بر حقنهها و فتائل اولى از مسهلات است .
و اگر از آن تنقيه نشود پس بعضى متأخرين تنقيه بحب ايارج جائز داشتهاند يا به ايارج لوغاذيا .
و اگر جندبيدستر پودينه مشك جوزبوا شيح هر واحد يك درم سائيده از آن مثل تفاحه ساخته دائم ببويند مفيد بود و اين نطول نافع است بابونه بادرنجبويه اكليل الملك مرزنجوش هر واحد درم جوشانيده بر سر ريزند .
و اگر وج را در آب نمك يك شبانه روز تر كرده بشويند و به عسل بپزند اين مرباى آن نافع بود و استعمال دارفلفل در حفظ زيادت بين نمايد و در معجون لبان هليله سياه ده درم عوض كندر داخل كرده دو درم بخورند و گويند كه اگر معجونى كه در آن زعفران است و در قول شيخ گذشت دو يا سه هفته استعمال كنند مرتبه شارب او بكهانت رسد و بايد كه صاحب او از البان و از آنچه از آن سازند اجتناب نمايد و يك مثقال از آن به گلاب بخورد و معجون فوتنجى نافع است و معجون لبان بسيار مفيد است .
[ ابن نوح ]
ابن نوح گويد كه علاج او حقنههاى حاده است و بستن ساقين و فخذين بسيار محكم تا ماده باسفل منجذب گردد و اسهال بايرجات مذكور در به آب ماليخوليا و شم جندبيدستر و پودينه و غيره كه در قول مسيحى گذشت و جميع طيوب و ادهان و حشايش حاره لطيفه و تناول بلادرى و تعطيس بفلفل و خردل و شونيز و تغرغر بدان نيز و جندبيدستر به روغن سوسن و سركه بر سر نهند .
و به خردل و ثافيسا و جندبيدستر و فرفيون ضماد سازند كه قدما اين ضماد را در جميع اعضاى بارده مسترخيه و مخدره استعمال ميكردند .
و سر از بوره ارمنى بشويند و بر حنك عاقرقرحا و خردل و ايارج فيقرا طلا كنند و غذا نخوداب بخردل و حريره معمول از بادام به عسل سازند و ماء العسل به آب گرم و سكنجبين عسلى بزورى و شراب ريحانى بنوشانند و در آخر به حمام داخل كنند .
و انكباب بر آبهاى ملطفه محلله مثل بابونه و مرزنجوش و مانند آن نمايند وج مربى براى حفظ نيكو است .
و طريقش اين است كه بگيرند وج رطب و در آن سوزنها بزنند و يا بشكافند و در شيشه كرده روغن گاو چندان كه آن را بپوشد بر آن ريخته در جو دفن كنند و باقى تركيب همان است كه در قول جرجانى گذشت .
و همچنين است طريق ساختن زنجبيل مربى ليكن زنجبيل را در پارچه پيچيده در زمين نمناك تا چهل روز بدارند بعده به دستور سابق به عمل آرند .
[ انطاكى ]
انطاكى گويد كه شك نيست كه نكايت در اين مرض غالبا از برودت مىباشد پس واجب است اعتنا بتنقيه خلط بارد به ايارجات و شم فلفل و مشك و نسرين و اكل معاجين آن و بلادرى و تدهين به روغن خلوق .
و اين معجون از تراكيب ما در منع نسيان و صرع و فالج و لقوه و رعشه مجرب است : اسطوخودوس گل نسرين هليله كابلى هر واحد هفت درم شونيز مصطكى فلفل سفيد و سياه دارچينى هر واحد چهار درم صبر ريوند غاريقون كندر مغز پسته سكبينج هر يك سه درم مشك عنبر هر يك ده قيراط به عسل بسرشند شربتى از آن يك مثقال .
و اگر رطوبت غالب باشد سعد مثل صبر و عاج و زنجبيل هر واحد مثل اسطوخودوس زياده كنند .
و اگر بدان ارادهء بطوء شيب باشد باقى هليلهجات و برادهء آهن اضافه نمايند و قوت اين دوا تا هفت سال باقى ميماند .
[ طبرى ]
طبرى مىنويسد كه معالجه نسيان تنقيه بدن است به حسب امكان و استعمال قوانين و تنقيه آن به حقنهها و ادويهء مسهله كنند و بعد تنقيه نظر كنند به مزاج مريض اگر متحمل تنقيه دماغ باشد به اين حب تنقيه كنند : سنبل الطيب سليخه قرنفل هر واحد يك درم مصطكى اسارون گل سرخ هر يك دو درم افسنتين رب السوس هر واحد سه درم صبر سقوطرى پنج درم سقمونياى مشوى دو ثلث درم كوفته بيخته به آب بادروج يا آب برگ ترنج يا شراب صاف سرشته مثل فلفل حبها سازند شربت از آن دو درم و ثلث اگر قوت متحمل باشد دو يا سه شربت از اين حب بخورند .
بعده اگر مزاج متغير نگردد امر به غرغره و تحنك به ايارج فيقرا كنند و به خردل و مويزج و عاقرقرحا متواتر غرغره نمايند .
و اگر مرض زائل نشود اين سعوط به كار برند مشك يك حبه جندبيدستر يك حبه در روغن ياسمين يا روغن سوسن يا روغن خيرى زرد حل كرده دو ثلث درم از آن سعوط كنند .
و ابن سيار سعوط جندبيدستر مكروه ميداشت و به زهره كلنگ مع روغن ياسمين سعوط مىكنانيد و اثر نيك مىكرد و بعد از آن مالش سر بخرقه خشن كنند .
و اين ضماد نمايند جندبيدستر يك طسوج باداورد يك درم باديان دو درم خردل سفيد دو درم برگ آزاد درخت سه درهم همه را باريك سائيده به سركه كهنه و اندك زهره گاو آميخته بعد حلق رأس و دلك آن طلا كنند .
و اگر بر حدت اين ضماد بيمار صبر نكند اندكى از روغنهاى گرم در آن زياده كنند و امر بخائيدن كندر و انداختن آب دهن دائم كنند و از چيزى كه اين مرض را بالكل زائل كند چون صعب و متعسر گردد .
تنقيهء خورانيدن لوغاذيا به اين ترتيب است كه چند روز ماء الاصول بنوشانند بعد از آن هليله سياه ده درم مويز منقى بيست درم افتيمون هفت درم ريوند سه درم ريوند را كوفته همه را به دستور مطبوخ بپزند پس هفتاد درم از آن گرفته و ايارج لوغاذيا كه بر آن يك سال و اقل شش ماه گذشته باشد سه مثقال و نيم يا كم و زياده حسب مزاج بيمار بخورانند و عقب او مطبوخ مذكور نوشانند و پرهيز قبل تناول لوغاذيا از ده روز