ندارند و بترطيب بدن و تعديل مزاج و تفريج و تقويت قلب بكوشند و از بهترين منقيات كه اصحاب ماليخوليا در صورت احتياج تنقيه به آن محتاجاند ماء الجبن به اين صورت است بگيرند شير بز جوان سرخ رنگ فربه كه مدت چهل روز از زادن او گذشته باشد مقدار دو رطل و در ديگ گلين نو بجوشانند و به چوب انجير كه سر او را مقشر نموده و كوفته باشند حركت همىدهند و بعد از آنكه دو سه جوش آيد سكنجبين بسيار ترش به قدر دو اوقيه در آن انداخته بنهند تا سرد شود و صاف كرده افتيمون پنج درم به روغن بادام چرب ساخته در آن بخيسانند و صبح به دست ماليده صاف نموده لاجورد مغسول حجر ارمنى هر كدام يك مثقال اضافه نموده بنوشند .
و اگر خواسته باشند شبانگاه وقت خفتن حب لاجورد بمعجون نجاح سرشته ورق نقره پيچيده بخورند و بامداد ماء الجبن با مغز فلوس و ترنجبين و شيرخشت بدهند .
و اگر طبع مجيب و ماده قليل باشد ماء الجبن ساده عجيب النفع است و تصرفات به حسب مزاج اندران جائز است چنان كه گاهى تمر هندى در آن بخيسانند و بقند سفيد شيرين ساخته بدهند و گاهى اسطوخودوس و افتيمون و گاو زبان به حسب احتمال قوت و وقت و عادت بيفزايند و مداومت حمام رطب در روز مسهل بعد از فراغ اسهال در روز راحت قبل از غذا و نطول آب گرم بر سر به غايت سودمند است و بايد كه مجلس او را با زهار بارده و مياه جاريه و اوتار ساز و الحان دلكش آراسته دارند و در جميع احوال از رعايت قلب و تقويت آن غافل نباشند و به مفرحات و مبدلات بتفريح و تعديل وى كوشش نمايند و مفرح ياقوتى بوعلى در اين باب از مجربات است .
[ گيلانى ]
گيلانى گويد كه علاج ماليخولياى حادث از احتراق سوداى طبيعى اين است كه اگر علامات خون ظاهر باشد فصد هفت اندام و تقليل خون سوداوى بدفعات نمايند و زنان را براى ادرار حيض فصد مابض و صافن كنند .
و اگر فصد ممكن نبود تدبير ترطيب و تنقيه بنوعى كنند كه در قول ابن عباس گذشت و يا بماء الجبن سفوفى دهند كه در قول جرجانى مسطور شد و معالجه او به علاج خفقان بارد كنند .
و اگر در بدن او حرارت و در نبض سرعت باشد علاجش به علاج خفقان مع الحراره نمايند و معجون نجاح و معجون افتيمون به شربت بادرنجبويه براى ايشان نافع است و اين مطبوخ افتيمون براى اين علت و جميع امراض سوداوى از چرب كهنه و بهق سياه مفيد بود هليله سياه بيست درم